جسد زنده

هزلیات یک مُرده‌ی زنده انگاشته شده

Archive for the ‘سیاست’ tag

ترکیه؛ بدل ایران

with 55 comments

اشاره: با اینکه برای تک‌تک حرفهایم سند هست اما نه حالش را دارم نه مهم است.

یادتان هست امام آمد گفت اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی؟ یادتان هست بسیج شد نمادِ اسلام‌باورانی که زیر بار زورِ استحمارِ مدرن نمی‌روند؟ یادتان هست. یادتان هست قرار شد موازی‌سازی کنند؟ یادتان هست قرار شد طالبان بشود بدلِ بسیج و سپاه و افغانستان بشود بدلِ ایران؟ یادتان هست قرار شد یازده سپتامبر بشود و این چارتا دماغوی عقب‌افتاده آن حادثه را گردن بگیرند تا بشود به اسلام حمله کرد؟ من یادم هست. یادتان هست دو سال پس از یازده سپتامبر، اسلام شد دین ترور و ایران شد محور شرارت؟ حالا ایران چه ربطی دارد به افغانستان یا طالبان یا یازده سپتامبر؟

یادتان هست احمدی‌نژاد به خاطر هولوکاست شد آنتی سمیتیست؟ یادتان هست احمدی‌نژاد به خاطر مواضع ضدصهیونیستی‌اش شد هیتلر؟ یادتان هست احمدی‌نژاد را غربی‌ها هو میکردند؟ یادتان هست احمدی‌نژاد هر جا می‌رفت، این پابرهنه‌های بدبختِ بوگندو برایش «الله اکبر» می‌فرستادند؟ یادتان هست احمدی‌نژاد بعد از سیدحسن نصرالله شده بود محبوب‌ترین شخصیت جهان اسلام؟ جهان اسلامی که به خاطر «هلال شیعی»، امثال فرید زکریا و مرجع تقلیدش عبدالله بن‌باز، این دو نفر را اخراجی‌اش محسوب می‌کردند. یادتان هست در جریان تابستان ۲۰۰۶ که همه جام جهانی می‌دیدند سید حسن تک نفره ایستاد جلوی اسرائیل و بشار اسد و احمدی‌نژاد تنها یاورانش بودند؟ اسلام‌گرایان ترکیه کجا بودند؟

یادتان هست اجلاس داووس را؟ یادتان هست که اردوغان نه به خاطر جنگ، نه به خاطر کودک‌کشی، نه به خاطر بمب فسفری،‌ نه به خاطر هفت ماه محاصره اقتصادی غزه،‌ نه به خاطر عدم وجود دارو در غزه، که فقط و فقط به خاطر «دو دقیقه کمتر وقت دادن» نسبت به وقتی که به پرز داده شده بود گفت به من توهین شده و جلسه را ترک کرد. یادتان هست چه بتی ساختند از اردوغان؟ یادتان هست عده‌ای از همین سبزها، که آن‌موقع برچسبشان اصلاح‌طلب بود و «تنش‌زدا» به‌به و چه‌چه می‌کردند که ببین! دیپلماسی به این می‌گویند!

یادشان نبود دو هفته پیشش، همین آقای ترکیه با اسرائیل مانور نظامی گذاشته بود. یادشان نبود خود اردوغان در صحبتهایش گفت که اسرائیل «قرار نبود» اینگونه عمل کند. یادشان نبود حتی پس از این حرکت نیز ارتباط نظامی آنکارا و تل‌آویو قطع نشد. یادشان نبود چون نباید یادشان می‌ماند. اما من یادم هست بعد از چند ماه از این واقعه که احمدی‌نژاد رفت ترکیه مردم چه «الله اکبر»ی می‌گفتند. من یادم هست که دستش را می‌بوسیدند.

حالا ترکیه شده کشور مدافع «حماس» و غزه. نمی‌دانم یادتان هست یا نه،‌ در جریان اختلافات فتح و حماس، «ریاض» ‌به میدان آمد و مذاکرات «مکه»‌ را پایه‌گذاری کرد تا این دو برادر به جان هم نیافتند. نمی‌دانم یادتان هست یا نه، بعد از تابستان ۲۰۰۶ قطر برای اجلاس اعراب مایه گذاشت و کاری کرد که اسد و باقی اعراب دور یک میز بنشینند؛ مصر و عربستان اما بایکوت کردند و نیامدند.

عربستان، قطر و حتی اردن … چرا هیچ‌کدام نمی‌توانند جای ایران را بگیرند؟ چرا؟

اینها برای چیست؟ چرا نمی‌خواهند کنفرانس «غزه»‌ی تهران را در الجزیره نمایش دهند؟ چرا نمی‌خواهند پیام رهبری بازتاب یابد؟ اردوغان یک اسلام‌گرای معتقد است؟ یک بازیگر ِ سودجو است؟ اردوغان تا به حال چقدر «اصولی» با اسرائیل روبرو شده و چقدر «کاسب‌کارانه»؟ آیا اردوغان می‌تواند «عرفات ِ فرافلسطینی»، کسی که مانند عرفات مبارزه کند و یک‌باره تسلیم شده و بگوید باید مذاکره کرد، باشد؟

یهودیت و صهیونیسمِ زاییده‌ی جهودمآبی قرن ۲۱امی، عقلانیت ِ سکوت و استفاده از موقعیت را ندارد. انگلیس و ترکیه چطور؟ بازی قشنگی‌ست اما هیچ کس «احمدی‌نژاد» نمی‌شود؛ این هم تلاشِ شکست‌خورده‌ای دیگر. منتظرم تا اردوغان هم تخمش بشکند و ببینیم دوزرده‌اش را.

Written by م. ع.

خرداد ۱۱م, ۱۳۸۹ at ۷:۳۵ ب.ظ

آغوش گشوده‌ی اسلام

with 31 comments

اشاره: این متن را صبح پنج‌شنبه دو اردی‌بهشت نوشتم. عزیزی که بر گردن من حق استادی دارند توصیه کردند برش دارم، بنده هم امتثال امر کردم. منتها … منتها به این نتیجه رسیدم که گفتن این حرفها وظیفه است، همان وظیفه‌ای که خدا بر عهده هر مسلمانی گذاشته است. بگذار همانی بشود که می‌گویی برادر؛ چه باک؟ لا حول و لا قوة الا بالله.

خون دل

بعد از انتخابات ریاست جمهوری و وزارت حضرت دکتر حسینی بر صدر مصطبه‌ی ارشاد «اسلامی»، تشعشعات اسلام نابِ ضداسلامی شروع به تابیدن بر آفاق دین و دنیای مردم کرد. در ساحت سینما و زیر سایه هنرمند ارزشمند و فرهیخته، جناب شمقدری (انار الله دلیل وجوده)، فیلم‌هایی مجوز گرفتند که ساخته شدند! نیم‌نگاهی به جشنواره فجر ۸۸ طاعون‌زدگی کویرِ خشکِ سینمای بسته‌ و ضدفرهنگ و ضددین را به وضوح عیان می‌کند. در حیطه جراید، دیکتاتوری سیاسی دکتر رامین چنان رعشه بر تارک منتقدین مستقل انداخته که برای انتقاد حتماً باید از یکی از آقایان آویزان بود. اگر از دزدی دزدان کارگزار دیروز بنویسی ملیجک و ایاز هستی و اگر از دزدی دزدان امروز دم بزنی، ضد انقلاب و ضد ولایت و لابد منافق و حتی سبز! حتی اگر تمامی زندگی‌ات هم وقف انقلاب بوده‌باشد از دادستانی تماس می‌گیرند که: لطفا بس کن وگرنه عذاب خدا دردناک است. و البته که وعده خدا حق است و عذاب از آن ظالمان خواهد بود.

روزگار کثیفیست برادر! عقل را بسته و باء را رسته‌اند. بی‌حیایی و بی‌عفتی و پخش انواع و اقسام هالیوودی‌جات آزاد است، انجام هر عمل شنیع و منافی عفت در انظار عمومی آزاد است، ساختن هر فیلم و نوشتن هر داستان آزاد است، ترجمه هر خزعبلِ پورنِ مکتوب آزاد است، دزدی و رشوه‌گیری آزاد است؛ منتها به شرطی که سیاسی نباشد. حدیثی از معصوم وارد است که برو آنجایی که خدا نیست و افعل ما شئت. از آنجایی که دین ما سیاسی‌ شده [عوض آنکه سیاست ما دینی شود]، خدا هم تنها در سیاست داخل است. وارد سیاست نشوید آنگاه راحت باشید. وارد سیاست نشوید آنگاه روزه‌خواری و زنا و شرب خمر آزاد است. افعلوا ما شئتم ایها الکلاب.

فرقی ندارد رضایی رئیس جمهور باشد یا احمدی‌نژاد یا لاریجانی یا توکلی. فرقی ندارد چون هیچ‌کدام اینان فرق جوهری با آن‌یکی ندارند. هیچ‌ فرقی ندارد چون رجا و تابناک و الف و خبرآنلاین هیچ فرقی با هم ندارند، سر در آخور و ممدوح صاحب آخور و … . بگذار و بگذر برادر که این نیز بگذرد.

فرهاد جعفری و پیام فضلی‌نژاد می‌شوند ایدئولوگ‌های شیعیان انقلابی و علمای عظام مجبور به سکوت و خون دل خوردن و صحبت در لفافه هستند. عالمی که مدح کند ممدوح است و آنکه نهی از منکر کند مذموم. منبری‌های کم سواد بر تکیه و مسند ریاست می‌کنند و علمای اعلام مهجور. تا صحبت از نقد می‌شود و صحبت از بت‌های امروز‌ برافراشته‌ی پاستور و مجمع و مجلس و دارالقضاء، آیات قرآن می‌خوانند که «طاعت» واجب است و خروج از «جماعت» عین نقض بیعت. حبل الله متین هستند این آیات تفاخر و ما هم لابد می‌خواهیم اطفاء نور الهی کنیم و ناگزیرند خاموشمان کنند. تا وقتی آرمان خدا و پیغمبر باشد باید سکوت کرد اما آنجا که آرمان گشادتر می‌شود و دنیا را هم در خود جای می‌دهد، بخوانید دنیای آقایان، می‌شود نوشت و قلم زد و نقد کرد. ربنا اتنا فی‌الدنیا حسنه!

***

اگر بیشتر نمی‌نویسیم و کمتر می‌گوییم و خون دل را در کام تلخ فرو می‌خوریم، برای همان عهدیست که کرده‌ایم، میثاقی که نقض نخواهد شد. اگر استخوان در گلو راحتیم، برای خاطر همان قلیل مؤمنانی است که جور تمامی مسئولین را می‌کشند با مجاهدت‌ها و تقوایشان، برای خاطر شمشیرهای از نیام‌کشیده کفار و منافقین است که «الیوم یوم الاحزاب».

یا صاحب‌الزمان، الامان …

Written by م. ع.

اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ at ۸:۰۶ ق.ظ

حضرت اوباما! عمر سگهایتان دراز باد!

with 23 comments

برای کاسه‌لیسان ایالات فخیمه‌ی بمب هسته‌ای

سگ وفادار است. کافی‌ست یک یا دو وعده غذا مهمانش کنی، خانه‌زاد می‌شود. برایت پارس می‌کند. دشمنانت را می‌راند و هنگام رفع خطر برایت دم تکان می‌دهد. به جای اینکه با اسلحه به دشمنانت شلیک کنی، سگ‌هایت را می‌فرستی سراغشان تا علیه‌شان پارس کند. در موقع مناسب و هنگام دیدن ضعف در دشمن، مثلا بعد از انتخابات ریاست جمهوری، بجهد و با استفاده از نیروی دست‌های جلو و گردن و پوزه دشمن را به زمین بزند تا تو برسی سر وقتش و … خب! دموکراسی برایش به ارمغان بیاوری.

سگ‌های حضرت فرعون

سگ، صاحبش را گاز نمی‌گیرد!

وقتی سگی بی‌پناه است، آواره است، کافی است کمی دلجویی کنی، تریبون در اختیارش بگذاری تا پارس کند، کمی غذا و حورالعین و غرب متمدن هم اضافه کنی می‌شود یک سگ باوفای تمام‌عیار،‌ بهتر از این سگ‌های کراواتی، تازه با فقه شیعه‌ و ساختار داخلی سپاه پاسداران هم آشناست. می‌فرستی که برود پدر صاحب‌خانه را دربیاورد. بله؛ سگ باوفاست اما انسان سگ‌صفت نان به نرخ روزخور است. سگ‌ها انواع دارند: سگ چریک، سگ خوش‌بیان، سگ وبلاگ‌نویس، سگی مانکن، سگ معمم، سگ خشونت‌پرهیز، سگ دیپلمات و حتی سگ جاسوس هسته‌ای!

سگ، یک چریک جهان وطن است. برای او فرقی ندارد در ایران زندگی کند یا لندن، هر جا که «صاحب» اختیار کند او همانجا را موطن برمی‌گزیند. اگر قرار شود صاحب سگ، روزی تهران یا خانه پدری خود سگ را با بمب اتم هدف قرار دهد، سگ له‌له ‌کرده و با عطش دم تکان می‌دهد که مرگ بر وطن‌پرستی! وطن همان‌جاست که امپراطور ایمپریالیست باشد! اصلا این هزینه‌ها برای دموکراسی لازم است؛ بلکه کم هم هست!

سگ، به راستی که یک مؤمن واقعی و رب النوع تعبد است. سگ به مقام رضا رسیده است، فانی فی یو اس آ شده است و دیگر هیچ چیز جز تمثال مبارک حضرت «انا ربکم الاعلی» باراک اوباما را بر تارک وجودش نمی‌بیند و نمی‌تواند ببیند؛ چرا که المؤمن مرآت المؤمن. سگ، هر چه از دهان شکّرین آن صاحب مقامات عدیده و مزایای جدیده بیرون آید، از قند و نبات و حتی لعل نوشین‌لبان شیرین‌تر می‌یابد چه «هر چه آن خسرو کند شیرین بود»؛ ولو بمب هسته‌ای کرده باشد.

سگ‌ها چه از تیره سَگان دوست و برادر، ابوغریب باشند و چه از تبار همین برادر ارزشی‌مان، عبدالمالک و چه از تبار این سگ‌های لوکس که با یک چماق ناقابل غلاف میکنند: با یک چیز بچه‌‌های جک و جوات خاورمیانه‌ای همیشه مشکل داشته‌اند. شما میگویید جگر؛

ما می‌گوییم انرژی هسته‌ای!

Written by م. ع.

فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۲۶ ب.ظ

رساله‌ای در باب جنگ نرم

with 34 comments

اشاره: قبل از خواندن این متن، نمودار بیانات حضرت آقا در مورد جنگ نرم را حتما ببینید. اگر نظر مرا بخواهید هر تشکل انقلابی دانشجویی باید این نمودار را روی دیوارش نصب کند. صحبت‌های حاج حسین یکتا را هم از دست ندهید. نوشتن این متن بیش از شش ساعت از وقت مرا گرفت، شاید بی‌انصافی نباشد ده دقیقه از وقتتان را بگیرد.

کدام جنگ؟ کدام دشمن؟

چه بکنم اگر کسی نمی‌بیند؟

من دارم می‌بینم صحنه را، می‌بینم تجهیز را، می‌بینم صف‌آرایی‌ها را، می‌بینم دهان‌های با حقد و غضب گشوده‌شده و دندان‌های با غیض به هم فشرده‌شده را؛ علیه امام و علیه انقلاب و علیه آرمانها ... چه بکنم اگر کسی نمی‌بیند؟

قدم اول دشمن در جنگ نرم این است: «کدام جنگ؟». وقتی جنگی نباشد دشمنی هم نیست، پس مبارزه‌ای هم نیست. در این حالت می‌توان به راحتی در خاک «دشمن غافل» عملیات کرد بدون آنکه آب از آب تکان بخورد. در سوی مقابل قدم اول مبارزان و آزادی‌خواهان این است: «جنگ است!». تشخیص موقعیت جنگی و اعلان فرمان دفاع، اولین قدم در مبارزه است …

با کوفتن بر طبل جنگ، غبار غفلت از چهره‌ی عبوس مستضعفین برمی‌خیزد و خونی در رگ‌هایشان جاری می‌شود. جنگ حق و باطل یک حرف انتزاعی یا تبلیغی نیست. مواجهه همه‌جانبه دو جبهه  مؤمنین و مشرکین-کفار یا در لسان حضرت امام روح‌الله مستضعفین در برابر مستکبرین، امری واضح و غیرقابل انکار است. سربازان، افسران و فرماندهان این جنگ کسانی هستند که به این جنگ اعتقاد دارند، کسانی که می‌دانند غربِ اومانیستِ لیبرال-دموکرات با اسلام فقاهتی سر جنگ دارد، با فریادِ در گلوی تاریخ‌ پیچیده‌ی محمد (ص) دشمنی دارد و هنوز سمیه و یاسر و بلال را شکنجه می‌دهد و برای مستضعفین جایی جز «شعب ابیطالب» باقی نمی‌گذارد. کسانی که اعتقاد به این جنگ ندارند، حتی اگر در حوزه سرزمینی خودی باشند، غیرخودی محسوب می‌شوند.

اعلام «جنگ نرم» توسط ولی فقیه، پرده‌ از یک «واقعیت موجود» برداشت. اشاره به تهاجم فرهنگی، سپس شبیخون فرهنگی و آنگاه ناتوی فرهنگی را به یاد بیاورید. اما این بار کار به جایی رسیده که بحث «جنگ» پیش آمده است. «جنگ نرم» عبارتی  است که هم در ساحت اعتقادات، هم سیاست و هم فرهنگ و هنر بسیاری از مسائل را روشن می‌کند؛ جبهه‌ها را خط‌کشی می‌کند؛ تکلیف‌ها را روشن می‌کند و …  . اولین تأثیر «اعلان جنگ» توسط حضرت آقا باید این باشد که غفلت ما از بین برود؛ که نکند با لگد دشمن بیدار شویم.

جنگ نرم؛ نه جنگ سرد!

جنگ سرد به حالتی گفته می‌شود که طرفین خصومت آشکار دارند اما به طرف همدیگر شلیک نمی‌کنند. شهید آوینی عبارتی دارد که «دو گرگ گرسنه و تیزدندان که از ترس دندان یکدیگر حمله نمیکنند و فقط غرش می‌کنند». این جنگ سرد است، اما جنگ نرم به بیان حضرت آقا «جنگ با استفاده از ابزارهای فرهنگی» است. جنگ نرم را میتوان بخشی از جنگ سرد دانست. اگر بیشتر بار جنگ سرد بر دوش سیاستمداران و صاحبان قدرت است که پنجه در پنجه دشمن بیاندازند، در جنگ نرم این وظیفه بر دوش کسان دیگریست. تعریف رهبری از «دانشجو» به عنوان «افسر» و «استاد» به عنوان «فرمانده» به خوبی این تمایز را آشکار می‌کند.

جنگ نرم بیش از آنکه «سرد» باشد «نرم» است، بیش از آنکه از ابزاری چون «قدرت» استفاده کند از «غفلت» استفاده می‌کند. آرام و خیزان می‌آید، به اسم هنر، به اسم فرهنگ، به اسم همایش و کتاب و علم. به اسم تفلسف ایمان‌زدایی می‌کند، به اسم روشنگری غیرت را محو می‌کند، به اسم تفکر یاد مرگ را از بین می‌برد، به اسم شبکه اجتماعی حیا را ذوب می‌کند و پرده‌ها را می‌درد. لیبرال دموکراسی قبل از آنکه یک فراگفتمان یا پارادایم باشد یک مذهب است، لیبرال دموکراتهای انگلوساکسون نیازی به «لژ فراماسونری» یا «چمدان دلار» ندارند که کسی را به استخدام خود درآورند. کافی است ما از یاد مرگ غافل شویم و در دور باطل «لذت برای زندگی؛ زندگی برای لذت» سرازیر شویم. آن وقت خودمان هم پول میدهیم که به لیبرال دموکراسی خدمت کنیم! با توهم توطئه‌های کهنه و نخ‌نما نمی‌توان با این باربی هزار داماد جنگید؛ چرا که نه استالین و خروشچف ـ که خود امپریالیست بودند ـ و نه هیچ‌کدام از دشمنان کوچک و بزرگ امپریالیسم، طرفی از این «دیگرجاسوس‌بینی‌ها» نبستند.

میوه امپریالیزم جز جنگ نیست.

جنگ نرم، بخشی از جنگ سرد است. هجوم فرهنگی به جمهوری اسلامی از یک سو و تهدیدهای نظامی و تحریمی ایالات متحده علیه ایران از سوی دیگر، دو تیغه‌ی یک قیچی هستند.

اگر شیوه این جنگ را بلد نیستیم و اگر به دین و فرهنگمان تسلط کافی نداریم بهتر است سکوت کنیم تا اینکه با حرف‌هایمان خود را اسباب مضحکه «غیرخودی‌ها» و «اوباش» کرده باشیم.

راهکارها

۱. غفلت‌زدایی از افسران

بیایید در چارچوب ترمینولوژی آقا صحبت کنیم. اولین قدم در جنگ نرم این است که افسران را بیدار کرد. باید بدنه جنبش دانشجویی را از این کرختی و فترت بیدار کرد، از این یأس و سرخوردگی که دلایل مختلفی دارد؛ مهم‌ترین آنها حوادث پس از انتخابات است. باید به یکدیگر امید داد و از درغلتیدن به آغوش روزمرگی و گذران بیهوده دوران دانشجویی خودداری کرد. همچنان که یک مجاهد، هیچ‌گاه به امنیت محل سکونتش دل نبسته، افسران جنگ نرم نیز در میادین فرهنگی و ایدئولوژیک، خواب راحت نباید داشته باشند. اگر قرار است دشمن از طریق فرهنگ به ما ضربه بزند، باید در برابر هر محصول و استراتژی فرهنگی دشمن هشیار باشیم. با چشمانی باز اوضاع را رصد کنیم و از خواب خرگوشی در بالین ِ «لاست» و «فرندفید» و «هالی‌وود» و «هری‌پاتر» پرهیز کنیم.

۲. تأمین لجستیک

اگر دانشگاه را آوردگاه دو جبهه حق و باطل در نظر بگیریم، توپخانه‌هایی چون نشریه و همایش و طرح مطالعاتی و اردو و …  نیاز به مرکزی دارد که از نظر فرهنگی و عقیدتی «افسران» جوان این جنگ را سیراب کند. بدون دانستن نقشه راه و هدف میان‌مدت و بلندمدت نمی‌توان به جنگ نرم پرداخت. یکی از بهترین مراکزی که میتواند نقش لجستیک را ایفا کند «کانون اندیشه جوان» است. مرکزی که جوانان ِ سابقا دانشجو آن را می‌گردانند، سالها تجربه کار فکری و پژوهشی دارد، مسئولین آن با مفاهیمی چون «اندیشه»، «فرهنگ»، «دانشگاه» و «فعالیت دانشجویی» آشنایی دارند و میتوانند تجربیات بسیار ارزشمندی در اختیار تشکل‌های انقلابی دانشجویی بدهند.

۳. شبکه ارتباطی

باید هماهنگ کار کرد. تشکل‌های انقلابی دانشگاه‌های بزرگ و محوری، باید با یکدیگر همسو باشند. این به معنای به وجود آوردن یک تشکیلات جدید یا دیوان‌سالاری تازه‌ای نیست، بلکه بدین معناست که تشکل‌های مختلف دانشجویی بتوانند با هم‌افزایی یکدیگر در راستای هدف مشترک حرکت کنند. از ظرفیت‌های همدیگر استفاده کنند، تجربیات تلخ و شیرین یکدیگر را مورد بهره‌برداری قرار دهند، ایده‌ها را به اشتراک بگذارند و با «مشورت و هم‌اندیشی برادرانه و خیرخواهانه» جبهه مستحکمی علیه ایادی نفله‌ی امپریالیسم شکل بدهند. با تشتت و تیرهای پراکنده‌ در تاریکی نمیتوان به توفیق دست یافت. البته که این مهم جز با خضوع و احترام به یکدیگر دست‌نیافتنی‌ست.

۴. ابزار نرم، نه ابزار سخت

با این اندیشه که «با جشن غدیر دانشگاه را فتح کردیم» نمی‌توان در جنگ نرم کاری از پیش برد. کافی‌ست طرف مقابل ـ به حق ـ عکسی از دانشجونماهایی که دانشجوهای واقعی را می‌زنند پخش کند تا غضنفرها بیش از رونالدوی تیم حریف گل به خودی زده باشند. با باتوم و حراست و کمیته انضباطی نمیتوان جنگ نرم را پیروز شد.

به دست آوردن افکار عمومی و مغلوبه کردن جنگِ برما غالب شده، جز با استفاده از ابزارهای دقیق اندیش‌مندانه و فرهنگی میسر نیست. «کرسی‌های آزاداندیشی» از بهترین ابزار جنگ نرم است که البته در مورد آن رساله جداگانه‌ای مورد نیاز است.

۵. جنگی غیردولتی و داوطلبانه

از همینجا از همه مسئولین دلسوز ـ لکن بی‌بصیرت ـ دانشگاه و نهادهای مختلف نمایندگی درخواست داریم که به کارهای بخش‌نامه‌ای دل خوش ندارند و «افسران» را برای جنگ یاری کنند نه که به آنها فرمان دهند! اگر قرار است «فرمانده» استاد باشد به این معنا نیست که فلان مسئول در نهاد نمایندگی میتواند به دانشجو بگوید چه بکند یا نکند. هر چند این خود یک مشکل فرهنگی است و باید در مسئولین ریشه‌یابی روانشناختی کرد که چرا احساس قیم بودن می‌کنند اما دانشجو دیگر هیچ عذری ندارد که هدف والای «جنگ نرم» را که یک هدف همه‌جانبه است به خاطر توصیه‌ها و منافع کوته‌بینانه و محافظه‌کاریهای معمول یقه‌سفید‌های دانشگاه واگذارد و از جهاد اصلی دوری گزیند.

از آن سو، اینکه جنگ جنگ ما دانشجوها علیه ایادی امپریالیسم است خود باید بیش از پیش ما را بیدار کند. اگر ارتش و سپاه در پاسداری از مرزها غفلت کنند چه میشود؟ اگر ما در صیانت از فضای فرهنگی و رسانه‌ای و عقیدتی کوتاهی کنیم چه می‌شود؟

۶. پرهیز از تقلیل‌های مضر

تقلیل جنگ نرم که ابعاد گسترده فرهنگی و سیاسی دارد و لایه‌های فکری و حسی و رفتاری جامعه را تشکیل می‌دهد به عملیات روانی که ماهیتی توخالی و توهمی دارد مساله‌ای است که اینک عمده فعالان عرصه اینترنت و جنگ نرم بدان دچار شده‌اند. راه‌اندازی سایت یا شبکه‌های اجتماعی با تولید آی‌دی‌های متعدد و رفرش‌های تصنعی و تولیدهای حجمی غیرکیفی نمی‌تواند واقعیت ملموس جامعه را تغییر دهد و حداکثر آمپولی موقتی آن هم صرفا برای فضاهای سیاسی و تبلیغاتی است. در فضای امروز اینترنت و تکثر چیزنیوزها!، اولویت با تولید محتوای کیفی است.

[از وبلاگ آرمانخواهی]

کانکلوژن

فرمانده کل قوا اعلان جنگ کرده‌اند، افسرانش نیز ما دانشجویانیم، با غفلت و دست‌ روی دست گذاشتن تنها تیشه به ریشه خودمان و اندیشه خودمان زده‌ایم. باید جنبید و سستی‌های گذشته را جبران کرد. خود را مجهز به سلاح اندیشه و فرهنگ ساخت و به جنگ شیاطین جن و انس رفت. جمهوری اسلامی ـ امروز ـ وظیفه دفاع از اسلام فقاهتی را بر عهده دارد و خط مقدم این دفاع، دفاعی فرهنگی و ایدئولوژیک است.

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ ۚ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُوا

بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَفْقَهُونَ

اى پیامبر، مؤمنان را به جهاد برانگیز. اگر از [میان‌] شما بیست تن، شکیبا باشند بر دویست تن چیره مى‌شوند، و اگر از شما یکصد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز مى‌گردند، چرا که آنان قومى‌اند که نمى‌فهمند.

[سوره مبارکه انفال، آیه ۶۵، ترجمه فولادوند]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پس‌نگاشت: ترجمه مناسبی برای جنگ نرم نیافتم.

پس‌نگاشت ۲: کاش مثل «خامنه‌ای دات آی‌آر» یک پایگاه رسمی مربوط به امام داشتیم که آنچه از امام عزیز میخواهیم را بتوانیم بیابیم. کاش میراث امام به دست «بچه‌حزب‌الهی‌ها» می‌افتاد …

Written by م. ع.

فروردین ۱۹م, ۱۳۸۹ at ۱:۵۸ ب.ظ

بیانیه بسیج تهران علیه سکوت در برابر فجایع فلسطین

with 18 comments

وای بر ما که خودمان هم ۱۵ روز تعطیل بودیم!

به نام الله،

پاسدار حرمت خون شهدای مدینه و کربلا، شهدای تهران و شلمچه، شهدای بیروت و ضاحیه، و شهدای غزه و خان‌یونس

امسال هم سال، نو شد. سال نو مبارک. یا مقلب القلوب والابصار… . نوروز برای ما جشنی مقدس، ملی و مذهبی است. نوروز ایام شادی و بازگشت به دامان طبیعت است. ایام تجدید قوا برای یک سال کار، مبارزه و جهاد. اما امسال شاهد اتفاق عجیب و دردناکی بودیم: امسال متوجه شدیم در ایام نوروز مبارزه تعطیل است. آرمان‌خواهی تعطیل است. اهتمام به امور مسلمین تعطیل است. بالکل «غیرت دینی» تعطیل است.

قدس در التهاب است، سلام فیاض از جانب صهیونیست‌ها مأموریت می‌یابد که با خودشان مذاکره کند، وابستگان حماس در کرانه باختری بازداشت می‌شوند، اسرای فلسطینی دربند اسرائیل تحت فشار و شکنجه قرار می‌گیرند اما در تهران، ام‌القرای جهان اسلام، صدایی از صدا و سیما، رسانه‌ای که با پول بیت‌المال مسلمین اداره میشود شنیده نمیشود. همان مسلمینی که ۹ دی و ۲۲ بهمن نشان دادند آرمانهایشان چیست و زیر کدام بیرق سینه می‌زنند. همان مسلمینی که به خاطر توهین به بیرق سیدالشهدا(ع) خشمگینانه به خیابان ریختند و خواستار مجازات آشوبگران شدند. حرم ابراهیمی به اشغال زنان ارتش اسرائیل درآمد، صدایی از رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به گوش نرسید. سخنگوی وزارتی که قرار بود انقلاب را صادر کند و از «نهضت‌های آزادی بخش مستضعفین در سراسر جهان» حمایت کند. مستضعفین را که فراموش کردیم، آرمان فلسطین را هم بایکوت کردیم؟

سالهاست که به طور ضمنی از ساختن معبد سوم سلیمان به جای مسجد الاقصی صحبت میکنند، امسال اما به صورت علنی صحبت از این امر شد. در چند مرحله گروه‌های دست راستی اسرائیلی با بیل و کلنگ به اقصی حمله‌ور شدند که پلیس اسرائیل ریاکارانه جلوشان را گرفت. لوله‌های آبی که شالوده اقصی را فرسوده می‌کنند از کار نیافتاده‌اند و حفاری‌های دیوار ندبه همچنان ادامه دارد. آیا مردم ما این اخبار را میدانند؟ خیر! صدا و سیمای ما وضع راههای کشور و گزارش آب و هوا را به اخبار قبله دوم مسلمین ترجیح داده و افکار عمومی را منحرف کرده است.

لیبرمن و نتانیاهو صحبت از قدس به عنوان پایتخت اسرائیل سر داده‌اند و خودشان را برای انتقال پایتخت از تل‌آویو به «اورشلیم» آماده کردند، اما از تهران صدایی به گوش نمیرسد. فعالان سیاسی و «قیم‌های یقه‌سفید» که ادعای میراث امام روح‌الله را دارند، همانهایی که به فکر وحدت مسئولین هستند و امت واحده را فراموش کرده‌اند، به تعطیلات و مسافرت مشغول بودند. کنفرانس عربی در لیبی تشکیل میشود و عربهای سازش‌کار به «هرمنوتیک سازش» می‌پردازند اما تنها خبری که از رسانه ملی به گوش میرسد «عدم موفقیت» اعراب است. از وزارت خارجه و آقای مهمان‌پرست و جناب متکی هم خبری در دسترس نیست، آقایان شما را به وصیت‌نامه امام قسم لااقل یک کنفرانس ناموفق تشکیل می‌دادید.

اسرائیل در برابر اعتراض مجامع بین‌المللی به شهرک‌سازی در شرق قدس می‌پردازد و یهودی‌سازی کل بیت‌المقدس را با قدرت تمام به پیش‌ می‌برد. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی حتی از مجامع بین‌المللی و حتی از دول سازشکار عرب هم در دفاع از فلسطین عقب افتاده است! سوال اینجاست: دولت جمهوری اسلامی در این پانزده روز کجا بود؟ سوال اینجاست: مجلس شورای اسلامی و در رأس آن جناب آقای دکتر لاریجانی و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در این پانزده روز کجا بودند؟ سوال اینجاست: صدا و سیمای جمهوری اسلامی در این پانزده روز جز «تشویش اذهان عمومی» کار دیگری میکرد؟ چرا اخبار صدا و سیما فقط خبر از تعطیلی دنیا میداد؟ گناهی بزرگتر از غفلت در برابر دشمن خونخوار وجود دارد؟

جنگنده‌های اسرائیل، شرق خان‌یونس، واقع در نوار غزه را مورد یورش قرار دادند. محاصره غزه به تنهایی نبض این منطقه یک و نیم میلیونی را متوقف کرده و مردم بی‌دفاع از بحران دارو و غذا رنج می‌برند. جنگنده‌های اسرائیل چندین بار حریم هوایی لبنان را نقض کرده‌اند، اما اینها هیچ کدام مهم نیستند. چرا که ام القرای جهان اسلام در تعطیلات نوروزی است!

آقایان مسئولین رسانه‌های دولتی، آقایان نماینده‌های مجلس، آقایان شورای عالی امنیت ملی، آقایان وزارت امور خارجه، ما به عنوان بزرگترین تشکل دانشجویی انقلابی و به عنوان فرزندان معنوی امام روح‌الله به شما هشدار میدهیم که این سکوت، خیانت آشکار به اسلام، قرآن، انقلاب و اندیشه‌های والای امام روح‌الله است و از پاره شدن عکس آن امام عزیز بیشتر به اسلام ضربه می‌زند.

ما به عنوان بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از شما درخواست داریم که نسبت به جرم «تشویش اذهان عمومی مسلمین» در ایام نوروزی اظهار ندامت کنید. از شما می‌خواهیم که هر چه سریعتر این سکوت ننگین خبری و رسانه‌ای را بشکنید و به خط امام بازگردید. به پیوست نسخه‌ای از وصیت‌نامه آن امام عزیز را ضمیمه میکنیم تا مگر با خواندن آن، آرمانهای انقلاب و امام را یادآور شوید.

آقایان مسئولین! این مردم ولی‌نعمت شما هستند و آرمانهایشان را در ۹ دی و ۲۲ بهمن به جهانیان نشان دادند. ننگ سکوت ذلیلانه را بر این مردم انقلابی نسپندید. آنان را آگاه کنید. هیچ مسلمانی یافت میشود که اشک و ضجه مادر فلسطینی را ببیند، آواره شدن برادر فلسطینی را ببیند، بمباران غزه و بیروت را ببیند و بر جای آرام گرفته باشد؟

شما را چه می‌شود؟ در سال «همت مضاعف، کار مضاعف» به فکر همایش برگزار کردن در مورد نام سال هستید یا آن را با تمام وجود دریافته اید؟ همت و کار شما در دفاع از آرمان قرآنی مسجد معراج نبوی چه شده است؟ نکند ولایت‌مداری شما به چاپ پوستر از تمثال حضرت آقا و نقل قول ایشان خلاصه شود! آقای مهندس ضرغامی! آقای دکتر متکی! و آقایان مسئولین! به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست!

بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بر ذمه خود می‌بیند به عنوان بخشی از جبهه دانشجویی اسلام علیه کفر، تا پای جان در راه آرمانهای اسلام و امام روح‌الله پای‌فشاری کند و در صورتی که این روند ننگین بر دیپلماسی خارجی و سیاست رسانه‌ای صدا و سیما ادامه یابد، اعتراضات خود را از مسیرهای دیگری پی‌ گیری نماید.

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین

پیوست: وصیت‌نامه الهی – سیاسی امام روح‌الله

[این] هم سندش

سکوت

پس‌نگاشت: بیانیه جسورانه‌ای بود که از بسیج تهران انتظارش را نداشتم. مخصوصا کنایه به «یقه‌سفیدها» و هم‌چنین اشاره به تناقض بزرگنمایی پاره شدن عکس امام و سکوت در مورد آرمانهای امام!

Written by م. ع.

فروردین ۱۶م, ۱۳۸۹ at ۹:۳۹ ق.ظ