جسد زنده

هزلیات یک مُرده‌ی زنده انگاشته شده

Archive for the ‘سید حسن’ tag

عهداً لک … خمینی

with 22 comments

القسم لله الواحد الجبار، القسم للقدس العزیزة؛ عهداً لک خمینی! نُبایع خامنه‌ای! إنّا علی العهد مع نصر الله!

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

با شنیدن این صوت چه حسی به شما دست می‌دهد؟ چه حسی به ما دست می‌دهد؟ جز اینکه فشار خونمان یکی دو عدد می‌رود بالا و مقدار زیادی آدِرنالین تزریق می‌شود توی این رگ‌ها، اتفاق دیگری هم می‌افتد؟ جز اینکه خواننده‌ی قوز‌کرده‌ی پشت مانیتور، بُراق می‌شود و در چشمانش برق غیرت و عزت می‌درخشد چیز دیگری هم هست؟ چه سرّیست در این صوت ِ عربی ِ خاورمیانه‌ای ِ شیعی، که نه مهدی خلجی درکش می‌کند و نه دالیا مجاهد؟

نه خمینی ما، Al Mualim بازی‌های مضحک شماست نه ما Altaïr های خائن به آرمان‌های هزار و چارصدساله‌ی اسلام. وقتی سراسر فیلم‌ ۲۰۱۲تان ترس از «خاورمیانه‌ی ناشناخته» موج می‌زند؛  وقتی سربازان یانکی‌ِ تا دندان مسلح‌تان در عراق با شنیدن نام خمینی روی زرد می‌کنند؛ وقتی بعد از روی کار آمدن اوباما ـ رئیس جمهور تغییر ـ سی‌هزار تفنگدار می‌فرستید به افغانستان و در یک سال بیش از سه بازی به بازار می‌فرستید که در آن کاخ سفید ویران شده و باید نجاتش داد؛ در حالی که دارید با علی عبدالله صالح در یمن و طالبان در افغانستان لاس می‌زنید: یعنی دشمن اصلی اینجاست: یعنی هنوز خمینی نمرده است: یعنی هنوز خامنه‌ای زنده است. نه برادر! کسی را یارای نفوذ به دژ «سپاهیان آخرزمانی علی ابن ابی طالب» نیست! ترسم این است که ژاژ خاییده باشی با آن‌همه پول به پای خس و خاشاک ریختن.

و تو: هان! وقت تنگ است! تیز باش و تیز رو؛ که حرم در پیش است و حرامی در پس. گر خفتی مردی و چون رفتی بردی.

پس نگاشت: فیلم ۲۰۱۲، دقیقه ۶۶، ثانیه هفدهم: متخصص آمریکایی و رئیس سفیدپوستش وارد اتاقی می‌شوند که در آن تلویزیون دارد صحنه‌هایی از زلزله در ریودوژانیرو را نشان می‌دهد. اما این صحنه ها ربطی به آمریکای جنوبی ندارد. با دقت ببینید: تشییع جنازه امام است و چند بسیجی سرشان را میکنند داخل تابوت و امام را می‌بوسند. [قبل از آنکه کفن پاره شود و مجبور شوند آن را تعویض کنند]. خوب ببینید، بعد بنشینید بیاندیشید چرا؟ چه ربطی دارد؟ آیا کارگردان در لحظه تدوین این صحنه مست بوده؟ چه ارتباط منطقی وجود دارد؟

ما پیروزیم برادر! رجزخوانی‌هایشان با ویژوال افکت است؛ ما پیروزیم برادر!

ویرایش ۲۹ بهمن، ساعت ۸:۵۰ بامداد:

کشف سکانس مربوط به بسیجی‌ها در فیلم ۲۰۱۲ حاصل دقت و تیزبینی دوست گرامی‌ام، آقای محمدرضا ع. ملقب به علی‌سه‌بُعدی بود که بنده خواستم از سفر ایشان سوء استفاده  کرده و به نام خودم ثبت کنم که زودتر از موعد به تهران برگشتند و اوضاع ستم شد. توبه بنده را پذیرا باشید که عشق شهرت مرا فریب داد. شطرنجی بفرمایید.

Written by م. ع.

بهمن ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۷ ق.ظ

کدام پیروزی؟

with 18 comments

تصور کنید در یک جنگ نابرابر، ارتشی مجهز به مردمی حمله کند و به بهانه چند راکت، هزاران موشک به سمت غیرنظامیان شلیک کند. قساوت را تا حدی ادامه دهد که تمامی افکار عمومی دنیا، مردم غزه را مظلوم و وی را ظالم معرفی کنند. جهان اسلام می‏آشوبد. از آیت الله خامنه ای رهبر شیعی ایران و سید حسن نصرالله تا یوسف قرضاوی حکم به مقابله با اسرائیل میدهند. حتی محافظه کار ترین مراجع شیعه نیز سکوت را می‏شکنند. از بوئنس آیرس تا نیویورک، از لندن تا کیپ تاون، از قاهره تا تهران، از اسلام آباد تا سئول، همه مردم به خیابان‏ها ریخته و خشم خود از فجایع انسانی که به دست ارتش اسرائیل به بار آمده را به نمایش می‏گذارند. جهانی پای صحبتهای سید حسن می‏نشیند. به نظر میرسد تنها او و یارانش میتوانند جلوی این دیو انسان نما را بگیرند. دنیا در حال انفجار است. آمریکا همه قطع نامه ها را وتو کرده و به شدت تحت فشار افکار عمومی‏ست. تا آنجا که اولمرت در سخنانی آنچنان بوش را تحقیر میکند که گویی دُم، سگ را تکان میدهد! رهبر ایران پیام پیروزی برای هنیه میفرستد.

به طور غیرمنتظره ای اولمرت اعلام میکند طرح یک طرفه آتش بس را به رای کابینه گذارده است. ناگهان در شامگاه بیست و یکم، دستور آتش بس یک طرفه به ارتش داده می‏شود. چه اتفاقی می افتد؟

- محاصره ادامه دارد. حماس نه میتواند سلاح وارد کند، نه نیرویی به نیروهایش اضافه کند. حماس قرار است خلع سلاح شود، ولو با کمک شورای امنیت و معاهده امنیتی اسرائیل با ناتو. دولت یهود متوجه شد اگر هفت ماه که نه، هفت سال هم غزه را محاصره و منع آمد و شد مواد حیاتی برقرار کند، آب از آب تکان نمی‏خورد. دلیلی ندارد با این همه بلوا و آشوب جامعه جهانی، مشروعیت خود را به خطر اندازد. گرهی که با دندان باز میشود را با دست باز نمیکنند.

- حماس دیگر آن گروه تروریستی و مرموز سابق نیست که قدرت و میزان تسلیحاتش بر ما مخفی باشد. هیبت قبل از جنگش را هم ندارد. دو تن از فرماندهان و پنجاه تن از مجاهدان و مقدار زیادی مهمات را از دست داده است. پایگاههایش موشک باران شده اند. حماس، سربازی زخمی ست که مردم باید رهایش کنند تا ما با محاصره نفسش را قطع کنیم. اصلاً به خاطر همین حماس بود که ما کودکان را می‏کشتیم.

- گذرگاهها در اختیار اسرائیل و مصر است. اسرائیل اجازه میدهد مقدار محدودی کمکهای بشردوستانه به مردم غزه برسد. اسرائیل دوست غیرنظامیان است و مشکل اصلی اش در این مدت با حماس، به عنوان گروهکی تروریستی است.

- افکار عمومی دنیا دیگر نگران کشته شدن کودکان نیست. چرا که اسرائیل با اینکه میتوانست غزه را با خاک یکسان کند، به قطع نامه شورای امنیت تمکین کرده و آتش بس فوری را به نظامیانش دیکته کرده است. دولت یهود آن قدر برای جامعه بین الملل اعتبار قائل است که یک طرفه آتش بس اعلام کند و اجازه دهد طرف متخاصم به پرتاب راکت ادامه دهد.

- حماس یا به آتش بس اسرائیل احترام می‏گذارد یا نه. اگر بگذارد گرفتار همان محاصره طولانی مدت و احیاناً مادام العمر میشود. اگر حمله را ادامه دهد، این بار اوست که از سوی مجامع جهانی و رسانه ها به عنوان نیروی متخاصم و “ظالم” معرفی میشود. فراموش نکنید انسانها همیشه از مظلوم دفاع میکنند، حتی اگر مظلوم، ارتش اسرائیل باشد و ظالم، نوجوانان فلسطینی.

- جو عمومی جهان اسلام تلطیف میشود. خبری از حمله نیست. پس صحبت کردن از اعزام یا جهاد محلی از اعراب ندارد. کسانی که تا دیروز رگ غیرتشان بیرون زده بود و با پلیس کشور خودشان درگیر شده بودند و فریادشان بر سر حکومتهای دست نشانده و سفارتخانه های امریکا و اسرائیل بلند بود، برای همدیگر پیامک تبریک پیروزی میفرستند و فراموش میکنند کودکان غزه، نه آب دارند، نه دارو، نه پدر، نه سقفی بر روی سر. دولتهای تندرویی مانند ایران و سوریه منزوی میشوند و کفه ترازوی خاورمیانه به سمت مصر و عربستان برمیگردد. قطر نیز روابط تجاری با اسرائیل را به صورتی غیررسمی از سر میگیرد. پیپیپ هورا!

- همیشه قبل از حمله مهلک نهایی، باید دشمن را خواباند. شبیخون هنگام خواب زده میشود. مردم دنیا را بخوابان، مجاهدان حماس را منزوی کن، آنگاه با حمایت جامعه بین الملل (یعنی همان شورای امنیت) و بدون مخالفت آشکار رسانه ها، ضربه آخر را به حماس بزن.

و اما پیام حضرت آیت الله خامنه ای :

فاصله
در کشاکش شمشیرها، پیامی از مقر فرماندهی به دست فرمانده لشکر میرسد: درود خدا بر شما. بجنگید که پیروزید. متوجه نشدی برادر من! بجنگید که پیروزید!

پیامی سراسر امید و امر به استقامت در جهاد برای امت و سربازان خط مقدم، اسماعیل هنیه و یاران صادقش.

پیامی سراسر انذار و تهدید برای منافقان دنیای اسلام. تهدیدی مرگ آمیز: سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود.

پیامی سراسر بشارت به نابودی اسرائیل و حکومتهای دست نشانده که فاصله‌ی خود و ملّتشان را عمیق تر میکنند: سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است.

از کجای این پیام هلهله و فارغ شدن از جنگ بر می‏آید؟ برادر من! سرباز زخمی را در گودال قتلگاه رها نکن! وقت توزیع غنایم نیست! گردنه احد را خالی مکن! چقدر زنگ صدای مالک در گوشم آشناست: تنها ده ضربت شمشیر تا خیمه معاویه مانده است.


“امروز نه فقط ملّتهای مسلمان، که بسیاری از ملتهای اروپا و آمریکا حقانیت شما را از بن دندان پذیرفته‌ اند.

شما همین امروز هم پیروزید و

با ادامه‌ی این ایستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بیشتر به ذلت و شکست خواهید کشاند. انشاءالله”

Written by م. ع.

دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۹ ب.ظ

برائت

with 32 comments

من اخلالگرم! از سرزمین رنج و حرمان! کوچه غم! زاغه های فقر! از ملک محرومان! پدرم را بی‏نانی کشت ولی میگفت:

خدا رزاق است.

***

ما از تحلیل شما برائت میجوییم، دکتر سراج رئیس سازمان بسیج دانشجویی

ما از شعار شما برائت میجوییم، آقای احمدی مسئول روابط عمومی سازمان، که میکروفون از دست شریعتمداری میکشی و به جای آرام کردن نیروی انتظامی بچه های خودی را آرام میکنی: که بخور برادر! ولی آرام باش!

ما از ناجا برائت میجوییم، که روحانی جیره خوارش را میفرستد تا برای ما پیام آقا را تحلیل کند.

ما با آن جوان لاغر اندامی هستیم که از شما خواست بلند گو را به او بدهید تا پیام آقا را بخواند، اما ندادید! چرا که پیام آقا باید از زبان شما گفته شود، چرا که مثل همیشه حقیقت ترسناکتر از آن است که وصف شود.

ما با آن جوانان بی ریایی هستیم که کتک خوردند، بیمارستان رفتند، برگشتند و با سری بانداژ شده به سربازان نیروی انتظامی خسته نباشید گفتند.

ما با آن جوانان غیوری هستیم که الان در همین هوای سرد تهران، روبروی گارد حفاظت شما نشسته اند، تا مگر دستگاه فشل دیپلماسی تان، این دفتر را ببندد.

ما با آن جوانانی هستیم که امشب به یقین رسیدند، باید خون داد تا حرف حضرت آقا زمین نماند، چرا که آقا تنهاست!

ما را بکشید، در بند کنید، به زنجیر کشید. ما دشمن شناس نیستیم آقای سراج! ما مثل شما نمیفهمیم هدف پیام آقا اسرائیل بوده نه مصر! ببخشید آقای سراج! شما که به اسرار و اطلاعات مخفی استناد میکنید، این دو سید معمم را هم ببخشید که بدون اطلاعات حرف میزنند و پیام صادر میکنند. آقای سراج! ببخشید که یکیشان حکم جهاد داد و آن یکی راهکار عملی. خدا را شکر آن یکی از دسترس شما خارج است وگرنه کوفیزاسیون بیروت را هم انجام میدادید.

ما پیرو اسدالله لاجوردی هستیم. ما پیرو محمد منتظری هستیم. یا ما را بکشید، یا کنار بایستید. ما منافق شناس و منافق کشیم. لطفاً کنار بایستید اتوی لباستان از بین نرود آقایان!

امروز مردم غزه تنها نیستند، سید حسن تنها نیست. امروز سید دیگری تنهاست. سید علی الحسینی الخامنئی. پیام صریحش را تغییر دادند. حکم جهادش را پوشاندند. گفتند اصلا حرفی از مصر نبوده. گفتند تا همین جا کافیست. درگیری موقوف! آقای متکی! نوش جانتان! دیگر انرژی نداریم به ازای معذرت خواهی فردای شما از مبارک، سر و صدا راه بیاندازیم. به توصیه جناب قشقایی پلیس دیپلماتیک کار خودش را خوب و به نحو احسن انجام داد.

آخر شبی یک تهدید هم بکنیم شور جوانی مان سرکوب نشود معتاد شویم:

حاشا به غیرت بسیجی که رهبرش را تنها گذارد.

Written by م. ع.

دی ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۴ ق.ظ