بلا
با ۱۱ نظر
- هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت … دیگه هیچ وقت خودت رو با بچههای جنگ مقایسه نکن.
مرد، مشت گره کردهاش میلرزید. تکیه داده بود به دیوار ایوان، پسر را نهیب میزد: قبل از اینکه یه تیر بندازه سمت دشمن بعثی، نفسش رو کشته بود … میفهمی تولهسگ؟ آخرین باری که برا خدا کار کردی کی بود؟
میلرزید، میگریست، نعره میکشید، و خودش را میزد.
مرد، موجی شده بود.
سلام حاجی
اگر کتاب نه آبی نه خاکی موذنی را نخونده ای پیشنهد می کنم(البته من کوچکتر از آنم که پیشنهاد کنم) اون کتاب را حتما بخون
با روحیه یه شهید آشنا می کنه آدم را
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۵ ق.ظ
خب ظاهرا شما خریده ایش. میگیرم ازت ان شاء الله
(اینقدرم تعارف تیکه پاره نکن سردار)
کاکلت رو عشقه عشقی
حق
پاسخ
نانوشته ها
۹ آذر ۸۸ در ۱۱:۵۸ ب.ظ
مبدا و منشا حیات آنانند که چنین مردهاند. نه؟
پاسخ
اسکالپل
۱۰ آذر ۸۸ در ۱۰:۴۸ ب.ظ
سلام «سر بزرگ»
خیلی دنبالت گشتم تا پیدات کردم. خدا خدا می کردم بعد چند سال بی خبری ازت ، سبز نشده باشی. خیلی ها از دست رفتن و شکر خدا که تو هنوز همان دیوانه ای که بودی هستی. همان سربزرگ! از خوشحالی لینکت کردم ، هر چند که نگاهت را نمی پسندم.
یا علی
پاسخ
خط شکن
۱۱ آذر ۸۸ در ۱:۳۶ ق.ظ
هم را می شناسیم.قدیم ها با هم زیاد جدل می کردیم. به هر حال مخلصیم
پاسخ
خط شکن
۱۱ آذر ۸۸ در ۱۲:۰۵ ب.ظ
سلام،بابت لینک بلاگم ممنونم
شما چند مدتی تعطیل کرده بودید و ما اینجا میومدیم حسرت میخوردیم از نبود وبلاگ خوبی مثل”جسد زنده”
اما در مورد این پستت باید بگم که موجی که هیچ ولی آدمای زیادی بودند که جنگ رو ندیده بودن ولی… ولی رو دست خیلی از بچه های جنگ در اومدن!
نمونه های زیادی هست منتهی یکیش این بزرگواره،بخونی متوجه میشی:
http://solouk.persiangig.com
پاسخ
میم نقطه
۱۱ آذر ۸۸ در ۱۰:۴۵ ب.ظ
خب خواننده چیزی را که جایی میان گلو و لوزه هایش گیر کرده است قورت می دهد پایین… و خب پایین نمی رود و سراغ چشم ها می رود…
پاسخ
Talkative
۱۲ آذر ۸۸ در ۱:۳۷ ق.ظ
اخوی ، صاحب اسکالپل رو که روءیت کردی. بی زحمت لینکش رو اصلاح کن. ما همینجوریش داریم فحش می خوریم . شما دیگه فحشمون نده
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۴ ق.ظ
عوض اون چیزیه که جلوی اسم من گذاشته بودی: دود و سوز و این حرفها!
پاسخ
دانشجوی هرز پاسخ:
آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۲ ب.ظ
پس کینه ها شتریه !!
غلط کردم . خوب شد ؟
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
آذر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۲ ب.ظ
دعا بفرمایید.
پاسخ
دانشجوی هرز
۱۳ آذر ۸۸ در ۱۲:۴۴ ق.ظ