از: علی ابن ابی طالب
با ۳۱ نظر
و من کتاب له علیه السلام
الی معاویة
و اردیت جیلا من الناس کثیرا، خدعتهم بغیک، و القیتهم فی موج بحرک، تغشاهم الظلمات، و تتلاطم بهم الشبهات،
گروه بسیاری از مردم رابه هلاکت افکندی، با گمراهی و ضلالت خویش آنان را فریفتی، و در امواج فتنه و فساد انداختی همان فتنه و فسادی که تاریکی هایش فراگیر است و امواج شبهاتش همه آنها را در کام خود فرو برده،
فجازوا عن وجهتهم و نکصوا علی اعقابهم، و تولوا علی ادبارهم، و عولوا علی احسابهم.
و این سبب شد که آنها از حق باز گردند و به جاهلیت و دوران گذشته رو آورند، به قهقرا برگشته و به حسب و نسب و تفاخرات قومی اعتماد کنند.
الّا من فاء من اهل البصائر، فانهم فارقوک بعد معرفتک، و هربوا الی الله من موازرتک،
جز گروهی از روشن ضمیران و اهل بصیرت که از این راه بازگشته و پس از آنکه تو را شناختند از تو جدا شدند و از همکاری و معاونت تو بسوی خدا فرار کردند.
اذ حملتهم علی الصعب، و عدلت بهم عن القصد.
و این به این خاطر بود که تو آنان را به کاری صعب و پرمشقت [نبرد برضد حق] واداشتی و از راه راست منحرفشان ساختی.
فاتق الله یا معاویة فی نفسک، و جاذب الشیطان قیادک، فان الدنیا منقطعة عنک، و الاخرة قریبه منک.
ای معاویه در برابر کارهایت از خدا بترس و زمامت را از دست شیطان بگیر که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک است.
و السلام
نهج البلاغه / نامه ۳۲
الان دیگه مسئولیت جلوی تاریخ تموم شده ؟
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۹ ب.ظ
حاجی فرصت کنم مینویسم. چشم.
پاسخ
دانشجوی هرز
۹ آبان ۸۸ در ۲:۵۹ ب.ظ
الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر…
پاسخ
مجتبی
۹ آبان ۸۸ در ۱۰:۰۴ ب.ظ
پس چون شب بر او پرده افکند ستاره اى دید گفت این پروردگار من است و آنگاه چون غروب کرد گفت غروبکنندگان را دوست ندارم (سوره ۶- آیه ۷۶)
مولا حق مطلق بود
ما هم خیلی هنر که بکنیم این را باور کنیم نه اینکه …
پاسخ
شبگرد مبتلا
۹ آبان ۸۸ در ۱۰:۵۹ ب.ظ
“برو به علی بگو با صد هزار شمشیر زن به سراغ تو می آیم که چهار شنبه را از جمعه تشخیص نمی دهند،به علی بگو حساب کار خودت را بکن!”
پاسخ
تیساپه
۹ آبان ۸۸ در ۱۱:۲۳ ب.ظ
سلام
می گما تو این هاگیرواگیر فتح! سفارت خونه ها، حتی بخاطر مشغول بودن دکتر سراج به مصوبه نویسی بیاین کار ناتموم رو تمومش کنید.این فلسطینیها که مشکلشون حل نشد فقط ما وقت نداریم بهشون بپردازیم.بد نیست در یک حمله غافلگیرانه!! سفارت مصر بدست سربازان گم نام!!! اشغال بشه.
یاعلی
پاسخ
ساقی
۱۰ آبان ۸۸ در ۸:۰۳ ق.ظ
کلمه حق یراد بها الباطل
« هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا ؟ ….
الذین ضل سعیهم فی الحیات الدنیا؛
و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا!»
سوره کهف؛ آیات ١٠٣ و ١٠۴.
«آیا شما را خبر بدهیم از زیانکارترین [آدم]ها؟ …
کسانی که، کوشششان در [راهِ] زندگی دنیا تباه شد؛
و [تازه،] میپندارند که مشغول به چه کار نیکی هستند
پاسخ
بنده خدا
۱۰ آبان ۸۸ در ۱۰:۵۴ ب.ظ
از این علی تا آن علی فاصله هاست.
عمرو عاص را یادتان هست در صفین.
یک جایی حضرت علی تعقیبش کرد و گیر افتاد.
پس، کشف عورت کرد تا جان به در بَرَد.
و جان به در بُرد، ولی شخصیت و آبرو برایش نماند. تا آخر تاریخ.
***
بعضی آقایان،
در این ناآرامیها،
از ترسشان،
-این طور که خود معترفند، بیشتر از صدام و جنگ ٨ ساله، از غائلهی اخیر ترسیده بودند!
از راهپیمایی سکوت! از اعتراضات کاملا مدنی مردم فهیم!-
شلوار نظام را خودشان را کشیدند پایین،
که جان به در ببرند.
غافل از آبرویی که میرود.
و رسوایی که بار میآید.
*
آن دینی که ما میشناسیم،
تا پای جان هم میایستد و با عزت و مردانه، جان هم میدهد.
نه عمرو عاص وار …
_____________________________________________
پاسخ
صآب خونه پاسخ:
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۹ ب.ظ
مرگ بر انجمن نجس حجتیه که علی را در چارچوب سقیفه قاب گرفت و بر در گورستان تاریخ کوبید.
————————–
علی ما، سید ما، سرور ما، یکتنه ایستاد. یکتنه، آنهنگامی که همه آقایان سیاستمدار ولایی و آقایان تئوریپرداز بیشعور انقلابی(!) خفقان گرفتهبودند، آمد نماز جمعه … و من دیدم … سر نماز … او را سب میگفتند … من دیدم … من گریههای علی را دیدم که آبرو به میان گذاشت …
قمار عشق است این قمار …
—————–
علی ما، سید ما، سرور ما، شیعه ابن ابی طالب است. شیعه حسین ابن علی است. علی ما، سید ما، سرور ما، یک تنه ایستاد … یک تنه ایستاد و فحشش دادند، یک تنه ایستاد و زنصفتان مردنمای ولایتمدار(!) از کنج گنجههای امنشان بیرون خزیدند : «که فتنه خوابیده است! به در آیید برادران!».
—————-
چه کسی ناموس به میدان فرستاد؟ چه کسی به خانه خزید و با تلفن زدن به بیبیسی شد مالک اشتر شما؟ بیدار شو اخوی! از آن سوی میدان چه کسی آمد به میان و دور از تنزهطلبی متحجرانهی میرهای آخرزمانی، مردانه ایستاد و گفت : «حکومت اسلام حکومت قانون است»؟. علی کدام است و عمرو عاص کدام؟ بیچاره عمرو میخواست ثابت کند عمار در سپاه علی نیست! حال آنکه خورشیدی چون علی را نمیدید … شمع جویی و آفتاب بلند …
—————-
و هنوز شمشیرهای زهرآلود نهروانیان در نیام کشیده نشده است. علی ما همچنان در میانهی معرکه ایستاده و شمشیر اشعث بر گردن او. در برابر شما عمروعاصیان، درود میفرستم بر شمشیر آختهی علی فضلی و نقدی و جعفری …
—————-
و اگر پورنوگرافیهای شیخ ریاکار حرامخوارتان عورت به در کردن نیست، پس چیست؟
پاسخ
امیر پاسخ:
خرداد ۵م, ۱۳۸۹ at ۹:۳۶ ب.ظ
فحش می دهی بی وجدان؟
وقتی که پرده بیافتد می فهمی نجاست از کجا بود
پاسخ
بنده خدا
۱۰ آبان ۸۸ در ۱۰:۵۸ ب.ظ
درود بر تو، درود بر قلم تو!
آری رهبرما، علی ما، سید ما، سرور ما، یکتنه ایستاد. یکتنه! نامرد است کسی که گوید این چنین نیست!
یکتنه در مقابل جاهلان معاند، جاهلان دلسوز، عاقلان معاند و همه ی آن بی بصیرت هایی که خود شمشیر آخته ای شدند به روی مقتدامان ایستاد و از حیثیت نظام دفاع کرد.
حیثیتی که دزدان شب رو از فراز بام ها، آمدند تا آن را ببرند! شبیخون سختی بود، اما فقط شبیخون بود، نه بیشتر!
با ولایت زنده ایم!
پاسخ
میثم
۱۱ آبان ۸۸ در ۱۲:۲۹ ق.ظ
ما صد هزار بار شنفتهایم که در مکتب اهل بیت،
«هدف، وسیله را توجیه نمیکند»
هزاران مثال داریم که نشان بدهیم رفتار اهل بیت، اینطوری -و در این چارچوب- بودهاست.
ذرهای -نه فقط خلاف شرع- که حتی خلاف مروت و اخلاق و مرام،
در مکتب اهلبیت، با هیچ هدف ارزشمندی توجیه نمیشود.
*
یک جملهای لقلقهی زبان این و آن شده امروز.
که فکر کنم هر بار از دهان گویندگان مزبور در میآید،
هزاران بار تن گویندهاش را در قبر لرزانده باشد.
که
«حفظ نظام، از اوجب واجبات است»
و هر دنائت و پستی و گناه و جنایتی را هم آقایان مرتکب میشوند،
تحت لوای اینکه حفظ نظام از نماز واجب تر است.
*
حکومت پیامبر مکرم اسلام، نظام نبود؟
نظام امیرالمومنین، نظام نبود؟
نظامی که حضرت حسن در راسش بود، نظام نبود؟
حکومتی که حضرت حسین قرار بود راه بیندازد و …، نظام نبود؟
-برترین درود خدا بر او و جدش و پدرش و مادرش و برادرش-
آیا فقط نظام ِولی فقیه، «نظام» است؟
حفظ آن حکومتها که راسش امام معصوم بوده،
به هر قیمتی لازم نبوده. هدف وسیله را توجیه نمیکرده،
ولی برای ما توجیه میکند؟
*
کاش یک نفر بیاید و این دو را برای ما جمع بکند.
ما که چیزی دستمان نیست.
برای این دوستان که برای حفظ نظام(؟!) مورد علاقهشان،
به هر عمل خلاف شرع و عرف و عقل و اخلاقی دست مییازند،
تازه بعدش احساس تقرب به خدا هم میکنند.
احساس انجام تکلیف شرعی و سربلندی از آزمون الهی هم میکنند.
درد از این بزرگتر هم میشود مگر؟
یکی به ما بگوید بالاخره هدف وسیله را توجیه میکند یا نه؟
هدفی مثل «حفظ نظام»، بالاخره توجیه کنندهی این رفتارها هست یا نه؟
کلمه حق یراد بها الباطل
*****
مصلحت اندیشی هم بی گمان در چارچوب هایی اسیر است. این طور مطلق و رها نیست که همین طوری هر غلطی خواستیم بکنیم و بگوییم مصلحت اندیشی بود. مصلحت اندیشی هم اتفاقا در ذیل دین و دستورات دین مشروع است. گرچه گاهی تعارضی با صورت برخی احکام داشته باشد. که بصیرت و دقت نظر بسیار در تشخیص صحیح مطلب و به بیراهه نرفتن لازم دارد. که خدا بدهدمان!
پاسخ
بنده خدا
۱۱ آبان ۸۸ در ۱:۱۴ ب.ظ
ما هم با ولایت زنده ایم!
ولایت علی بن ابی طالب
ولایت فقیه اعلم، عادل و جامع الشرایط
نه ولایت فقیه بی سواد که در طول یک شب از حجه الاسلامی به آیت اللهی و سپس به آیت الله العظمی رسید
اولین ویژگی ولی فقیه این است که بتواند مسائل و احکام اسلا می را از منابع آن (کتاب- سنت- عقل و اجماع) با به کار بردن معیارها و روش های تخصصی استنباط نماید و در شناخت اسلا م پیرو مقلد دیگران نباشد. هر عقل سلیمی حکم می کند که عالم بر جاهل مقدم است، به خصوص در نظامی که بر مبنای ارزش ها و اصول اسلا می بنا شده باشد، شخصی که می خواهد بالاترین جایگاه در اداره امور این حکومت دینی را عهده دار باشد باید از بینش وسیع و عام کافی نسبت به اصول، احکام، قوانین و مقررات دینی برخوردار باشد و این موضوع از بدیهیات عقلی است.
حضرت علی(ع) می فرمایند: «ایها الناس ان احق الناس بهذا الا مر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه» (نهج البلا غه، خطبه ۱۷۲): «ای مردم! سزاوارترین مردم به امر خلا فت و حکومت، تواناترین آنان به آن و داناترین آنها نسبت به دستورات خداوند در امور مربوط به حکومت است.»
امام صادق(ع) نیز می فرماید: مردم کسی را حاکم و متصدی امور جامعه قرار دهند که احادیث ما را روایت کند، اهل نظر و رای در حلا ل و حرام باشد و عارف به احکام باشد.(اصول کافی، ج ۱، ص۵۴)
یعنی این که به منابع فقه اسلا می که از مهم ترین آنها آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر(ص) و ائمه(ع) است آگاه باشد، قوه استنباط احکام شرعی را داشته باشد، و آگاهی و احاطه کامل به احکام اسلا می بنا به تفسیر و تعلیم اهل بیت(ع) داشته باشد. ویژگی هایی که در سخن آن حضرت ذکر شد همان فقاهت در دین است و کسی که واجد این ویژگی هاست از او به مجتهد و فقیه تعبیر می شود.
اهمیت این موضوع در انتخاب حاکمان و مسوولا ن تا آن جاست که نادیده انگاشتن آن، خیانت به خدا و رسول او و تمامی مسلمانان به شمار آمده است. رسول خدا(ص) در این باره می فرماید:
«من استعمل عاملا عن المسلمین و هو یعلم ان فیهم من هو اولی بذلک منه و اعلم بکتاب الله و سنه نبیه، فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین»
«هرکس، از میان مسلمانان کارگزار]حاکم و مدیر[ گردد، در حالی که می داند دیگری نسبت به او دراین کار، اولی و آگاه تر به کتاب خدا و سنت رسول اوست، به خدا و پیامبر و تمامی مسلمانان خیانت کرده است.»
حضرت علی(ع)، از جمله اوصاف و شرایط مسوولا ن و کارگزاران امور مسلمانان را آگاهی بیشتر از احکام و معارف اسلا می دانسته است:
«... و ان یکون اعلم الناس به حلا ل الله و حرامه و ضروب احکامه و امره و نهیه و جمیع ما یحتاج الیه الناس»
«]حاکم جامعه اسلا می[ باید داناترین مردم به حلا ل و حرام خدا و احکام گوناگون او و امر و نهی الهی و هر آن چه را که مردم بدان نیازمندند، باشد.»
همان گونه که در این روایت، علم به آن چه که مردم دراداره جامعه بدان نیازمندند ذکر شده، علا وه بر علم فقاهت، دانش مورد نیاز رهبر یا حاکم جامعه اسلا می از ابعاد دیگری نیز برخوردار است که برخی از مهم ترین وجوه آن را با استناد به منابع اسلا می ذیلا ذکر می کنیم:
شناخت کافی هدف. رهبر باید هدف و مقصد اصلی و نهائی ای را که قصد دارد گروهی را به سوی آن سوق دهد به خوبی بشناسد:
«قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی»(سوره یوسف، آیه ۱۰۸)
(]ای پیامبر[ بگو: این راه من است. از سر بصیرت به سوی خدای متعال فرا می خوانم; من و هرکه پیروی کرده است).
آگهی و دانش نسبت به امور حکومت. این حقیقت، به بیانات و عبارات گوناگونی در روایات شیعه وسنی گزارش شده است. امیرالمومنین(ع) درباره اهمیت علم و آگاهی زمامدار و مدیر جامعه اسلا می می فرماید:
«لا یحمل هذا العلم لا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق، فامضوا لما تومرون به قفوا عند ما تنهون عنه»(نهج البلا غه، خطبه ۱۷۳)
«این پرچم]زمامداری و مدیریت جامعه[ را جز افراد آگاه و با استقامت و عالم به جایگاه حق، به دوش نمی کشند.]وقتی چنین کسی، مدیریت را به دست گرفت[، باید که آن چه فرمان داده می شوید را انجام دهید و آن چه را نهی می شوید، ترک کنید.»
از مجموع آن چه گفته شد، استفاده می شود که از جمله ویژگی ها و شرایط تعیین حاکمان و مسوولا ن در جوامع اسلا می از نگاه امام علی ودیگر ائمه علیهم السلا م آگاهی وعلم و دانش در حوزه کاری است که در اصطلا ح امروز، از آن با عنوان، «تخصص حرفه ای» یاد می شود.
پاسخ
بنده خدا
۱۱ آبان ۸۸ در ۶:۳۹ ب.ظ
بسم الله
حفظ نظام واجب است یا حفظ اسلام؟
ولایت فقیه ولایت فقاهت اسلامی است. در این مجموعه تناقضی بین نظام و اسلام وجود ندارد. «حفظ نظام از اوجب واجبات است.» به این معنا نیست که منکر انجام دهیم تا نظام حفظ شود چرا که نظام اسلامی آمده تا منکرات از زندگی مسلمین حذف شوند. این جمله بیانگر این است که در میان تکالیفی که بر عهده یک فرد مسلمان هست، حفظ نظام اسلامی و حفظ بیعت با حاکم شرع از جایگاه بسیار عالی و برجستهای برخوردار است. هنگامی که بین انجام دو واجب «مجبور» به انتخاب یکی هستیم، باید آن را که واجبتر است برگزینیم. به عنوان مثال نماز خواندن واجب است و حفظ جان واجبتر. اگر در حین نماز ماری به سمت ما حمله برد باید نماز واجب را قطع کنیم. این را فقه به ما میگوید. همچنان که جمله ی یاد شده در مورد حفظ نظام نیز اصلی فقهیست.
هدف وسیله را توجیه میکند؟
خیر. هدف وسیله را توجیه نمیکند و هرگز برای حفظ شریعت راهی خارج از آن وجود ندارد. همان لحظهای که برای حفظ شریعت از غیرشریعت کمک گرفته شود، به شریعت لطمه خورده است. ممکن است بفرمایید چنین چیزی صورت گرفته است که منطقا دو حالت وجود دارد: «اشتباه صورت گرفته» و یا «برداشت شما اشتباه بوده و خلاف شرعی نبوده است». اگر خلاف شرعی از جانب ولی فقیه صورت گرفته باشد او دیگر ولی فقیه نیست، اما در این زمینه خبری مبنی بر خلاف شرع از جانب ولی ندارم.
بحث مرجع تقلیدی آقای خامنهای
نکته اول)
حضرت امام در اواخر عمرشان پیشنهاد دادند مجلس خبرگان شرط مرجعیت تقلید بودن را به مجتهد بودن تقلیل دهد. ظاهرا ایشان با توجه به اینکه مرجعیت تقلید مناسبی برای امر رهبری وجود ندارد این تصمیم فقهی را گرفته اند. باید توجه کنیم که بنیان حکومت اسلامی بر حکومت فقاهت است. ممکن است در زمانی مرجع تقلید مناسب وجود نداشته باشد، تصمیم فقهی بر چه قرار میگیرد؟ آیا جز این است که باید راهی برای حفظ و بقای حکومت فقاهتی به وجود آورد و یا اینکه جامعه را به امان خدا رها کنیم؟
نکته دوم)
شما میدانی و من هم میدانم که القاب حوزوی بیش از آنکه معنای علمی داشته باشد معنای عرفی دارد. فردی که درس خارج را تمام کرده باشد فقیه مجتهد است ولو حجت الاسلام باشد. آیت الله بودن یا حجت الاسلام بودن معنای عرفی دارد مبنی بر اینکه در حوزه چقدر وجاهت علمی برای شخص قائل هستند. آقای خامنه ای مجتهد بودند و یک شبه مجتهد نشدند! بلکه یک لقب عرفی ایشان تغییر کرد.
نکته سوم)
نه شما و نه هیچ کدام از فقهای اعلم نمیتوانند علما و فقها ثابت کنند که در زمینه اجتهاد علمی و عملی چه کسی اعلم است و چه کسی نیست. ارزشگذاریهایی که در حوزه برقرار است بیشتر شامل بر ارزشگذاریهایی عرفی است تا فقهی و علمی. کما اینکه اکنون کسانی در حوزه هستند که با اینکه قوهای در فقه یا اصول نسبت به دیگران ندارند مشهور به اعلم هستند. این است که در این باره نمیتوان به حد یقین و یا حتی کفایت ثابت کرد که ایشان صلاحیت نداشته اند. البته میتوان گفت در زمینه فقه ایشان بین اساتیدی چون آقایان اراکی و خویی و گلپایگانی شاگرد بوده اند اما باز هم این دلیل نمیشود که ایشان نسبت به دین و تفقه و حدیث و حلال و حرام آل محمد کم از دیگران میدانستهاند!
نکته چهارم)
در حاکمیت اسلامی شرط همان است که شما فرمودید. منتها در طول تاریخ و بر اثر دور شدن فقاهت از حکومت، به دلایل مختلف، و منحصر شدن فقه در اموری غیرسیاسی و غیر حکومتی، مسائلی چون «شجاعت سیاسی فقیه» (که با شجاعت فردی فقیه متفاوت است) و «بینش و بصیرت سیاسی فقیه» با مرجع تقلید شدن یک فقیه تصویب نمیشود. متاسفانه به خاطر طبیعت غیر سیاسی و غیر حکومتی فقه، منبع شناخت این دو خصیصه که از خصایص بارز حاکم اسلامی است خارج از دایرهی عرفی مرجعیت تقلید است. این است که نکته اول بارز تر میشود و برای یافتن رهبری «شایستهتر» باید به جایی خارج از دایره فقه کنونی ( که از جهاتی با فقه صادق آل محمد متفاوت است) رجوع کرد. این نکته در تایید نکته اول گفته شد.
حدیثی که نقل فرمودید:
حضرت علی(ع) می فرمایند: «ایها الناس ان احق الناس بهذا الا مر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه» (نهج البلا غه، خطبه ۱۷۲): «ای مردم! سزاوارترین مردم به امر خلا فت و حکومت، تواناترین آنان به آن و داناترین آنها نسبت به دستورات خداوند در امور مربوط به حکومت است.»
دقیقا نشان گر همین نکته است.
پاسخ
صآب خونه
۱۱ آبان ۸۸ در ۷:۴۶ ب.ظ
و قطعا به سوى شما آیاتى روشنگر و خبرى از کسانى که پیش از شما روزگار به سر بردهاند و موعظهاى براى اهل تقوا فرود آوردهایم (نور-۳۴)
بله، علی ما، سید ما، سرور ما، یکتنه ایستاد. یکتنه!
بدبختی اینه که بازهم یک تنه ایستاد، باز هم علی تنها ماند.
باز هم از این همه مدعی ده نفر پیدا نشدن که یاور علی باشن
فقط واستادند و تماشا کردن تا علی بیاد وسط و بشه سپر بلایشان
یک مثال:چند نفر از خوانندگان همین وبلاگ سند بیست ساله رو دیدن؟ چه شکلیه؟ اصلا به چه درد می خوره؟
نظر من اینه که این سند چشم انداز نیست. سند آزمایش هفتاد ملیون ایرانیه که بعد بیست سال معلوم می کنه چه قدر در ادعای ولایت مداریشون صادق اند
چه قدر در ادعای میهن دوستی شون راست می گن
مراجعه کنید به نمازهای جمعه ی سه چهار سال پیش ببینید کی از این موضوع دم می زنه
ببینید چند نفر از این همه مدعی توی این چهار سالی که ابلاغ شده از این مسئله حرف زده اند؟
شب همگی خوش
پاسخ
شبگرد مبتلا
۱۱ آبان ۸۸ در ۸:۵۲ ب.ظ
تکرار مکررات این قصه شبیه سازی علی شما با امیرالمومنین اینقدر وسیع و همه جانبه و فراگیر بوده و از هر تریبونی که خود علی شما سخنرانش را تعیین کرده فریاد شده که مرا یاد قصه ی آن مردی می اندازد که برای رهایی از سر و صدای بچه های محله به دروغ به آنها گفت که فلان جا آش میدهند، همه که شروع به دویدن کردند خودش دچار شک و دو دلی شد که نکند واقعا آش میدهند؟!!!!
رفیق عزیز
به گمانم سوالات بدیهی و ساده ای که آن دانشجو بی پرده و نه از پس لایه لایه سانسور و انتخاب! از رهبر پرسید و جوابهای بی ربط و پرتی که ایشان داد نشان از آن دارد که گویی ایشان اصلا خود را مسوول این مردم نمیداند که خدای آنها میپندارد….
برایم عجیب بود! ایشان در پاسخ به اینکه چرا نمیشود شما را نقد کرد میگویند من گفتم کرسی های آزاد اندیشی راه بیاندازید شما چرا نیانداختید؟!!!!!
ایشان عادت کرده اند همه ی خوبی ها را مستقیم و غیر مستقیم به خو نسبت دهند، و بدی ها را به گردن مابقی بیاندازند و در مقام اعتراض برآیند…… این شیوه حکومت داری نیست و خواهشم بر این است که اینقدر بیهوده این پروژه ی شبیه سازی تان با مولا را پیش نبرید نام حضرت امیر را به گرد این چیزها آلوده نکنید….
سانسور، شکنجه، تصرف همه ی موقعیت های مادی و غیر مادی، تسلط بر همه ی قوای نظامی، تعیین حساسترین پستهای مملکتی بدون کارشناسی منصفانه و صرف مجیز گویی، تبلیغات سنگین رسانه ای به فریب و دروغ، فیلترینگ اینترنت نه برای حفظ اخلاق که برای منع خبر رسیدن به مردم و …… را به علی بزرگوار همه ی تاریخ نچسبانید…..
پاسخ
وحید
۲۳ آبان ۸۸ در ۱۱:۲۸ ق.ظ
اتفاقا اینجا هیچ شبیه سازی با امیرالمومنین اتفاق نیافتاده. بلکه شبیه سازی با معاویه صورت گرفته!
بقیه حرفهاتون رو ان شاء الله در پستی پاسخ خواهم داد.
پاسخ
صآب خونه
۲۵ آبان ۸۸ در ۱۱:۰۹ ب.ظ
عاقلان دانند….
در این شبیه سازی شما به معاویه (که ناسش را با سبز مینویسید) و دوگانه ای که علی و معاویه میسازند به گمانم تنها خواجه ی شیراز باشد که نفهمد منظور چیست از این پست و گویی شما علاقه ی بسیاری به بازیهای کلامی و لفاظی دارید که وقتی از زبان علی به معاویه مینویسید حتما منظورتان این نبوده که حضرت معظم نمود کامل حضرت امیر تمثیل شده اند…..
باشد حتما نبوده دیگر….
راستی امر المومنین در توصیف روزگار مسلمانان بسیار دارد که عده ای نام دین میبرند و به راه دیگر میروند… در مورد آنها نظری نداری؟ البته که داری آنها جماعت معترض هستند که میخواهند علیه دین مسلم (مقام معظم) خدعه و نیرنگ کنند…. چه نوشتار و نتیجه های گل و بلبلی از نوع نگاه آدمها بیرون می آید…..
حسین علیه السلام به همگان تاریخ آموخت: در مقابل حاکم جائری که دین خدا را به نابودی میکشاند باید قیام کرد…. شما که خوب میدانید…. بماند این حساب اما به روزگاری که آن یگانه ی بالاسری بر همگان قضاوت کند….
همینکه خفقان هست (اگر آن را البته نفی نکیند) نشان از حکومت معاویه دارد رفیق من… که اگر بهتر می دیدید همین حرفها را خطاب به مولای معظم مینوشتید که رفتار معویه میکند و حرفهای علی میزند!!!!! عجبا!!!!!
پاسخ
وحید
۲۶ آبان ۸۸ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
در مورد فحاشان به مولا در حضورشان حرفی ندارید بنویسید؟
در مورد درهای بسته ای که شکسته میشوند؟
در مورد حریمهایی که له میشوند؟
جلساتی که شنود میشوند؟
در مورد اینکه در اوج توانایی، فرستاده ی حسین میتوانست یکی از مهم ترین سران یزید را ترور کند و نکرد؟ و مقایسه آن با بایکوت مخالفان؟
راستی در مورد آبرو ریختن از کسای که هنوز متهم هستند و نه مجرم؟ آنهم نه به جرم مشخصی که به دلیل مخالفتشان؟
راجع به دادگاههایی که بی وکیل برگزار میشد؟
متهمانی که چندین ماه در انفرادی سر کرده بودند؟ بیخبر از زمین و زمان؟
راجع به هتک آبروی کسانی که در دادگاه حاضر نبودند و رهبر معظم بعد از اینکه کاسه شکست و آ ریخت تازه یادشان افتاده بود؟
راجع به خلخال زن یهودی و زنانی که زیر دست مردان بد هیبت به جرم اعتراض له میشدند؟
حتما ندیده ای رفیق من، ندیده ای وگرنه مسلمان و علی شناس باشی و صبوری کنی در این مصائب؟ هرگز!!!!
شما در مورد کسانی که معترضین را در زندان ها خورد میکردند و تنها چون روح الامینی سرشناس بود نامش بر سر زبان ها افتاد و مابقی له شدند بی سر صدا حرفی نداری؟ هنوز به نظرت زوده به دادگاهی مجرمان آنها رسیدگی شود؟
البته شما پاسخ دارید: اینها منافق بودند!!!!! دلخوش کنید که مخالفان را منافق بخوانید… دلخوش بداریدبه همین…
علی علی
ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول
زین هوا های عفن، وین آبهای ناگوار
پاسخ
وحید
۲۶ آبان ۸۸ در ۱۲:۴۰ ب.ظ
سلام صآب خونه
منم اگر … بودم و این شباهتهای نامه با اوضاع پیش اومده رو میدیدم قاطی میکردم خب. بگذریم.
۱. اخویمون گفته «برایم عجیب بود! ایشان در پاسخ به اینکه چرا نمیشود شما را نقد کرد میگویند من گفتم کرسی های آزاد اندیشی راه بیاندازید شما چرا نیانداختید؟!!!!!» بعد، از این نتیجه گرفته که «ایشان عادت کرده اند همه ی خوبی ها را مستقیم و غیر مستقیم به خو نسبت دهند». برداشت من از این فرمودهی آقا اینه که اگر نسبت به نبود نقد شاکی هستید، من خودم هم یکی از شکاتم. من بودم که گفتم کرسی آزادفکری راه بندازید. راه میانداختید، رهبر رو هم نقد میکردید.
۲. اخویمون گفته «نام حضرت امیر را به گرد این چیزها آلوده نکنید». عارضم که موجبات تفاخر حضرت علیست داشتن چنین شیعیانی.
نوشتهی دوم اخویمون:
۳. گفته «حسین علیه السلام به همگان تاریخ آموخت: در مقابل حاکم جائری که دین خدا را به نابودی میکشاند باید قیام کرد …». میرحسین علیه[...] به همگان آموخت، در مقابل حاکم اسلامی که احکام دین خدا را اجرا میکند، میتوان قیام کرد و مطمئن بود از اینکه کم نیستند نادانانی که چون اصحاب جمل او را پیروی کنند.
در مورد باقی چیزهایی هم -که ان شا الله از سر دلسوزی- گفته اخویمون، قراره یه مطلب بنویسی. پس تا اون موقع، یاعلی.
پاسخ
سلمان
۲۶ آبان ۸۸ در ۱۰:۳۸ ب.ظ
لبیک یا سید علی خامنه ای پاسخ به ندای هل من ناصر حسین فاطمه است
پاسخ
حامد
۲۶ آبان ۸۸ در ۱۰:۳۹ ب.ظ
سلام بر عزیز دلم، صآب خونه
این برادر سبزمون حسابی سوخته به جون شما ها! آقا جان ما ۲۴ و نیم میلیون رای آوردیم، برید سرتون رو بکوبید به دیوار و هی ناله بزنید و به همه فحش بدید ولی یادتون باشه که اعتراضات شما ها غیر قانونیه و اصلا ملاک عقلی برای تاییدش وجود نداره.
یک نکته ی خوبی را هم شاید یاد این دوست دین شناسمان بگویم بد نباشد!
به نظر شما خون کشته شدگان جنگ جمل به گردن کیست؟
معاویه در نامه به علی علیه السلام می گوید که مالک را ( که از مهمترین و اصلی ترین متهمان به قتل خلیفه بوده است را ) به ما تحویل بده و ما هم با تو جنگ نمی کنیم و او را را محاکمه می کنیم و … اما علی علیه السلام نپذیرفت و جنگ شد و حسابی خون ریخته شد و مسلمانان بیچاره به مسلخ رفتند برای اینکه علی از خون مالک ( همان فرمانده ی عزیزتر از جانش ) نگذشت! واقعا چقدر این امام علی به فکر مردم بوده ها!!!!!
در مورد شبیه کردن مقام معظم رهبری به یزید و شباهت دادن میرحسین به امام حسین هم یک نکته کافی است، آنروزها که حسین قیام کرد، فقیرها و بیچاره ها و … دلشان حسین بود و پولدارها و دزدهای سر گردنه و روم ( همون آمریکای جهانخوار خودمون )با یزید بودن! الان هم فقیر بیچاره های جنوب شهری با آقای ما خامنه ای هستند ( شما برو بپرس که توی ماجراهای بعد از انتخابات توی جنوب شهر کسی الله اکبر روی پشت بوم گفته یا نه؟ این که خیلی هم ساده هست تحقیق کردنش! ) و شمال شهری ها و غرب نشینان مرفه و کانون های ثروت و طبقه ی اشرافی جدید هم که حامی میرحسین موسوی هستند! خب به این می گن شباهت برادر! نه به اونی که شما گفتی!
اسلام شما ها، اسلام سرمایه داری، اسلام مرفین بی درد، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی و یا همون اسلام آمریکایی هستش و اسلام این رهبر ما هم همون اسلام پابرهنه هاست، اسلام ناب محمدی!
شما سبزها یک مشت آنارشیست کاپیتالیست هستید که به خاطر آلیگارشی رسانه ای غرب توی دام اطلاعات غلط و بازی های رسانه ای کسایی افتادید که براتون بی بی سی فارسی راه می اندازن و شما ها چشماتون چهار تا میشه که وای! خارجیا از ما حمایت کردن! خاک عالم بر سر اجنبی دوستتون کنن!!!
پاسخ
هادی
۲۶ آبان ۸۸ در ۱۱:۱۶ ب.ظ
برادر وحید چرا دیدم از آن سوال می کنم که تو ندیدی!
مردمی را دیدی که چنان مستمندان و له شدگان را نمی دیدند که اینگونه جان بر کف برای گرفتن حق نداشته اشان به خیابان آمدند؟
مردمی را دیدی که پا بر زمین می زدند زمین از فریاد ما نخبه ایم ما نخبه ایمشان می لرزید (نفرین بر انسان مغرور)
آبروی مستمندان را میدیدی که چگونه در برابر اعتماد به نفس به وجود آمده از وام های میلیاردی به ذلت می برد؟ می دیدی؟ می دیدی تحقیر ۲۴ میلیون انسان را؟ تحقیر را می دیدی؟
برادر بودی که تجاوز کردند و خوردند و بردند و قوه قضاییه نگاه می کرد؟ ندیدی برادر من توی چشم بعضی شان نگاه کردم تهران نبودند کپر نشین بودند کنار مرز خورد شدم شکستم. خدا خیرش بده که گفت این که شما به آن اتهام می گویید و منتظر برگزاری دادگاهی هستید که هیچ وقت برگزار نمی شود را با چشم دیدم. بد حالی داشتم بد حالی.
برادر زدن را دیدی ولی ندیدی که توی این همه پر روی پر مدعا همین چندتا بسیجی جرات کردن پشت سر اون ۲۴ میلیون بدبخت بایستند. خدا خیرت دهاد همان ها هم دادگاهی کن. الحمدلله حکومت علی برقرار می شود.
التماس دعا
ما رو ببخش ظلم هایی را دیده ایم که دیوانه شدیم
مغزمان کار نمی کند
تو بگو از دل (شکم) می نویسیم
پاسخ
فدایی
۲۷ آبان ۸۸ در ۸:۳۱ ق.ظ
برای سلمان:
نمی دانم چقدر اهل ریاضیات هستید رفیق، منتها من آموخته ام برای اثبات یک قضیه از خود آن قضیه نمیتوان استفاده کرد و شما در پاسختان به من اینکار را کردید! من میگویم که چطور به همین راحتی نتایج گل و بلبل ردیف میکنید؟ و برای خود بازی علی و معاویه را میاندازید و شما جواب میدهید چون حضرت امیر به داشتان شیعیانی چون … به خود افتخار میکند!!! عجب….
من برای شما مثال زدم اما شما فقط تکرار مکررات کردید برای من… رفیق نگران نباش.. ما هم (اگر خدا که هیچ، شما قبول کنید) اهل نمز و روزه و دعا و اشک بر مصیبت ائمه مان هستیم اما گویی شما عادت ندارید کسی اگر به سلام و ایمانش پابند بود جز آنچه امروز دیده میشود و به نام دین تبلیغ میشود نظر دیگری داشته باشد
من از خشونت های وحشتناک گفتم
از سانسورهای بی جهت
از دروغ بافی های رسانه هایی که وظیفه آگاهی دادن دارند
از بسیج تمام امکانات عمومی به نفع عده ای خاص و علیه عده ای دیگر
از بایکوت خبری رسانه عزیزمان!!!!
از اینکه دهها نفر از طی حامی دولت آمدند و در رسانه علیه سبزها حرف زدند و به لجن کشیدند و عجبا از حکومتی که ادعای علی وار بودن دارد و اجازه حتی یک نفر حتی یک نفر از آن طرف را نداد برای حرف زدن و حتی وقتی لاریجانی یک نیمچه اشاره ای کرد که کاش شورای نگهبان از یک کاندیدا حمایت نمی کرد دیدیم که حضرات میخواستند ایشان را استیضاح کنند و دیدیم در انتخابات رییس فراکسیون اصولگراها چه جریانی راه انداختند برای حذف او… این مشخصات اداره ی کشور توسط مرام علی است که مخالفینش جلوی او به فحش بکشندش و او در پاسخ همراهان که شمشیر میکشند بگوید: حرف زده و با حرف جوابش را میدهم! تا زبان علی در کام است شمشیر علی در نیام!!!!
به قول شما قصه شبیه سازی بسی همخوان است.. منتها در جهتش با هم مشکل داریم…. من میبینم تک این کارها که نام بردم: از بایکوت کردن بگیر تا لجن پراکنی ..کارهای معاویه است و کسی آنها را انجام میدهد که ادعای علی دارد!
این چیزی است که در عمل ما دیده ایم! منتها شما هی یک تصور و خیال را کش میدهی و میرحسین را به جرم اعتراض به این قصه ی انتخابات منافق میکنی و معلوم است وقتی به همین راحتی انگ بزنی و دلیل نیاوری بر این نفاق (جز اینکه احتمالا جلوی رهبری معظم ایستاده اند) خوب نتایجش معلوم است چه میشود دیگر … همینکه لعنة الله اش بگویی…
پاسخ
وحید
۲۷ آبان ۸۸ در ۱:۱۶ ب.ظ
بازهم برای سلمان:
دوست من وقتی من تعجب میکنم از آن جواب که من گفتم بروید کرسی های آزاد اندیشی راه بیاندازید دلیلش این است که شما به عنوان یک روزنامه نگار.. همین فردا بیا یک مطلب به صورت روشن و صریح در نقد ایشان بنوی و عنوانش را هم بگذار: نقد رهبر در طی بیست سال اخیر! آنگاه معلوم خواهد شد که چه بلایی سرت خواهد آمد که نمونه های مختلفش را من در دوران دانشجویی و ..دیده ام…. نمونه ی بارزش همین قصه ی آقای دستغیب در خبرگان!!! و تعجب عده ای از اینکه چرا فردی که کارش نظارت بر رهبر است از او انتقاد کرده و تا درخواست اخراج او هم پیش میروند و علیه او یکرنگ میشوند؟ آن جوابی هم که رهبر در مورد این مساله دادند یک ژست زیبا بود که ایشان اگر عمیقتر میخواستند حرف بزنند باید در دهان معترضین به دستغیب میکوفتند نه اینکه بگویند نه ایشان را اخراج نکنید و تازه ژست آدمی رابگیرند که گویی مرحمتی کرده!!! و لطفی بزرگ در حق دستغیب روا داشته!!!! میبینی چقدر برای حضرات عجیب بوده که یک نفر گله کرده! پشت پرده ی این تعجب همین جریمه ی سنگین نقد رهبری خوابیده… نوری زاد هم یا آن دو نامه اش عملا خود را از زمین و زمان بریده و نه به جمع هنرمندان با رهبر دعوت میشود و نه در انجمن قلم جایی دارد دیگر و اخراج میشود و هرجای رسمی برود لعن و نفرینش میکنند!!! این است جریان دادن مرام علی که میگفت ضعیف باید در جامعه ی اسلامی بتواند بدون لرزش صدا حق خود را از قوی بگیرد؟!!!
پاسخ
وحید
۲۷ آبان ۸۸ در ۱:۲۴ ب.ظ
برای هادی:
اینقدر نوشته ا که با “سوختن” آغاز شده برایم بی ارزش است که جوای ندهم بهتر است… کاش میفهمیدی ادب یعنی چه و برای کسی که یک کلمه ی نامحترمانه ننوشته اینطور به فاز اصلی احتمالی خودت نمی رفتی و بی ادبی ات را نشان دیگران نمی دادی
پاسخ
وحید
۲۷ آبان ۸۸ در ۱:۲۵ ب.ظ
برای فدایی :
رفیق شبهه ای که پاسخ داده نشود تا ابد خواهد ماند!
به کسی که به ۲۴ میلوین شبهه وارد کرده نباید گفت که ما ۲۴ میلیون رای آورده ایم… منطق میگوید باید ثابت کرد که ۲۴ میلیون رای آمده….
هماره شنیده ایم که اولین ویژگی داور ..بی طرفی اوست…. میرحسین و طرفدارانش هم به این داور بی اعتماد بودند! داوری شورای نگهبان که عمده ی اعضایش به نفع یکی از طرفین موضع گیری دشت اند در کجای دنیا و اسلام معتبر است که در ایران ما باشد؟!!!
میرحسین هم یادم نمی آید گفته باشد که کیا یا ۶ بیایند داروی کنند، او ترکیبی از نمایندگان مراجع، مجلس، شورای نگهبان، کاندیداها و قوه ی قضاییه را درخواست کرد برای تشکیل یک هیئت بی طرف و برسی مجدد… گویی این خیلی سنگین بود برای آقایان…. هیئت شش نفره هم برای من به شخصه بسی خنده دار بود…. هیئتی که اعضای آن خود توسط داوری که بی نابی طرفی محکوم است تعیین شوند و امثال ولایتی که فقط فحش ناموس به میرحسین نداد عضو آن باشند؟!
راستی من از دستگیریهای گروهی و سران معترضین بدون اتهام درست و حسابی و فقط به خیالات و توهمات حرف زدم و چیزی نگفتید، از دادگاههای فاجعه آمیز در همه تاریخ این کشور حرف زدم و حرفی نزدید…. از کهریزکی گفتم که احتمالا طبق معمول گردن چارت عنصر خود سر بیافتد گفتم و چیزی نگفتید… از بی وکیل بودن زندانی ها نگفتید… از اعتراف در زندان گفتم و نگفتید….
میدانم و میدانید که بحث هامان به درازا میکشد و آخر به نتیجه ای نخواهد رسید…. منتها من فقط تذکری مجدد میدهم.. دوستانه…. اگر مراجع ما تیم دولت را حدود ۲ سال تحریم کردند… اگر امثال آقایان جوادی آملی و استادی و امینی آنگونه موضع گرفتند که بیشتر طعنه به دولت میزد، اگر مراجع ما حداقل سکوت پیشه کردند، و امثال آقای سیستانی علیه دادگاهها پیام شفاهی داد از طریق نماینده اش در قم و …. خیلی راحت با خیال خوش و خوردن آبی در گلو امثال میرحسین و خاتمی را منافق نکنید برای خودتان و حداقل در نظر داشته باشید که بازی به همین راحتی که تصور میکنید نبوده و نیست…..
پاسخ
وحید
۲۷ آبان ۸۸ در ۱:۳۷ ب.ظ
سلام مجدد صآبخونه
چرا اخویمون احساس کرده من دارم پاسخاش رو میدم؟
من که عرض کردم که باشما دارم صحبت میکنم. چرا فکر کرده که میخوام براش قضیه اثبات کنم؟ هان؟ واقعا چرا؟ به نظر تو کسی که هنوز یه سند (نه محکمه پسند؛ مردم پسند) از تقلب (دقیقا تقلب) اونهم لااقل به اندازهای که نتایج انتخابات رو عوض کنه (نه ۱۱ میلیون، نه جابجایی ۵.۵ میلیون) حتی به اندازهای که محمود احمدینژاد عزیز در دور اول رای نیاره، ارائه نکرده و نمیتونه بکنه، بعد ادعا هم میکنه که ریاضی (لابد منطقی) بحث میکنه، با چنین آدمی شما بحث میکنی؟ براش استدلال میکنی؟ من واقعا شرمنده ام.
اخویمون اسلامش رو از کجا گرفته؟ من اسلامم از ایمان به خمینیه. اسلام من برای حضرت روحالله هست. اگر اسلام خمینی میگه ولایت فقیه، من میپذیرم (اینها همه به این معنا نیست که استدلالی پشت این پذیرفتن نیست، که …، بگذریم). اگر ولایت فقیه حضرت روحالله، اونی هست که در نامهی سال ۶۶ به حضرت آقا نوشته، که میفرماد «ﭘﺲ ﻣﻲﺑﻴﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺍﻣﺮ؛ ﺩﺍﻳﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻭ ﺣﻜﻢ ﺷﺮﻋﻲ ﻛﻪ ﻳﻜﻲ ﺁﻥﻗﺪﺭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺁﻥ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺁﻥ ﻛﺴــﻲ ﻛﻪ ﺑﺼﻴﺮ ﻭ ﻓﻘﻴﻪ ﺍﺳــﺖ، ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻲﺷﻨﺎﺳﺪ، ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺭﺍ ﻣﻲﺩﺍﻧﺪ، ﺍﺯ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﻄﻠﻊ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﻲﻫﺎ ﻣﻄﻠﻊ ﺍﺳﺖ، ﺍﻭ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺣﻜﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﺑﺪﻫﺪ.»، من گوشم به حرف ولی فقیهه. اگر اخویمون در حد فقاهت سواد داره، خودش رو اعلم و اعدل میدونه، اعلام کنه که جماعتی استفاده کنن. اگر نه اون مغز فندقی (که مال من هم همونقدره) نمیتونه با چهار جمله از نهجالبلاغهی حضرت امیر علیهالسلام، اهم و مهم رو تشخیص بده.
این که عدهای اونروز به حضرت امیر فحاشی میکردن و دیروز در حضور حضرت روحالله بهش توهین نمیکردن، مانع ولایت حضرت ایشون نیست. همینطور در مورد حضرت آقا. اخویمون که ریاضیش خوبه میدونه که خود حضرت آقا به اون دانشجوی مورد تمجیدش اجازهی سخن گفتن دادن. در حالیکه دیده بودن که به زور نشونده بودنش. در حالی که با سادهترین محاسبات میتونستن این گمان رو ببرن که شاید حرف نامربوطی بزنه. و دیدیم که بدون لکنت دردش رو با ایشون مطرح کرد.
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ
[مرورش نکردم، ان شا الله که ایرادی نداشته باشه]
پاسخ
سلمان
۲۷ آبان ۸۸ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
زیاد ناراحت نباش از دست من جناب وحید خان گل!
حالا بنده بی ادب، بنده اصلا هرچی که شما بگی! خوبه؟ ولی خدا وکیلی شما سبزها ملاک ادب و احترامید! مخصوصا اون استاد ادب ” موسوی ” که راست راست می آمد و بر علیه آیه ی قرآن موضع می گرفت و دیگران را به دروغگویی متهم می کرد و شما ها که فریاد می زدید ” مجتبی، بمیری … ” یا مثلا اونجا که جناب موسوی توی بیانیه اش هی می گوید که دولت دروغ و تغلب و فریب است و یا مثلا اونجا که به خود رهبر انقلاب اهانت مستقیم می کنید و یا وقتی که اینهمه محروم رو اینطوری خطاب می کنید که ” هرچی جک و جواته …. ” و خداییش شما ها باید به ما ادب یاد بدید! من شرمنده ام به خدا! به پیر و به پیغمبر بنده عذر می خوام. شوخی نمی کنم ها! جدی جدی از اینکه گفتم شما سوختی عذر می خوام و لی نه به خاطر اینکه شما گفتی، به خاطر اینکه وقتی متن رو می نوشتم کمی عصبانی بودم از اینکه شما گفته بودی : “اگر بهتر می دیدید همین حرفها را خطاب به مولای معظم مینوشتی ”
آره به خدا، ادب هم خوب چیزیه اما فقط یک چیزیه و لی به درد نمی خوره!
پاسخ
هادی
۲۷ آبان ۸۸ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
آفرین بر وحید! فقط کاش که این همه حرفهای قشنگ رو به پای کسی نمی ریختی که لیاقتش رو نداره. به نظر من همه اینها در نهایت سر و ته یک کرباسند. گرچه در اسم تفاوت داشته باشن. یکی سبز، یکی فدایی، یکی حزب اللهی، و … و … و …
پاسخ
جواد
۲۷ آذر ۸۸ در ۲:۲۴ ق.ظ
مرگ بر دیکتاتور مرگ بر کسانیکه خون جوانان را مانند زالو میمکند مرگ بر زالو صفتان مرگ بر خامن….
پاسخ
غلام
۲۰ دی ۸۸ در ۱۲:۲۵ ب.ظ