Archive for the ‘کوته نوشت’ Category
بلا
- هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت … دیگه هیچ وقت خودت رو با بچههای جنگ مقایسه نکن.
مرد، مشت گره کردهاش میلرزید. تکیه داده بود به دیوار ایوان، پسر را نهیب میزد: قبل از اینکه یه تیر بندازه سمت دشمن بعثی، نفسش رو کشته بود … میفهمی تولهسگ؟ آخرین باری که برا خدا کار کردی کی بود؟
میلرزید، میگریست، نعره میکشید، و خودش را میزد.
مرد، موجی شده بود.
والله
بالله
تالله
از گناه آل سعود نخواهیم گذشت.
بلا
فذکر
عطش
الحسین
حسین
حسین
حسین
…
از: علی ابن ابی طالب
و من کتاب له علیه السلام
الی معاویة
و اردیت جیلا من الناس کثیرا، خدعتهم بغیک، و القیتهم فی موج بحرک، تغشاهم الظلمات، و تتلاطم بهم الشبهات،
گروه بسیاری از مردم رابه هلاکت افکندی، با گمراهی و ضلالت خویش آنان را فریفتی، و در امواج فتنه و فساد انداختی همان فتنه و فسادی که تاریکی هایش فراگیر است و امواج شبهاتش همه آنها را در کام خود فرو برده،
فجازوا عن وجهتهم و نکصوا علی اعقابهم، و تولوا علی ادبارهم، و عولوا علی احسابهم.
و این سبب شد که آنها از حق باز گردند و به جاهلیت و دوران گذشته رو آورند، به قهقرا برگشته و به حسب و نسب و تفاخرات قومی اعتماد کنند.
الّا من فاء من اهل البصائر، فانهم فارقوک بعد معرفتک، و هربوا الی الله من موازرتک،
جز گروهی از روشن ضمیران و اهل بصیرت که از این راه بازگشته و پس از آنکه تو را شناختند از تو جدا شدند و از همکاری و معاونت تو بسوی خدا فرار کردند.
اذ حملتهم علی الصعب، و عدلت بهم عن القصد.
و این به این خاطر بود که تو آنان را به کاری صعب و پرمشقت [نبرد برضد حق] واداشتی و از راه راست منحرفشان ساختی.
فاتق الله یا معاویة فی نفسک، و جاذب الشیطان قیادک، فان الدنیا منقطعة عنک، و الاخرة قریبه منک.
ای معاویه در برابر کارهایت از خدا بترس و زمامت را از دست شیطان بگیر که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک است.
و السلام
نهج البلاغه / نامه ۳۲
بلا
دو چشم
آب
مستت
یا اباالفضل
فلک
مبهوت
دستت
یا اباالفضل
خدا میگفت
در وقت نبردت
بنازم ناز شست ات
یا اباالفضل