جسد زنده » غزه http://jasadezende.ir/wp هزلیات یک مُرده‌ی زنده انگاشته شده Thu, 01 Jul 2010 19:28:22 +0000 fa hourly 1 http://wordpress.org/?v=6339 ترکیه؛ بدل ایران http://jasadezende.ir/wp/1389/03/turkey_insteadof_iran/ http://jasadezende.ir/wp/1389/03/turkey_insteadof_iran/#comments Tue, 01 Jun 2010 16:05:31 +0000 م. ع. http://jasadezende.ir/wp/?p=1954 اشاره: با اینکه برای تک‌تک حرفهایم سند هست اما نه حالش را دارم نه مهم است.

یادتان هست امام آمد گفت اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی؟ یادتان هست بسیج شد نمادِ اسلام‌باورانی که زیر بار زورِ استحمارِ مدرن نمی‌روند؟ یادتان هست. یادتان هست قرار شد موازی‌سازی کنند؟ یادتان هست قرار شد طالبان بشود بدلِ بسیج و سپاه و افغانستان بشود بدلِ ایران؟ یادتان هست قرار شد یازده سپتامبر بشود و این چارتا دماغوی عقب‌افتاده آن حادثه را گردن بگیرند تا بشود به اسلام حمله کرد؟ من یادم هست. یادتان هست دو سال پس از یازده سپتامبر، اسلام شد دین ترور و ایران شد محور شرارت؟ حالا ایران چه ربطی دارد به افغانستان یا طالبان یا یازده سپتامبر؟

یادتان هست احمدی‌نژاد به خاطر هولوکاست شد آنتی سمیتیست؟ یادتان هست احمدی‌نژاد به خاطر مواضع ضدصهیونیستی‌اش شد هیتلر؟ یادتان هست احمدی‌نژاد را غربی‌ها هو میکردند؟ یادتان هست احمدی‌نژاد هر جا می‌رفت، این پابرهنه‌های بدبختِ بوگندو برایش «الله اکبر» می‌فرستادند؟ یادتان هست احمدی‌نژاد بعد از سیدحسن نصرالله شده بود محبوب‌ترین شخصیت جهان اسلام؟ جهان اسلامی که به خاطر «هلال شیعی»، امثال فرید زکریا و مرجع تقلیدش عبدالله بن‌باز، این دو نفر را اخراجی‌اش محسوب می‌کردند. یادتان هست در جریان تابستان ۲۰۰۶ که همه جام جهانی می‌دیدند سید حسن تک نفره ایستاد جلوی اسرائیل و بشار اسد و احمدی‌نژاد تنها یاورانش بودند؟ اسلام‌گرایان ترکیه کجا بودند؟

یادتان هست اجلاس داووس را؟ یادتان هست که اردوغان نه به خاطر جنگ، نه به خاطر کودک‌کشی، نه به خاطر بمب فسفری،‌ نه به خاطر هفت ماه محاصره اقتصادی غزه،‌ نه به خاطر عدم وجود دارو در غزه، که فقط و فقط به خاطر «دو دقیقه کمتر وقت دادن» نسبت به وقتی که به پرز داده شده بود گفت به من توهین شده و جلسه را ترک کرد. یادتان هست چه بتی ساختند از اردوغان؟ یادتان هست عده‌ای از همین سبزها، که آن‌موقع برچسبشان اصلاح‌طلب بود و «تنش‌زدا» به‌به و چه‌چه می‌کردند که ببین! دیپلماسی به این می‌گویند!

یادشان نبود دو هفته پیشش، همین آقای ترکیه با اسرائیل مانور نظامی گذاشته بود. یادشان نبود خود اردوغان در صحبتهایش گفت که اسرائیل «قرار نبود» اینگونه عمل کند. یادشان نبود حتی پس از این حرکت نیز ارتباط نظامی آنکارا و تل‌آویو قطع نشد. یادشان نبود چون نباید یادشان می‌ماند. اما من یادم هست بعد از چند ماه از این واقعه که احمدی‌نژاد رفت ترکیه مردم چه «الله اکبر»ی می‌گفتند. من یادم هست که دستش را می‌بوسیدند.

حالا ترکیه شده کشور مدافع «حماس» و غزه. نمی‌دانم یادتان هست یا نه،‌ در جریان اختلافات فتح و حماس، «ریاض» ‌به میدان آمد و مذاکرات «مکه»‌ را پایه‌گذاری کرد تا این دو برادر به جان هم نیافتند. نمی‌دانم یادتان هست یا نه، بعد از تابستان ۲۰۰۶ قطر برای اجلاس اعراب مایه گذاشت و کاری کرد که اسد و باقی اعراب دور یک میز بنشینند؛ مصر و عربستان اما بایکوت کردند و نیامدند.

عربستان، قطر و حتی اردن … چرا هیچ‌کدام نمی‌توانند جای ایران را بگیرند؟ چرا؟

اینها برای چیست؟ چرا نمی‌خواهند کنفرانس «غزه»‌ی تهران را در الجزیره نمایش دهند؟ چرا نمی‌خواهند پیام رهبری بازتاب یابد؟ اردوغان یک اسلام‌گرای معتقد است؟ یک بازیگر ِ سودجو است؟ اردوغان تا به حال چقدر «اصولی» با اسرائیل روبرو شده و چقدر «کاسب‌کارانه»؟ آیا اردوغان می‌تواند «عرفات ِ فرافلسطینی»، کسی که مانند عرفات مبارزه کند و یک‌باره تسلیم شده و بگوید باید مذاکره کرد، باشد؟

یهودیت و صهیونیسمِ زاییده‌ی جهودمآبی قرن ۲۱امی، عقلانیت ِ سکوت و استفاده از موقعیت را ندارد. انگلیس و ترکیه چطور؟ بازی قشنگی‌ست اما هیچ کس «احمدی‌نژاد» نمی‌شود؛ این هم تلاشِ شکست‌خورده‌ای دیگر. منتظرم تا اردوغان هم تخمش بشکند و ببینیم دوزرده‌اش را.

]]>
http://jasadezende.ir/wp/1389/03/turkey_insteadof_iran/feed/ 55
بیانیه بسیج تهران علیه سکوت در برابر فجایع فلسطین http://jasadezende.ir/wp/1389/01/bddt_statement_against_silence_about_pl/ http://jasadezende.ir/wp/1389/01/bddt_statement_against_silence_about_pl/#comments Mon, 05 Apr 2010 06:09:39 +0000 م. ع. http://jasadezende.ir/wp/?p=1548 وای بر ما که خودمان هم ۱۵ روز تعطیل بودیم!

به نام الله،

پاسدار حرمت خون شهدای مدینه و کربلا، شهدای تهران و شلمچه، شهدای بیروت و ضاحیه، و شهدای غزه و خان‌یونس

امسال هم سال، نو شد. سال نو مبارک. یا مقلب القلوب والابصار… . نوروز برای ما جشنی مقدس، ملی و مذهبی است. نوروز ایام شادی و بازگشت به دامان طبیعت است. ایام تجدید قوا برای یک سال کار، مبارزه و جهاد. اما امسال شاهد اتفاق عجیب و دردناکی بودیم: امسال متوجه شدیم در ایام نوروز مبارزه تعطیل است. آرمان‌خواهی تعطیل است. اهتمام به امور مسلمین تعطیل است. بالکل «غیرت دینی» تعطیل است.

قدس در التهاب است، سلام فیاض از جانب صهیونیست‌ها مأموریت می‌یابد که با خودشان مذاکره کند، وابستگان حماس در کرانه باختری بازداشت می‌شوند، اسرای فلسطینی دربند اسرائیل تحت فشار و شکنجه قرار می‌گیرند اما در تهران، ام‌القرای جهان اسلام، صدایی از صدا و سیما، رسانه‌ای که با پول بیت‌المال مسلمین اداره میشود شنیده نمیشود. همان مسلمینی که ۹ دی و ۲۲ بهمن نشان دادند آرمانهایشان چیست و زیر کدام بیرق سینه می‌زنند. همان مسلمینی که به خاطر توهین به بیرق سیدالشهدا(ع) خشمگینانه به خیابان ریختند و خواستار مجازات آشوبگران شدند. حرم ابراهیمی به اشغال زنان ارتش اسرائیل درآمد، صدایی از رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به گوش نرسید. سخنگوی وزارتی که قرار بود انقلاب را صادر کند و از «نهضت‌های آزادی بخش مستضعفین در سراسر جهان» حمایت کند. مستضعفین را که فراموش کردیم، آرمان فلسطین را هم بایکوت کردیم؟

سالهاست که به طور ضمنی از ساختن معبد سوم سلیمان به جای مسجد الاقصی صحبت میکنند، امسال اما به صورت علنی صحبت از این امر شد. در چند مرحله گروه‌های دست راستی اسرائیلی با بیل و کلنگ به اقصی حمله‌ور شدند که پلیس اسرائیل ریاکارانه جلوشان را گرفت. لوله‌های آبی که شالوده اقصی را فرسوده می‌کنند از کار نیافتاده‌اند و حفاری‌های دیوار ندبه همچنان ادامه دارد. آیا مردم ما این اخبار را میدانند؟ خیر! صدا و سیمای ما وضع راههای کشور و گزارش آب و هوا را به اخبار قبله دوم مسلمین ترجیح داده و افکار عمومی را منحرف کرده است.

لیبرمن و نتانیاهو صحبت از قدس به عنوان پایتخت اسرائیل سر داده‌اند و خودشان را برای انتقال پایتخت از تل‌آویو به «اورشلیم» آماده کردند، اما از تهران صدایی به گوش نمیرسد. فعالان سیاسی و «قیم‌های یقه‌سفید» که ادعای میراث امام روح‌الله را دارند، همانهایی که به فکر وحدت مسئولین هستند و امت واحده را فراموش کرده‌اند، به تعطیلات و مسافرت مشغول بودند. کنفرانس عربی در لیبی تشکیل میشود و عربهای سازش‌کار به «هرمنوتیک سازش» می‌پردازند اما تنها خبری که از رسانه ملی به گوش میرسد «عدم موفقیت» اعراب است. از وزارت خارجه و آقای مهمان‌پرست و جناب متکی هم خبری در دسترس نیست، آقایان شما را به وصیت‌نامه امام قسم لااقل یک کنفرانس ناموفق تشکیل می‌دادید.

اسرائیل در برابر اعتراض مجامع بین‌المللی به شهرک‌سازی در شرق قدس می‌پردازد و یهودی‌سازی کل بیت‌المقدس را با قدرت تمام به پیش‌ می‌برد. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی حتی از مجامع بین‌المللی و حتی از دول سازشکار عرب هم در دفاع از فلسطین عقب افتاده است! سوال اینجاست: دولت جمهوری اسلامی در این پانزده روز کجا بود؟ سوال اینجاست: مجلس شورای اسلامی و در رأس آن جناب آقای دکتر لاریجانی و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در این پانزده روز کجا بودند؟ سوال اینجاست: صدا و سیمای جمهوری اسلامی در این پانزده روز جز «تشویش اذهان عمومی» کار دیگری میکرد؟ چرا اخبار صدا و سیما فقط خبر از تعطیلی دنیا میداد؟ گناهی بزرگتر از غفلت در برابر دشمن خونخوار وجود دارد؟

جنگنده‌های اسرائیل، شرق خان‌یونس، واقع در نوار غزه را مورد یورش قرار دادند. محاصره غزه به تنهایی نبض این منطقه یک و نیم میلیونی را متوقف کرده و مردم بی‌دفاع از بحران دارو و غذا رنج می‌برند. جنگنده‌های اسرائیل چندین بار حریم هوایی لبنان را نقض کرده‌اند، اما اینها هیچ کدام مهم نیستند. چرا که ام القرای جهان اسلام در تعطیلات نوروزی است!

آقایان مسئولین رسانه‌های دولتی، آقایان نماینده‌های مجلس، آقایان شورای عالی امنیت ملی، آقایان وزارت امور خارجه، ما به عنوان بزرگترین تشکل دانشجویی انقلابی و به عنوان فرزندان معنوی امام روح‌الله به شما هشدار میدهیم که این سکوت، خیانت آشکار به اسلام، قرآن، انقلاب و اندیشه‌های والای امام روح‌الله است و از پاره شدن عکس آن امام عزیز بیشتر به اسلام ضربه می‌زند.

ما به عنوان بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از شما درخواست داریم که نسبت به جرم «تشویش اذهان عمومی مسلمین» در ایام نوروزی اظهار ندامت کنید. از شما می‌خواهیم که هر چه سریعتر این سکوت ننگین خبری و رسانه‌ای را بشکنید و به خط امام بازگردید. به پیوست نسخه‌ای از وصیت‌نامه آن امام عزیز را ضمیمه میکنیم تا مگر با خواندن آن، آرمانهای انقلاب و امام را یادآور شوید.

آقایان مسئولین! این مردم ولی‌نعمت شما هستند و آرمانهایشان را در ۹ دی و ۲۲ بهمن به جهانیان نشان دادند. ننگ سکوت ذلیلانه را بر این مردم انقلابی نسپندید. آنان را آگاه کنید. هیچ مسلمانی یافت میشود که اشک و ضجه مادر فلسطینی را ببیند، آواره شدن برادر فلسطینی را ببیند، بمباران غزه و بیروت را ببیند و بر جای آرام گرفته باشد؟

شما را چه می‌شود؟ در سال «همت مضاعف، کار مضاعف» به فکر همایش برگزار کردن در مورد نام سال هستید یا آن را با تمام وجود دریافته اید؟ همت و کار شما در دفاع از آرمان قرآنی مسجد معراج نبوی چه شده است؟ نکند ولایت‌مداری شما به چاپ پوستر از تمثال حضرت آقا و نقل قول ایشان خلاصه شود! آقای مهندس ضرغامی! آقای دکتر متکی! و آقایان مسئولین! به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست!

بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بر ذمه خود می‌بیند به عنوان بخشی از جبهه دانشجویی اسلام علیه کفر، تا پای جان در راه آرمانهای اسلام و امام روح‌الله پای‌فشاری کند و در صورتی که این روند ننگین بر دیپلماسی خارجی و سیاست رسانه‌ای صدا و سیما ادامه یابد، اعتراضات خود را از مسیرهای دیگری پی‌ گیری نماید.

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین

پیوست: وصیت‌نامه الهی – سیاسی امام روح‌الله

[این] هم سندش

سکوت

پس‌نگاشت: بیانیه جسورانه‌ای بود که از بسیج تهران انتظارش را نداشتم. مخصوصا کنایه به «یقه‌سفیدها» و هم‌چنین اشاره به تناقض بزرگنمایی پاره شدن عکس امام و سکوت در مورد آرمانهای امام!

]]>
http://jasadezende.ir/wp/1389/01/bddt_statement_against_silence_about_pl/feed/ 18
راه قدس جداست؛ ما درگیر کربلاییم http://jasadezende.ir/wp/1389/01/quds_is_not_our_business/ http://jasadezende.ir/wp/1389/01/quds_is_not_our_business/#comments Wed, 24 Mar 2010 09:47:59 +0000 م. ع. http://jasadezende.ir/wp/?p=1475 کدام قدس؟ کدام کربلا؟

وقایع قبل و بعد از انتخابات در تهران، بیشترین صدمه را به جبهه حامیان قدس زد. وقتی خاکریز نبرد با اسرائیل، نه کفرگلیعاد و حیفا و حتی بعلبک و ضاحیه که «ندا آقا سلطان» باشد [یعنی همین امیرآباد خودمان]، نمی‌توان نبردی برابر بین دو ابر قدرت [مستضعفین و مستکبرین] را شاهد بود.

کاسپین ماکین [نامزد ندا آقاسلطان] در کنار شیمون پرز

نامزد ندا آقاسلطان در کنار شیمون پرز، عکس از وب‌سایت روزنامه اسرائیلی هاآرتص

شیخ مهدی و مهندس موسوی با بهره‌گیری از پتانسیل‌های سکولار طبقه متوسط [خرده‌بورژوای تکنوکرات] چنان ضربه‌ای به پیکره‌ی جبهه جهانی مستضعفین وارد کردند که شاید بتوان در وصف آن ادعا کرد که : خاکریز از جنوب بیروت آمد شمال تهران. از نتایج «اردوکشی خیابانی مخالفین» و «عدم اقناع و کم‌کاری رسانه‌ها و شخصیت‌های نظام» این بود که پرز و نتانیاهو این چندماه سوار بر خر مراد بودند و ما پیاده مشغول کارزار، که باغ پدری دست اجانب نیافتد.

رسانه‌های امپریالیسم و مخصوصاً تلویزیون فارسی‌زبان دولت بریتانیا دولت تهران را در کنار دول افغانستان، اوکراین، سودان و … فاقد مشروعیت مردمی جلوه می‌دهند. و از آنجایی که در دیدگاه یقه‌سفید‌های وزارت خارجه امنیت ملی ما را  بی‌بی‌سی و العربیه تعیین می‌کنند، در شرایط کنونی ایران از چنان وجاهتی برخوردار نیست که سخن‌گوی وزارت خارجه‌اش حتی یک اعتراض خشک و خالی به تخریب اقصی نشان دهد. دستگاه پیر، فشل، تنبل و ترسوی سیاست خارجی ما یا پشت سر رهبری با احتیاط قدم برمیدارد یا دست بالا از مواضع دکتر احمدی‌نژاد آن هم به صورت ضمنی حمایت می‌کند!!

باید از امام‌صادقی‌های فخیمه که در این دستگاه مشغول به کارند پرسید: چه زمانی ما در برابر «جامعه جهانی امپریالیسم» وجاهت داشتیم؟ صلیبیان و یهودیان کجای تاریخ برای حرف ما بها قائل بوده‌اند؟ و مگر قرار است مخاطب جمهوری اسلامی نظام سلطه باشد؟ این همه تفاوت منظر بین رهبری و سامانه وزارت خارجه به چه معناست؟ اینها همه سؤالهایی است که همانند سؤالهای قبلی عدالت‌خواهان و فرزندان معنوی امام اگر امروز جواب داده نشود فردا گریبان نظام را خواهد گرفت.

تجربه‌ی ۹ دی و ۲۲ بهمن به ما فهماند هر آینه اگر مسئولین و رهبران جامعه، حرف و عمل‌شان یکی باشد و ایستادگی کنند، پشتیبانی مردم را خواهند داشت. نصرت الهی در قالب نصرت و پایمردی مردم مسلمان و مجاهد خود را نشان خواهد داد. در این شکی نیست که مردم  ـ اگر آگاه شوند و اگر شوریده شوند ـ تا پای جان در راه اسلام و رهبری و آرمانهای والای اسلامی خواهند ماند، بلکه شک این است: آیا مسئولین نظام هم خواهان دفاع از اقصی هستند؟

عملکرد این چندماهه‌ی مسئولین، مرد و نامرد ایشان را به خوبی به ما شناساند. عدم یقین به حقانیت اسلام و انقلاب و وعده‌های نصرت الهی گاه موجب میشود که «اعتدال در بی‌طرفی معنا شود» و گاه «گذشت از برخی از ارزشها را  تنها راه برون‌رفت از بحران می‌داند». آن دسته از والیان حکومت که برای عقیم‌کردن پتانسیل اعتراضات به رواج بی‌بندوباری و ابتذال [در رسانه‌های عمومی مخصوصاً صدا و سیما] متوسل می‌شوند، کجا می‌توانند هم‌پای رهبری از آرمانهای ناب اسلام دفاع کنند؟ کجا می‌توانند از قدس و فلسطین دفاع کنند؟

بد روزگاریست.

سکوت کن

مطالب مرتبط:

جمهوری اسلامی و نهضت‌های آزادی‌بخش

]]>
http://jasadezende.ir/wp/1389/01/quds_is_not_our_business/feed/ 13
پاراچنار، غزه و وظیفه ما http://jasadezende.ir/wp/1387/11/parachenar_gaza_us/ http://jasadezende.ir/wp/1387/11/parachenar_gaza_us/#comments Thu, 05 Feb 2009 21:48:28 +0000 م. ع. http://jasadezende.ir/wp/?p=264 مدتی‏ست اسم جدیدی بر سر زبان‏ها افتاده است: پاراچنار. “پاراچنار از غزه مظلوم تر است. پاراچنار را دریابید ای نامسلمان‏ها!” و تعابیری از این دست. از آنجایی‏که حکومت در این باره سکوت کرده، این سوال در ذهن خیلی از ما ایجاد شده است که مگر خون مردم غزه از پاراچناری‏ها رنگین تر بود؟ همان دعوای چچن و فلسطین … . خب بنشینیم ببینیم اصلا قصه چیست و دعوا سر چیست؟

پاراچنار: زخمی کهنه

حدود اوایل تابستان سال گذشته بود که خبرهایی جسته و گریخته از پاراچنار به گوش میرسید. البته آن موقع بحث قیام الحوثی در یمن بیشتر داغ بود و ذهن‏ها کمتر درگیر پاراچنار. پاراچنار حدود یک سال است محاصره است. چه کسانی پاراچنار را محاصره کرده اند؟ ظاهرا عده ای از مردم منطقه در برابر سلاحهای خاموش ارتش پاکستان و قوای آمریکایی پاراچنار را محاصره کرده، منع آمد و شد را برقرار کرده اند و اگر از شیعه بودن کسی باخبر شوند او را مثله کرده و می‏کشند.

طالبان؟

با توجه به جنگی که بین قوای آمریکایی و القاعده برقرار است بعید است توانی برای این گروه مانده باشد تا بتواند برای کشتار مردم شیعه پاراچنار اقدامی انجام دهد. این را هم باید در نظر بگیریم که قرابت ذاتی طالبان و القاعده مانع از این می‏شود که طالبان زعما و نخبگان جهان‏وطنی خود را در برابر قوای کفر تنها بگذارد و به کشتار شیعیان – یا به تعبیر ابومصعب الزرقاوی شیاطین خاموش – بپردازد. این است که من صحبت از طالبان و نسبت دادن این اتفاقات به این گروه را درست نمی‏دانم. اگر با جغرافیای مردمی پاکستان آشنا باشید، حتما میدانید که قبایل پشتون پاکستان و افغانستان خاستگاه اصلی طالبان است. یعنی همان نسبتی که بین مردم ما و بسیجی‏ها برقرار است در پاکستان بین پشتون ها و طالبان برقرار است. پس اگر قبایلی خواستند شر شیعیان را کم کنند نباید به پای طالبان نوشته شود، هر چند طالبان از این جنایتها برائتی نجسته است و به صورت غیرمستقیم منافعش هم تامین میشود. من جایی به طور رسمی ندیده ام که طالبان حوادث پاراچنار را به گردن گرفته باشد اما نه تنها محال نیست که محتمل هم هست طالبان از کشته شدن شیعیان رضایت‏مند باشد.

اشتباه آمریکایی! مردم یا تروریست‏ها؟

ما نباید حوادث پاراچنار را با نسبت دادن به یک گروه و در نظر نگرفتن علقه ها و عصبیت‏های مذهبی موجود، تفسیر کنیم. واقعیت این است که مردمی در پاراچنار مردم دیگری را می‏کشند! جنگ همان جنگ قدیمی شیعه و سنی ست. عده ای ناصبی – آنچه ما آنها را بدان می‏نامیم – عده ای رافضی – آنچه آنها ما را بدان می‏نامند – را می کشند تا به بهشت روند و زمین را از فتنه خلاصی بخشند. این جنگی بین پیروان دو مذهب است، نه یک گروه یا ارتش متجاوز علیه یک ملت! ما نباید با تقلیل مقصران به گروهی خاص و جداپنداشتن آن گروه از مردم بومی منطقه مسئله را تحلیل کنیم. این اشتباهی ست که غربیها میکنند و تجارب عراق و افغانستان به آنها فهماند با مردم طرف هستند نه یک اقلیت رادیکال! و چه زشت است که ما غرب مآبانه با این قضیه‏ی کاملا بومی برخورد کنیم.

شیعیان، دشمن مشترک

همه قدرتمداران پاکستانی از قلع و قمع شدن جماعت شیعه پاکستان و یکی از مهمترین خاستگاههای آن یعنی پاراچنار نفع می‏برند. حتی بازماندگان حادثه مسجد لال هم بدشان نمی‏آید همان بلایی را که دولت پاکستان سرشان آورد خود بر سر شیعیان پاراچنار بیاورند. کشتار شیعیان برای دولت و دوستان غربی‏اش هم مطبوع است: مملکت اسلامی باشد اما شیعی نباشد! حکومت هر چه میخواهد باشد اما ربطی به حسین (ع) و مهدی (عج) و حزب فرامرزی ولایت فقیه و خمینی (ره) نداشته باشد. این است که ارتش آمریکا، ارتش پاکستان، قوای القاعده، نیروهای طالبان و تمامی احزاب سیاسی پاکستان (غیر از جماعت معدودی از شیعیان داخل در سیاست ) از مثله شدن جریان شیعی نفع می‏برند. پس مردم پاراچنار ناچارند بمیرند!

پاراچنار یا غزه؟ مسئله این است

آیا اساسا مقایسه پاراچنار و غزه درست است؟ خیر! این دو موضوع از یک سنخ نیستند! پرواضح است که در دیدگاه کلان، با محوریت وحدت امت واحده رسول اکرم (ص) در برابر تمام قوای کفر، غزه به مثابه خط مقدمی است که اگر از دست برود، دشمن ضربه سهمگینی به کل موجودیت “اسلام” وارد کرده است. حال آنکه پاراچنار مسئله ایست بین دو قوم. بازمانده ای از یک جهالت تاریخی. که متاسفانه پرداخت ناصحیح به آن میتواند کینه، دشمنی و عداوت بین مسلمانان را افزونتر کرده و کل موجودیت “امت واحده” را خدشه دار کند. اگر بخواهم مثال بزنم میگویم غزه شلمچه است و پاراچنار سیستان! دشمن اصلی صدام است و یاغیان در سیستان دشمنان فرعی و البته مهم!

آیت الله العظمی صافی: “پاراچنار از غزه مظلوم‏تر است”

با مطرح شدن موضوع پاراچنار اولین جمله ای که زبان به زبان نقل شد و همه شنیدند این بود که “پاراچنار از غزه مظلومتر است”. خدا حضرت آیت الله صافی را حفظ نماید، آیا منظور ایشان این است که از غزه حمایت نشود؟ یا منظور ایشان این است که به جای حمایت از غزه از شیعیان پاراچنار حمایت کنیم؟ صد البته که نه! ایشان  برای نشان‏دادن عمق فاجعه، ناگزیر از چنین مقایسه ای بودند. معنای مستقیم این صحبت این است که ای مردمی که از غزه حمایت میکنید، به طریق اولی بر شما واجب است از پاراچنار نیز حمایت کنید!

به نظر شما، ای دلسوزان امت اسلام، و ای مدافعان تمام مظلومان و پابرهنگان عالم، از حدیث “الغیبة اشد من الزنا” باید این نتیجه را گرفت که غیبت نکنیم ولی زنا بکنیم؟ این تشبیه را بگذارید کنار این نتیجه ی مستقیم از بیانات حضرت آیت الله صافی که “بی اعتنایی به مظلومان پاراچنار ظلمی عظیمتر از بی اعتنایی به مظلومان غزه است”.

حجتیه و آب گل‏آلود

چرا پاراچنار الان مطرح شد؟ اخبار مثله کردن شیعیان – نمونه اش را اینجا ببنید – قبل از شروع جنگ غزه منتشر شده بود. آن موقع این سیل اخبار و مقایسه پاراچنار با غزه کجا بود؟ هدف عده ای از پیش کشیدن این مباحث مخصوصا هنگامی که جهان اسلام تازه از آزمایش غزه – سرافراز یا سرشکسته – بیرون آمده بود چیست؟ اساسا چرا به جای فریاد “وا پاراچنارا” میگویند ” پاراچنار لا غزه”! چرا با اولین فریاد به جای اثبات پاراچنار، غزه را نفی میکنند. ننگ بر عالمان مقصر و جاهلان قاصر!

آن کسانی که میگفتند فلسطینیان ناصبی هستند و اینگونه چشم بر ظلم ظالم و “یا للمسلمین” مظلوم می‏بستند، حق ندارند صحبتی از مردم پاراچنار کنند. لعنت بر این قوم منافق!

سکوت نظام

احتیاط شرط عقل است

با توجه به مطالبی که در بخش “پاراچنار: زخمی کهنه” گفته شد روشن است که موضع گیری راجع به پاراچنار حساسیت بالقوه ای دارد. کافیست یک اظهار نظر نابخردانه از جانب یکی از مسئولین نظام شیعی ایران صورت بگیرد، آنگاه گرگهای الازهر و مکه و مدینه، به جان وحدت امت اسلامی بیافتند و شکاف بین کشورهای اسلامی را بیشتر و بیشتر کنند. دعوای شیعه و سنی، شیعه و سلفی، شیعه و وهابی زهر مهلکی ست برای جهان اسلام. نگاهی به عراق بیاندازید. هر دو طرف – شیعه و سنی – دارند همدیگر را لت و پار میکنند. سلفی ها صحن امامان ما را منفجر میکنند، برادران شیعه ما مساجد سنی ها را خراب میکنند. این آشفته بازار اگر به کشورهای دیگر هم سرایت کند، آیا اثری از جهان اسلام میماند؟ و آیا جز این است که در چنین آشفته بازار، آمریکا و متحدانش میشوند فرشته نجات؟ آیا میخواهید رویای سلام تی وی و شیعه نیوز و سنی آنلاین تعبیر شود؟

احتیاط با سکوت متفاوت است

آیا میتوان از تکنوکراتهای وزارت خارجه انتظار داشت قبل از پیام محتمل حضرت آقا، تحرکی کنند؟ آیا میتوان از برادر ارزشی (!) قشقایی انتظار داشت صحبتی از تریبون رسمی وزارت خارجه ایران راجع به طرفهای متخاصم پاراچنار داشته باشد و به دولت پاکستان اخطار شدید اللحن بدهد که جلوی این نسل کشی را بگیرد؟ نظر شما چیست؟ آیا این انتظار به جایی ست؟ البته که الان همه آقایان سرگرم سیورسات بساط مذاکره با آمریکا هستند (یادم باشد مطلبی راجع به این مذاکره بنویسم). چه انتظاری‏ست از این دیپلمات‏های تنگ مزاج؟

مطالبه غیردولتی

نقش وبلاگ، رسانه و جریانات ایمیلی را در مطالبه غیردولتی از نظام برای تعیین موضع و کمک به شیعیان مظلوم پاراچنار نباید نادیده گرفت. حجتی برای سکوت نیست. بسم الله

ویرایش ۲۹ بهمن ماه ۸۷: نقل از اینجا

مردم پاراچنار اینک با ستم دو لبه روبرو شده اند. اولا آن را در عرض غزه قرار داده اند و ثانیا بدون توجه به واقعیت های این منطقه و با ایجاد یک جنگ رسانه ای – که به جای سرزمین پاراچنار در سایت های خبری راه انداخته شده است  – حساسیت ها را به مواردی غیر از موارد واقعی ایجاد کرده اند و مردم پاراچنار از این گونه بازی ها هرگز استقبال نمی کنند.  و هیچکس از چنین بازیهایی استقبال نمی کند و این سایت ها فردا – که همه با واقعیتها آشنا شوند – به کاربران خود چه پاسخی خواهند داد؟؟؟


پس نگاشت: من همین‏جا از مسئولان سازمان فخیمه صدا و سیما درخواست میکنم پاراچنار را پوشش ندهند! خودمان یک کاریش میکنیم، شما همان مشکل برنامه نود را حل کنید مملکت از دست نرود!

پس نگاشت ۲: برادر بزرگوار سید روح الله رضوی، در مطلبی قابل تامل، به خبررسانی هدفدار رسانه ها و بایکوت پاراچنار اشاره کرده اند. این مطلب را که تاریخ نگارش آن – تیرماه ۸۷- نیز قابل درنگ است در اینجا میتوانید بخوانید.

]]>
http://jasadezende.ir/wp/1387/11/parachenar_gaza_us/feed/ 21
کدام پیروزی؟ http://jasadezende.ir/wp/1387/10/which_victory/ http://jasadezende.ir/wp/1387/10/which_victory/#comments Mon, 19 Jan 2009 19:49:58 +0000 م. ع. http://jasadezende.ir/wp/?p=214 تصور کنید در یک جنگ نابرابر، ارتشی مجهز به مردمی حمله کند و به بهانه چند راکت، هزاران موشک به سمت غیرنظامیان شلیک کند. قساوت را تا حدی ادامه دهد که تمامی افکار عمومی دنیا، مردم غزه را مظلوم و وی را ظالم معرفی کنند. جهان اسلام می‏آشوبد. از آیت الله خامنه ای رهبر شیعی ایران و سید حسن نصرالله تا یوسف قرضاوی حکم به مقابله با اسرائیل میدهند. حتی محافظه کار ترین مراجع شیعه نیز سکوت را می‏شکنند. از بوئنس آیرس تا نیویورک، از لندن تا کیپ تاون، از قاهره تا تهران، از اسلام آباد تا سئول، همه مردم به خیابان‏ها ریخته و خشم خود از فجایع انسانی که به دست ارتش اسرائیل به بار آمده را به نمایش می‏گذارند. جهانی پای صحبتهای سید حسن می‏نشیند. به نظر میرسد تنها او و یارانش میتوانند جلوی این دیو انسان نما را بگیرند. دنیا در حال انفجار است. آمریکا همه قطع نامه ها را وتو کرده و به شدت تحت فشار افکار عمومی‏ست. تا آنجا که اولمرت در سخنانی آنچنان بوش را تحقیر میکند که گویی دُم، سگ را تکان میدهد! رهبر ایران پیام پیروزی برای هنیه میفرستد.

به طور غیرمنتظره ای اولمرت اعلام میکند طرح یک طرفه آتش بس را به رای کابینه گذارده است. ناگهان در شامگاه بیست و یکم، دستور آتش بس یک طرفه به ارتش داده می‏شود. چه اتفاقی می افتد؟

- محاصره ادامه دارد. حماس نه میتواند سلاح وارد کند، نه نیرویی به نیروهایش اضافه کند. حماس قرار است خلع سلاح شود، ولو با کمک شورای امنیت و معاهده امنیتی اسرائیل با ناتو. دولت یهود متوجه شد اگر هفت ماه که نه، هفت سال هم غزه را محاصره و منع آمد و شد مواد حیاتی برقرار کند، آب از آب تکان نمی‏خورد. دلیلی ندارد با این همه بلوا و آشوب جامعه جهانی، مشروعیت خود را به خطر اندازد. گرهی که با دندان باز میشود را با دست باز نمیکنند.

- حماس دیگر آن گروه تروریستی و مرموز سابق نیست که قدرت و میزان تسلیحاتش بر ما مخفی باشد. هیبت قبل از جنگش را هم ندارد. دو تن از فرماندهان و پنجاه تن از مجاهدان و مقدار زیادی مهمات را از دست داده است. پایگاههایش موشک باران شده اند. حماس، سربازی زخمی ست که مردم باید رهایش کنند تا ما با محاصره نفسش را قطع کنیم. اصلاً به خاطر همین حماس بود که ما کودکان را می‏کشتیم.

- گذرگاهها در اختیار اسرائیل و مصر است. اسرائیل اجازه میدهد مقدار محدودی کمکهای بشردوستانه به مردم غزه برسد. اسرائیل دوست غیرنظامیان است و مشکل اصلی اش در این مدت با حماس، به عنوان گروهکی تروریستی است.

- افکار عمومی دنیا دیگر نگران کشته شدن کودکان نیست. چرا که اسرائیل با اینکه میتوانست غزه را با خاک یکسان کند، به قطع نامه شورای امنیت تمکین کرده و آتش بس فوری را به نظامیانش دیکته کرده است. دولت یهود آن قدر برای جامعه بین الملل اعتبار قائل است که یک طرفه آتش بس اعلام کند و اجازه دهد طرف متخاصم به پرتاب راکت ادامه دهد.

- حماس یا به آتش بس اسرائیل احترام می‏گذارد یا نه. اگر بگذارد گرفتار همان محاصره طولانی مدت و احیاناً مادام العمر میشود. اگر حمله را ادامه دهد، این بار اوست که از سوی مجامع جهانی و رسانه ها به عنوان نیروی متخاصم و “ظالم” معرفی میشود. فراموش نکنید انسانها همیشه از مظلوم دفاع میکنند، حتی اگر مظلوم، ارتش اسرائیل باشد و ظالم، نوجوانان فلسطینی.

- جو عمومی جهان اسلام تلطیف میشود. خبری از حمله نیست. پس صحبت کردن از اعزام یا جهاد محلی از اعراب ندارد. کسانی که تا دیروز رگ غیرتشان بیرون زده بود و با پلیس کشور خودشان درگیر شده بودند و فریادشان بر سر حکومتهای دست نشانده و سفارتخانه های امریکا و اسرائیل بلند بود، برای همدیگر پیامک تبریک پیروزی میفرستند و فراموش میکنند کودکان غزه، نه آب دارند، نه دارو، نه پدر، نه سقفی بر روی سر. دولتهای تندرویی مانند ایران و سوریه منزوی میشوند و کفه ترازوی خاورمیانه به سمت مصر و عربستان برمیگردد. قطر نیز روابط تجاری با اسرائیل را به صورتی غیررسمی از سر میگیرد. پیپیپ هورا!

- همیشه قبل از حمله مهلک نهایی، باید دشمن را خواباند. شبیخون هنگام خواب زده میشود. مردم دنیا را بخوابان، مجاهدان حماس را منزوی کن، آنگاه با حمایت جامعه بین الملل (یعنی همان شورای امنیت) و بدون مخالفت آشکار رسانه ها، ضربه آخر را به حماس بزن.

و اما پیام حضرت آیت الله خامنه ای :

فاصله
در کشاکش شمشیرها، پیامی از مقر فرماندهی به دست فرمانده لشکر میرسد: درود خدا بر شما. بجنگید که پیروزید. متوجه نشدی برادر من! بجنگید که پیروزید!

پیامی سراسر امید و امر به استقامت در جهاد برای امت و سربازان خط مقدم، اسماعیل هنیه و یاران صادقش.

پیامی سراسر انذار و تهدید برای منافقان دنیای اسلام. تهدیدی مرگ آمیز: سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود.

پیامی سراسر بشارت به نابودی اسرائیل و حکومتهای دست نشانده که فاصله‌ی خود و ملّتشان را عمیق تر میکنند: سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است.

از کجای این پیام هلهله و فارغ شدن از جنگ بر می‏آید؟ برادر من! سرباز زخمی را در گودال قتلگاه رها نکن! وقت توزیع غنایم نیست! گردنه احد را خالی مکن! چقدر زنگ صدای مالک در گوشم آشناست: تنها ده ضربت شمشیر تا خیمه معاویه مانده است.


“امروز نه فقط ملّتهای مسلمان، که بسیاری از ملتهای اروپا و آمریکا حقانیت شما را از بن دندان پذیرفته‌ اند.

شما همین امروز هم پیروزید و

با ادامه‌ی این ایستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بیشتر به ذلت و شکست خواهید کشاند. انشاءالله”

]]>
http://jasadezende.ir/wp/1387/10/which_victory/feed/ 18