Archive for the ‘تولهخرسها’ tag
مشایی؛ بحران اصلی
سخنرانی یک کارشناس مسائل «بحرانی» در جمع همسنگریها
من خیلی فکر کردم، یعنی به مدت چند ماه. به این نتیجه رسیدم که «مشایی» کلید کار است. «مشایی» خیلی مهم است، به نظر من مهمتر از مشایی نیست: مشایی دوست مردم اسرائیل است و در دولت همهکاره است؛ عنقریب است که مشایی ایران را بکند یکی از استانهای اسرائیل. مشایی خیلی بد است و من فکر میکنم بهترین گزینه برای کاری است که باید بکنیم.
حاجآقا خیلی ناراحت است، نامه سرگشاده اش دایورت شد و دریغ از یک «های» یا «هوی» که فلانی نامهات دریافت شد، کارد بزنی خون حاجآقا در نمیآید. حاجآقا میگوید محسن ر. هافبک باش، بازیسازی کن. من فکر کنم علی م. هم باید نوک حمله باشد. حیف که بچهها زندان هستند وگرنه این علی م. را شوت میکردم بیرون از تیم، چند بار گل به خودی زده است. احمد ت. با اینکه با حاجآقا دعوای زرگری دارد خوب سانتر میکند. مثل «الف» ایستاده آن کنار میدان و موج مکزیکی راه میاندازد. دروازهبان هم داداش علی میایستد. تیم کامل است. با وجود مشایی در تیم مقابل «عبور از بحران» را کلید میزنیم.
مشایی خیلی مهم است، شیخ گفت دولت را مشروع میداند؛ مهندس هم که به دولت پیشنهاد داده برای بهبود اوضاع. سید محمد هم نامه نادمانه نوشته به بیت رهبری و معذرتخواهی کرده از فحشهایی که دوستانش دادهاند. هادی فالانژ هم گفته: «من گفتم مرده شور ترکیب ولی فقیه را ببرد؟ من؟ حرامزاده! من فدایی رهبرم!» من فکر میکنم همه چیز خوب است. مشایی بد است و اوست که منافقانه رفته توی پاستور. احمدی نژاد باید جواب پس بدهد که چرا مشایی کجاست؟
یک عده آدم – یک عده قلیل فریبخورده – ریختند توی خیابانها، یک عده دیگر هم نریختند اما نسبت به نظام و انتخابات بدبین شدند. من با همین چشمهای خودم خانم دکتر مذهبیای را دیدم که راه حل برون رفت از «بحران» را در برگزاری انتخابات زیر نظر اتحادیه اروپا میدانست. من فکر کنم خیلی بد است که ما بیاییم این عده را باز هم به نظام بدبین کنیم. باید با کسی که مسبب این بدبینی شد مماشات کنیم، حلواحلوا کنیم و باسنش را روی شانههای مبارک گذاشته و در شهر بگردانیم. ما باید به همهی سبزها کولی بدهیم، مهندس را هم بگوییم یک عذرخواهی بکند، بعدش احمدی نژاد را محاکمه و اعدام کنیم.
ببینید من دلم برای مملکت میسوزد. این همه گیر میدهید به سبزها که چرا ضدولایت موضع میگیرند. این آقای مشایی را نمیبینید هنوز هم به «دوستی با مردم اسرائیل» اعتراف میکند؟ ما دوستدار ولایتیم، اصلا تا ولایت هست زندهایم، بعد از آن رزمندهایم. من فکر میکنم باید از ولایت فقیه حمایت کنیم؛ شاید بعد از حمایت ما او هم کمی کوتاه بیاید – ولی فقیه را میگویم – بالاخره «هل جزاء الاحسان الا الاحسان»؟
این مشایی خیلی کارهای مهمی میکند! چرا با نوامیس سینمای ایران جلسه میگذارد پدرسوخته؟ خب لابد فردا برود دیدار مریلین مونرو. من فکر میکنم اصلاحطلبان لیبرال نیستند و مشایی لیبرال است. به نظر من مشایی نجس است و از هر چه ضدانقلاب بدتر است. اصلا دکتر علیمحمدی را هم مشایی کشت. نه سید محمد لیبرال است و نه مهندس، اینها فرزندان باتقوای امام هستند و شیخ متغیر هم که مشروعیت را قبول کرد بالاخره. من فکر میکنم این مشایی است که لیبرال است و ضدانقلاب است و خطرش از اسرائیل بیشتر است و بد است و باید او را کشت و با بقیه صلح کرد.
ما که میدانیم قضیهی آژانسهای مسافرتی چیست. یکی از تولهخرسها – وای ببخشید این اصطلاح مال وقتی است که برای اصولگراها منبر میروم – یکی از بچههای حاجآقا کلید این کار را زد: ده سال پیش. این آژانسها باید با استاندارد روز کار کنند: بدن خانمهای ویزیتور باید کأن آنجلینا باشد، مردهایشان اندازه ی آنتونیو باندراس بیناموس باشند و همه هم به زبان انگلیسی حرف بزنند. اما چه باک؟ من فکر میکنم اگر مشایی نمیآمد بالاخره این آژانسها هم درست میشدند. نه؟ خب مشایی آمده که اینها همچنان بیناموس و بیعفتند دیگر! نه؟
مهمتر از اعتبار بینالمللی دولت و مشروعیت انتخابات، جلسهی مشایی با مهناز افشار است. اصلا چه معنی دارد؟ خوب است من بیایم بروم مجلس – اوه نباید مشخص میشد که من نماینده هستم – و با فلان خانم که جای خواهرم هست «لاس» بزنم؟ من فکر میکنم این مشایی دارد «مسئولین» را بدنام میکند. مردم، نگران وجههی «مسئولین» هستند. من هم از مردم هستم. ما از مردم هستیم و به مردم برمیگردیم. حاجآقا هم همین را میخواهد. این «مشایی» هم خوب است؛ احمدینژاد را کلهپا میکند و ارزشیها را هم سرخورده، نصف انرژیشان را میگیرد.
این وبلاگهای ارزشی را جدیداً دیدهای؟ واقعاً مشایی عطیهی الهی است. همهشان داشتند علیه ما مطلب مینوشتند که مشایی آمد شد سپر بلا. من فکر میکنم مشایی خیلی مهم است، حتی مهمتر از «تولهخرس»ها و «معاندان». اه اه! این «معاند» چه بدعت بدی بود وارد واژههای سیاسی شد؟ ما نباید همدیگر را به بهانهی «عناد» حذف کنیم. درست است که من راست هستم و شما چپ، اما بالاخره همه «مسئولیم». از یک خانواده هستیم. توی خانواده دعوا بشود چه ربطی به «مردم» دارد؟ خودمان حل میکنیم. این «معاند» و «منافق» چیست؟
این مردک – دکتر را میگویم – از وقتی آمد و خانوادهی ما «مسئولین» را به رسمیت نشناخت باعث شد این همه بدبختی به بار بیاید. به مردم چه ربطی داشت کسری بودجه و شورای پول و اعتبار و صندوق ذخیره ارزی؟ آمد همه چیز را لوث کرد. جلوی حاجآقا هم دست کرد توی دماغش. بالاخره با استفاده از شاهکارهای این «مشایی»، آن مردک بوگندو را از خانواده مسئولین میاندازیم بیرون. نوکیسههای جنگندیدهی انقلابنچشیدهی تازه به دورانرسیدهی لیبرال خائن منافق!
خب فکر کنم جلسه علنی شروع شد. با اجازه شما و اجازهی حاجآقا. التماس دعا