مشایی؛ بحران اصلی
با ۴۶ نظر
سخنرانی یک کارشناس مسائل «بحرانی» در جمع همسنگریها
من خیلی فکر کردم، یعنی به مدت چند ماه. به این نتیجه رسیدم که «مشایی» کلید کار است. «مشایی» خیلی مهم است، به نظر من مهمتر از مشایی نیست: مشایی دوست مردم اسرائیل است و در دولت همهکاره است؛ عنقریب است که مشایی ایران را بکند یکی از استانهای اسرائیل. مشایی خیلی بد است و من فکر میکنم بهترین گزینه برای کاری است که باید بکنیم.
حاجآقا خیلی ناراحت است، نامه سرگشاده اش دایورت شد و دریغ از یک «های» یا «هوی» که فلانی نامهات دریافت شد، کارد بزنی خون حاجآقا در نمیآید. حاجآقا میگوید محسن ر. هافبک باش، بازیسازی کن. من فکر کنم علی م. هم باید نوک حمله باشد. حیف که بچهها زندان هستند وگرنه این علی م. را شوت میکردم بیرون از تیم، چند بار گل به خودی زده است. احمد ت. با اینکه با حاجآقا دعوای زرگری دارد خوب سانتر میکند. مثل «الف» ایستاده آن کنار میدان و موج مکزیکی راه میاندازد. دروازهبان هم داداش علی میایستد. تیم کامل است. با وجود مشایی در تیم مقابل «عبور از بحران» را کلید میزنیم.
مشایی خیلی مهم است، شیخ گفت دولت را مشروع میداند؛ مهندس هم که به دولت پیشنهاد داده برای بهبود اوضاع. سید محمد هم نامه نادمانه نوشته به بیت رهبری و معذرتخواهی کرده از فحشهایی که دوستانش دادهاند. هادی فالانژ هم گفته: «من گفتم مرده شور ترکیب ولی فقیه را ببرد؟ من؟ حرامزاده! من فدایی رهبرم!» من فکر میکنم همه چیز خوب است. مشایی بد است و اوست که منافقانه رفته توی پاستور. احمدی نژاد باید جواب پس بدهد که چرا مشایی کجاست؟
یک عده آدم – یک عده قلیل فریبخورده – ریختند توی خیابانها، یک عده دیگر هم نریختند اما نسبت به نظام و انتخابات بدبین شدند. من با همین چشمهای خودم خانم دکتر مذهبیای را دیدم که راه حل برون رفت از «بحران» را در برگزاری انتخابات زیر نظر اتحادیه اروپا میدانست. من فکر کنم خیلی بد است که ما بیاییم این عده را باز هم به نظام بدبین کنیم. باید با کسی که مسبب این بدبینی شد مماشات کنیم، حلواحلوا کنیم و باسنش را روی شانههای مبارک گذاشته و در شهر بگردانیم. ما باید به همهی سبزها کولی بدهیم، مهندس را هم بگوییم یک عذرخواهی بکند، بعدش احمدی نژاد را محاکمه و اعدام کنیم.
ببینید من دلم برای مملکت میسوزد. این همه گیر میدهید به سبزها که چرا ضدولایت موضع میگیرند. این آقای مشایی را نمیبینید هنوز هم به «دوستی با مردم اسرائیل» اعتراف میکند؟ ما دوستدار ولایتیم، اصلا تا ولایت هست زندهایم، بعد از آن رزمندهایم. من فکر میکنم باید از ولایت فقیه حمایت کنیم؛ شاید بعد از حمایت ما او هم کمی کوتاه بیاید – ولی فقیه را میگویم – بالاخره «هل جزاء الاحسان الا الاحسان»؟
این مشایی خیلی کارهای مهمی میکند! چرا با نوامیس سینمای ایران جلسه میگذارد پدرسوخته؟ خب لابد فردا برود دیدار مریلین مونرو. من فکر میکنم اصلاحطلبان لیبرال نیستند و مشایی لیبرال است. به نظر من مشایی نجس است و از هر چه ضدانقلاب بدتر است. اصلا دکتر علیمحمدی را هم مشایی کشت. نه سید محمد لیبرال است و نه مهندس، اینها فرزندان باتقوای امام هستند و شیخ متغیر هم که مشروعیت را قبول کرد بالاخره. من فکر میکنم این مشایی است که لیبرال است و ضدانقلاب است و خطرش از اسرائیل بیشتر است و بد است و باید او را کشت و با بقیه صلح کرد.
ما که میدانیم قضیهی آژانسهای مسافرتی چیست. یکی از تولهخرسها – وای ببخشید این اصطلاح مال وقتی است که برای اصولگراها منبر میروم – یکی از بچههای حاجآقا کلید این کار را زد: ده سال پیش. این آژانسها باید با استاندارد روز کار کنند: بدن خانمهای ویزیتور باید کأن آنجلینا باشد، مردهایشان اندازه ی آنتونیو باندراس بیناموس باشند و همه هم به زبان انگلیسی حرف بزنند. اما چه باک؟ من فکر میکنم اگر مشایی نمیآمد بالاخره این آژانسها هم درست میشدند. نه؟ خب مشایی آمده که اینها همچنان بیناموس و بیعفتند دیگر! نه؟
مهمتر از اعتبار بینالمللی دولت و مشروعیت انتخابات، جلسهی مشایی با مهناز افشار است. اصلا چه معنی دارد؟ خوب است من بیایم بروم مجلس – اوه نباید مشخص میشد که من نماینده هستم – و با فلان خانم که جای خواهرم هست «لاس» بزنم؟ من فکر میکنم این مشایی دارد «مسئولین» را بدنام میکند. مردم، نگران وجههی «مسئولین» هستند. من هم از مردم هستم. ما از مردم هستیم و به مردم برمیگردیم. حاجآقا هم همین را میخواهد. این «مشایی» هم خوب است؛ احمدینژاد را کلهپا میکند و ارزشیها را هم سرخورده، نصف انرژیشان را میگیرد.
این وبلاگهای ارزشی را جدیداً دیدهای؟ واقعاً مشایی عطیهی الهی است. همهشان داشتند علیه ما مطلب مینوشتند که مشایی آمد شد سپر بلا. من فکر میکنم مشایی خیلی مهم است، حتی مهمتر از «تولهخرس»ها و «معاندان». اه اه! این «معاند» چه بدعت بدی بود وارد واژههای سیاسی شد؟ ما نباید همدیگر را به بهانهی «عناد» حذف کنیم. درست است که من راست هستم و شما چپ، اما بالاخره همه «مسئولیم». از یک خانواده هستیم. توی خانواده دعوا بشود چه ربطی به «مردم» دارد؟ خودمان حل میکنیم. این «معاند» و «منافق» چیست؟
این مردک – دکتر را میگویم – از وقتی آمد و خانوادهی ما «مسئولین» را به رسمیت نشناخت باعث شد این همه بدبختی به بار بیاید. به مردم چه ربطی داشت کسری بودجه و شورای پول و اعتبار و صندوق ذخیره ارزی؟ آمد همه چیز را لوث کرد. جلوی حاجآقا هم دست کرد توی دماغش. بالاخره با استفاده از شاهکارهای این «مشایی»، آن مردک بوگندو را از خانواده مسئولین میاندازیم بیرون. نوکیسههای جنگندیدهی انقلابنچشیدهی تازه به دورانرسیدهی لیبرال خائن منافق!
خب فکر کنم جلسه علنی شروع شد. با اجازه شما و اجازهی حاجآقا. التماس دعا
مشایی آینه تمام نمای احمدی نژاد است.
رمال.دروغگو.سه رو. نفوذ کننده در کارتلهای اقتصادی
پاسخ
سلمان پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۴:۳۶ ب.ظ
جوک نگو اخوی
پاسخ
محسن پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۳ ب.ظ
جک نبود . رئیس دفتر رئیس جمهور معتمد و نمونه تمام قد ایشان در مقیاس کوچکتر است . بجای مهمل بافی ، واقعیت را بپذیرید و سرافکنده باشید . قبلی ها هم مشائی داشته اند ؟ بله . خب ، که چی ؟ الان که قبلا نیست . الان الانه
پاسخ
سلمان پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۷:۲۱ ب.ظ
من با بخش آیینهش خیلی مشکلی نداشتم
بیشتر مشکلم با خط بعدیش بود
برای چی سرافکنده؟
پاسخ
محسن پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۷ ب.ظ
برای چی ؟ دمت گرم بابا . دقیقا به دلیل بخش آینه ش .
پاسخ
سید علی پاسخ:
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۸ ب.ظ
سلام
پس چرا حرف های خود احمدی نژاد مثه مشایی نیست؟
پاسخ
علیرضـــآ پاسخ:
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۹ ق.ظ
سلمان سلمان علیرضآ
جوک نبود
درسنامه یکی از دورس عمومی بود
پاسخ
دانشجوی هرز پاسخ:
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۸ ق.ظ
آقا جوک بگو
پاسخ
علیرضـــآ
۸ بهمن ۸۸ در ۱۲:۱۲ ب.ظ
مشایی «یک» عنصر خراب نیست.
یک باند است
از همه ناگوار تر رابطه محمود-مشایی است که خیلی مبتذل است…خیلی
پاسخ
L
۸ بهمن ۸۸ در ۴:۱۲ ب.ظ
رونوشت به برادر عزیزمان امید
پاسخ
سلمان
۸ بهمن ۸۸ در ۴:۳۷ ب.ظ
«مشایی آینه تمام نمای احمدی نژاد است»
خودمون رو گول نزنیم، این جمله درسته
پاسخ
سلمان پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۷:۲۱ ب.ظ
اگر این جمله درست باشه که خیلی به نفع آقای مشایی میشه
پاسخ
رضا پاسخ:
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۷ ب.ظ
اگر پی مساوی کیو آن گاه کیو مساوی پی
پاسخ
سلمان پاسخ:
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۴ ب.ظ
آقا رضا این حرف شما درست نیست
پاسخ
رضا پاسخ:
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۶ ب.ظ
چون زورت زیاده؟
پاسخ
علی
۸ بهمن ۸۸ در ۶:۲۵ ب.ظ
مینشینی وقت میگذاری هزار و خردهای کلمه در باب اینکه مشایی مشکل اصلی ما نیست مینویسی، بعد یک نفر میآید کامنت میگذارد و باقی هم جواب همان کامنت اول را میدهند، انگار نه انگار متنی بوده و انگار نه انگار منظور و مرادی طلب شده و انگار نه انگار که اصل قصه چیست و انگار نه انگار متن چیست و حاشیه کدام است و …
واقعا متاسفم.
پاسخ
محسن پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۶ ب.ظ
باید متاسف باشی ، لکن برای خودت . تصور کردی مطلب عمیق و شگرفی نوشتی و کسی نفهمید و ملت ابله ساده در مورد چیز دیگری بحث کردند ؟ نخیر پسر جان . این حرفها رو ده نمکی و الله کرم ۱۵ سال قبل میزدند که شما طهارت درست و حسابی هم نمیکردی . درست میگم دیگه ؟
حرف زدن در مورد انواع و اقسام مشکلات کشور به جای خود . مسئله معترضین یا بقول شما فتنه هم بجای خود . مشائی هم بجای خود . از شرم و ناچاری تا اسم مشائی میاد شروع میکنید به صحبت کردن در مورد سایر مسائل اصلی کشور ؟ مگر رئیس جمهور مقام اجرائی اصلی کشور نیست ؟ مگر مشائی رئیس دفتر و رئیس نهاد و چهار تا رئیس دیگه نیست ؟ خب اینم یه مسئله اصلیه . حالا محسن جون بیا در مورد مشائی صحبت کنیم چون برای ما که نه ولی برای شما این یه بحرانه !
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۴ ب.ظ
در مورد مشایی هم بحث مهم است اما این مطلب خودش گواه است که بحث اصلی چیست و جرم چیست و جرم بزرگتر کدام است و این وسط ملت دارند دعوا سر لحاف ملا میکنند و ما چشممان به کلام آقایمان است، مثل بعض مردم بیصاحب نیستیم.
بنده هم به آقای مشایی انتقاد دارم منتها در جای خودش. شما هم الان پاشو مودب بنشین و جلوی بزرگتر دست توی دماغ نکن.
پاشو باباجان! وسط اتاق که دراز نمیکشند.
پاسخ
علیرضـــآ پاسخ:
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۲ ق.ظ
موضوع اصلی معلوم ه که نیست. مگه سمپاد موضوع اصلی ه؟
-
موضوع مشایی در حد اینکه فامیل هاش رو ببره بریزه تو سایپا که اشکال نداره و یا اینکه آدم هاش نفت رو قبضه کنند.
-
پاسخ
MD پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۶ ب.ظ
برای خودت متاسف باش و برای مرادت و ارادتت ، قصه همینه، بازی همینه. تو و مرادت، تو و ارادتت قدتون همون قد امثال مشاییه . کفنت کو حاجی ، برای جاهلین متنسک نمی پوشیش؟
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۹ ب.ظ
لطفا مستدل بفرمایید من به چه کسی ارادت دارم. ممنون میشم.
پاسخ
MD پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۵ ب.ظ
تو صاب خونه ای یا وکیلش؟ با حضرت بودم
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۸ ب.ظ
خودم هستم. بفرمایید از کدام مراد و کدام ارادت صحبت میفرمایید. با ذکر دلیل.
متشکرم
پاسخ
علیرضـــآ پاسخ:
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۶ ق.ظ
صابخونه:
حسودی ملت به کامنت من توجهکردند؟
ما که وبلاگ نداریم
بذار لااقل از سایت تو بهره برداری کنیم
پاسخ
صآب خونه
۸ بهمن ۸۸ در ۹:۵۲ ب.ظ
آقا مرتضی! جسد من! آیا واقعا مشائی در حد غضنفر سوتی می دهد؟ از شما بعیده.
به ما هم سر بزن.
پاسخ
خط شکن
۸ بهمن ۸۸ در ۱۱:۳۸ ب.ظ
تو چرا اینجوری شدی ؟ تا وسط زمین میری ، برمی گردی توپ رو می چپونی سه جاف گل خودمون… یا میری تا شیش قدم و میزنی توی طاق طویله …
باباجون ! بکن به گلش !
پاسخ
علیرضـــآ پاسخ:
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۷ ق.ظ
صابخونه صابخونه علیرضآ
این پیام بالا رو مجددا با صدای من بخون
پاسخ
دانشجوی هرز
۹ بهمن ۸۸ در ۱۲:۳۸ ق.ظ
راستی! وقتی سعی می کنی جدی بنویسی، طناز میشی! کاش این پست رو هم در حالت جدی می نوشتی که بیشتر به اراجیفت(آره قربونش! ادبیات بالاترینی!) می خندیدیم!
پاسخ
امیرحیسن
۹ بهمن ۸۸ در ۱:۳۸ ق.ظ
۱-موافقم مونده بودم چه طور این حرف ها رو یه جا بزنم که دیدم تو نوشتی ولی از طرفی اینقدر این یارو در حال خرابکاری کردنه تا بیای یکم این حرفا رو بزنی که اینا مشکل اصلی نیست یه مشکل دیگر هم درست میکنه.
۲- وزیر زن رو جا انداختی
۳- از طرفی مسئله ی احمدی نژاد و مشایی هم مسئله درون جناحی مهمیه که من مونده ام چه طوری میشه این رابطه رو منطقیش کرد. این رابطه به رابطه دولت و روحانیت خیلی ضربه زده که همین آثار خیلی بدی توی بعد از انتخابات داشت و قوز بالا قوز شده بود. این وسط حاج آقا و اینایی هم که گفتی حسابی تنورش رو داغ کردن
پاسخ
سید علی
۹ بهمن ۸۸ در ۲:۳۸ ب.ظ
بسم الله
مردانگی ات را عشق است! بالاخره همراه نشدن با موج بزرگی که علیه این بزرگترین مشکل کشور راه افتاده، فحش خوری دارد. راستش را بگو چقدر از مشایی پول گرفته ای؟! مشاور جوان کجا شده ای؟! اسم خودت را هم گذاشته ای عدالتخواه؟! وای وای وای!!
یکی از دوستان اخیراً می گفت «اگر می دانستم احمدی نژاد مشایی را می آورد، همان اول به قالیباف رأی می دادم!». گفتم «مرد حسابی! قالیباف ۱۰ تا مشایی را به دولت می آورد که هرکدام ۱۰ برابر بدتر از مشایی بودند!». بعد دیدم یک سوال دیگری هم مطرح است «اصلاً مگر خود قالیباف بهتر از مشایی است؟». نمی دانم. من واقعاً این آقای مشایی را نمی شناسم. اما فهمیده ام که نصف بیشتر گیرهایی که بهش می دهند، جنجال رسانه ای است.
یک مشکل بزرگی که داریم و حتی رفقای حزب اللهی مان هم از آن در امان نیستند، این تفکر قالبی است. یعنی افراد، یک موضع کلی برای خود از قبل اختیار می کنند و سعی می کنند آن را در موضوعات نشان دهند. مثلاً این که «من یک حزب اللهی عدالتخواه هستم که به هیچ جریانی وابسته نیست و همه را نقد می کند. احمدی نژاد هم ۸۰ تا خوب است و ۲۰ تا بد است». حالا در مسائل هم دیگر واقعاً به «عدالت» کاری ندارم، به اقتضای آن عدالتی که در موضعم تعریف کرده ام رفتار می کنم! گرفتی؟ عدالتخواهی قالبی! کاریکاتور عدالتخواهی!
غافل از این که : عدالت با اعتدال فرق می کند و در هیچ قالبی نمی گنجد، مثل مومن!
پاسخ
محمد
۹ بهمن ۸۸ در ۲:۴۵ ب.ظ
چه جالب! ۳تا کامنتمو نذشتی نمایش داده بشن! بعدش رفتی کامنت خودتو اصلاح کردی!
آقا محسن! کاش به جای بانژاد، باشعور بودی!
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۸ ب.ظ
بنده متوجه شدم مشکل از همانجایی هست که شما فرموده بودید. این شد که تشخیص دادم حرف خودم را اصلاح کنم.
از الطاف شما متشکرم
پاسخ
امیرحیسن پاسخ:
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۸ ب.ظ
قابل شما رو نداره! خواستی بازم هست رفیق.
پاسخ
امیرحیسن
۹ بهمن ۸۸ در ۳:۲۲ ب.ظ
پاراگراف آخرتون دل آدم رو به درد میاره
ولی در گل باهاتون موافقم
با این حال در کار و مشایی مانده ام حیران
پاسخ
گل نرگس
۱۰ بهمن ۸۸ در ۱:۳۷ ق.ظ
آقا دمت گرم.
اینها جوسازی خوب بلدن و میخوان با قضیۀ مشائی، افتضاحات شیخ بیسواد و مهندس از خدا بیخبر رو ماستمالی کنن.
وبلاگ حسین قدیانی رو دیدی؟ خیلی مشتیه!
http://ghadiani.blogfa.com/
«… آقای “گل آقا”! خدایت رحمت کند؛ نوشتی “خاتمی” و همان خاتمی خوانده شد.
ولی ما در ۹ دی نوشتیم “محاکمه” اما خوانده شد “مناظره”.
نوشتیم “گوشمالی” اما خوانده شد”ماستمالی”.
نوشتیم “ولایت” اما خوانده شد “حکمیت”.
نوشتیم”ابن عباس” اما خوانده شد “ابوموسی”.
نوشتیم “کربلا” اما خوانده شد “کوفه”.
نوشتیم “بین الحرمین” اما خوانده شد “بینابین”.
نوشتیم “اقتدار” اما خوانده شد “اعتدال”.
نوشتیم “دادگری” اما خوانده شد “میانجیگری”.
اصلا آقای آملی لاریجانی! چطور است به جای سران فتنه، مرا بازداشت کنید!
بزنید؛ این گردن من…»
پاسخ
حسین
۱۰ بهمن ۸۸ در ۵:۱۶ ق.ظ
هنر طنز ندارم، اما موافقم که الان مسئله اصلی مشایی نیست، همانطور که سال ۶۴ مسئله اصلی تغییر نخست وزیر نبود، بلکه جنگ تحمیلی بود. اما از همین الان روشن است که دیر یا زود مشایی مسئله اصلی میشود کما اینکه الان فتنه ای که به همت موسوی به پا شد مسئله اصلی ماست.
پاسخ
فرید
۱۰ بهمن ۸۸ در ۲:۱۶ ب.ظ
راستی من نفهمیدم که این مشایی کیه؟
این همونه که تو انتخابات ۱۳ به ۲۴ شکست خورد یا اونیه که به رهبری نامه تشکر ۹ دی نوشت. یا…
پاسخ
بندانگشتی
۱۰ بهمن ۸۸ در ۹:۲۸ ب.ظ
در مورد حاج آقا کمی منطقی تر. حداقل حرفهای صریح رهبر رو در مورد حاج آقا قبول داشته باشید. حرفی که مال همین شش ماه پیشه نه سی سال و بیست سال پیش.
چندتا سوال:
اگه قرار بر خوردن و بردنه، چه کسی از بالا و پایین شدن قیمتها مثلا زمین سود برد و می تونست ببره؟
اگه می خواستن بخورند که اتفاقا حرفی نمیزدند راحت تر بودند
- حاج آقا خوشش میاد همیشه ساز مخالف بزنه. اصلاح طلب میاد روی کار حاج آقا میشه اصولگرا ، اصولگرا میاد میشه اصلاح طلب. اصلا خودش هم نمی دونه حرف حسابش چیه.
- خیلی رو می خواد و نفوذ می خواد و مملکت بی در و پیکر میخواد که هی به یکی بگن دزد و آب از آب تکون نخوره و راس راس بگرده.
اصلا خیلی عجایب در میاد از این حکایت
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۲ ق.ظ
چشم. بنده سعی میکنم تندروی نکنم. حق با شماست.
پاسخ
شبگرد
۱۰ بهمن ۸۸ در ۱۱:۴۱ ب.ظ
دو نکته ی بی ربط به هم:
۱- نکته این نبود که حاج آقا چه کارس منظور این بود که حواسمون باشه که نه از “آقا” عقب بیفتیم نه جلو بزنیم، همیشه، همه جا!
۲- فقط مشکل اسفندیارخانه؟ بقیه افرادی که انتخاب شده اند چه قدر مناسب پستشون بوده اند؟ همین دانشگاه تهران. ریاست آیت ا… عمید زنجانی واقعا به مصلحت بود؟ نه خودش موفق بود نه ذهنیت مناسبی از توانایی یک روحانی دانشگاهی ایجاد کرد و نه محبوبیتی و نه … . حتی جناب فرهاد هم هرچند کمتر ناموفق، ولی همین طور تصادفی یکی رو از یک جا برداری بذاری یه جای دیگه اصولیه؟ منطبق با اصولگراییه؟
فقط منطبق با شعاریه که داده و گفته هدفش شکستن یک حلقه ی مدیریتیه . راست هم گفته. نشستیم به خودمون گرفتیم حالا هم توش موندیم و اعتراض می کنیم.
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۳ ب.ظ
شاخ نشو
پاسخ
شبگرد پاسخ:
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۴ ق.ظ
به روی چشم
پاسخ
شبگرد
۱۱ بهمن ۸۸ در ۵:۱۵ ب.ظ
سلام
taa alan agha chad baardar morede afraadi dar in sathe masooliat inghadar ezhare azar kardand?
az zamane moavenat farhangi shahrdari agha raje b karhaye in
yaroo irad migereftad
ghazayaye badish ro ham k hame midoonand
raassi chera vaghti agha b mohajeraai girdad faryade velayat gooshe falak o pare kard vali moze giri sarih raje b i …….
پاسخ
ali agha
۱۳ بهمن ۸۸ در ۱:۳۵ ب.ظ
هنگامیکه مهندس بازرگان بعنوان نخست وزیر دولت موقت انتخاب میشود،وزیر و معاونانی برای خود انتخاب میکند.
یکی از آن معاونان “امیر انتظام” است که شورای انقلاب و در راس آن حضرت آقا به شدت با او مخالفت میکنند
با این حال بازرگان روی امیر انتظام پافشاری میکند تا آنجا که امام دستور میدهند امیرانتظام باید برود
لذا معاونت او منتفی میشود اما
بازرگان از امیرانتظام دست نمیکشد و
وی را بعنوان سفیر ایران در سوئد قرار میدهد..
پاسخ
هم دانشگاهی
۲۰ بهمن ۸۸ در ۸:۰۹ ب.ظ
“یک تناقض حل نشده، یک واقعیت تلخ، انتهای یک سناریو”
- دکتر یک جاهایی اشتباه میکنه
- خودت اشتباه می کنی. چشم نداری ببینی، حب دنیا نمی ذاره حقیقت رو ببینی. چون راه ارتزاقت رو بسته این حرفو می زنی
- از کجا میگی اشتبا نمی کنه؟
- چون دم از فقرا و امام و هزار تا چیز خوب میزنه که شما بلد نبودی
- من بلد بودم ولی “دوصد گفته چون نیم کردار نیست”
- شاعر هم اشتباه گفته
- مشایی رو چه طور توجیه می کنی؟
- اون هم از خودتونه.
- دکتر هم که ازش دفا می کنه، اینو چی می گی؟
- اِ … دکتر هم از خودتونه …
- پس کی اینجا راست میگه؟
- فقط “ما”، بقیه همه اشتباه میکنن
- حتی آقا؟
- …؟.. … حتی آقا …
پاسخ
شبگرد
۲۴ بهمن ۸۸ در ۵:۱۸ ب.ظ
این همه حمله به مشایی دلیلی بر بلندی نگاه و هوج همت اوست.
رهبری فرمود قله ها هرچه بلندتر باشند، بیشتر آماج حملات قرار می گیرند.
آدم ضعیف که به حمله نیاز ندارد.
پاسخ
yasin
۴ اسفند ۸۸ در ۱۲:۲۷ ب.ظ