هان! ما! به کجا میرویم؟ – قسمت اول
با ۶ نظر
عصر خسته از کار روزانه و یا دانشگاه برمیگردیم خانه. مقداری استراحت و گذران وقت با خانواده، در اولین فرصت مینشینیم پشت رایانه و وصل میشویم به دنیای سایبر. اذان مغرب را که میشنویم در خوشبینانهترین حالت بلند شده، نماز و تعقیبات به جای میآوریم و دوباره مینشینیم پای اینترنت. آنچه ما را متقاعد میسازد که دست از رایانه برداریم و از اینترنت بیاییم بیرون یا گرسنگیست یا تشنگی یا قضای حاجت، توبیخ خانواده و یا خوابآلودگی. نقطه مشترک تمامی این عوامل، غریزی بودن آنهاست! آنگاه که به جبر دست از فعالیت اینترنتیمان میکشیم، جایی برای مطالعه و یا نیایش نیست. یک راست به رختخواب و فردا صبح در خوشبینانهترین حالت، نمازمان را قبل از تمیز خط الابیض من الاسود به جای میآوریم، کسل و بینشاط. فردا صبح سر کار یا سر کلاس، خوابآلودهایم، مشغول پیامکزدن به دوستان و یا فکر کردن به اتفاقات دنیای سایبر و طرح نقشه برای امشب و یا در بدترین حالت در دانشگاه و سر کار هم مشغول همان فعالیت عبث در دنیای سایبر هستیم.
بیایید چند سوال از خودمان بپرسیم:
* آیا حضور ما در اینترنت، فایدهای برای دنیامان، آخرتمان و یا دینمان دارد؟ دنیای دیگران چطور؟ آخرت دیگران چطور؟ دین دیگران چطور؟
* آیا وقتی برای حضور در کانون خانواده و یا دیدار با دوستان چندساله و صمیمیمان مانده است؟ آیا حق برادران خونی و دینی مان را فرو نهادهایم که اشتهاهای نفسانیمان را سیراب کنیم؟
* آیا وقتی برای صله رحم داریم؟
* در هفته چند ساعت مطالعه میکنیم؟ به نظر، چقدر از ساعات حرامشده پای اینترنت میتواند ساعات مفید مطالعه درسی یا غیر درسی باشد؟
* آیا شیوه زندگی ما «اسلامی» است؟
میخواهم زندگی خودم را با پدربزرگم مقایسه کنم. پدربزرگم ساعت ۴ بیدار میشد. یخ حوض را میشکست و وضو میساخت. بعد از نماز نیایش جانانهای داشت تا طلوع آفتاب. طلوع آفتاب میرفت سر زمین. تا بعد از ظهر کار میکرد. یکی دو ساعت مانده به غروب میآمد خانه و به کارهای مختلف خانه میرسید. طاقچه توالت گوشه حیاط را تعمیر میکرد. طویله را تمیز میکرد. علفهای هرز حیاط را میچید. اذان که میدادند میرفت مسجد. دست پر بر میگشت. شام را میخورد و ساعتی بعد از غروب میخوابید. نیمههای شب صدای مناجاتش میآمد و من که در کمند مادر بودم نمیتوانستم بروم ببینم چه دارد میکند.
****
پدربزرگ من، یک مسلمان بود و به آداب اسلامی تخلق داشت. اما من؟ ما؟ چه میکنیم؟ به کدام شیوه میزیایم؟ ما جماعت یکجانشین بیبخار، زندگی فردی و اجتماعی یک مسلمان را نداریم. ما، در مرحله گذار فرهنگی از یک مسلمان شرقی اجتماعی، به یک مسامحهگرای غربزدهی فردگرا هستیم. مرحله بعد، انشاءالله مرحله گذار ایدئولوژیک از مسامحهگری به سکولاریزم است. باشد که پیش از رسیدن آب به لانه، هشیار شویم؛ که دنیا سرای ماندگاری نیست.
در مطلب بعدی، انشاءالله، به آسیبهای اجتماعی این شیوه زندگی بیشتر خواهم پرداخت.
سلام
چرا متوجه نیستید؟ پس ارشاد دیگران چی می شه؟!
مشکل تون صله رحمه؟ خب به پسرخاله تون بگین یه دونه ازین دوربین های دنیای مدرن! نصب کنه و چت نه ببخشید گفتمان اسلامی تصویری کنید.به جای پذیرایی هم می تونه عکسش رو بفرسته.حالا که می گن تکنولوژی! این قدر پیشرفت کرده که می تونه رایحه! رو هم انتقال بده.دست برادران دانشمند درد نکنه.زحمت انتقال طعم رو هم بدن.
شما می تونید قرآن رو هم از طریق رایانه تون بخونید یا روی مانیتور سجده به جا بیارین.این نصفه شب های آن لاین بودن عجیب ثواب نماز شب رو هم داره.
آهان!
یه فکری هم باید به حال عذاب وجدان دوری از کانون گرم خانواده کرد.می شه به روش دوستانه! بقیه رو هم معتاد کنید.این طوری دیگه گله ای نمی مونه.
دانش گاه ها هم که مجازی شده، تو بهشت دنیا هم می گن طرف می شینه تو خونه اش پای رایانه اشو کار می کنه و حقوق می گیره.
باید اینجا هم به اون پیشرفتهای متعالی برسه خب!
در اخر هم اگه لازم شد از پای سیستم کنار برین باید حتمن یه دونه ازین تلفن همراه های با کلاس داشته باشین+ایرانسل.می گن اینترنتش ردیفه! این طوری مشکل کل بشریت و دنیا و آخرتمون حله!
یاعلی
پاسخ
ساقی
۱۴ مهر ۸۸ در ۷:۳۳ ق.ظ
من خودم به شخصه کلی کتاب تو گوشیم دانلود کردم و شبها و روزها و تو اتوبوس و هرجا بیکار شدم کتاب می خونم. نرم افزارهای قرآن و مفاتیح و آموزش زبان و … رو هم رو گوشیم نصب کردم. به راحتی می تونید تو اینترنت پیدا کنید. ولی وقتی به خونه می رسم دیگه حال و حوصله دنیای سایبر رو ندارم. تلویزیون و اینترنت رو قطع می کنم و سعی می کنم کمی آرامش پیدا کنم. ولی دوستمون راست میگه. حالا دیگه نمیشه ابزارهای مدرن رو کنار گذاشت و به روش پدربزرگها عمل کرد. جنگ امروز جنگ نرم افزاری و سایبریه. اگه نجنبیم بدجوری عقب می افتیم. فقط باید یه کم تعدیل کنیم تا یه دفعه از اون ور بوم نیفتیم.
پاسخ
لیلا
۱۴ مهر ۸۸ در ۱۱:۲۵ ق.ظ
خب گزیده بخونید! این شتاب زدگی توی زندگی و مدیریت نکردن وقت که دیگه تقصیر نت نیست!
پاسخ
صاد
۱۴ مهر ۸۸ در ۸:۴۰ ب.ظ
سلام برادر.نوشته ی شما در نشریه نبض رو هم خوندم.
در نوشته هاتون راه برگشت و حرکت به سمت جلو رو هم نشوون بدید.
گلایه و ارایه ی راه کار.
یا علی.التماس دعا
پاسخ
یکی
۱۵ مهر ۸۸ در ۸:۳۳ ق.ظ
حاجی جا داره شما در یک حرکت انقلابی خودت اینترنت رو ببوسی بزاری کنار.
بعد یه سوال فنی :
اینایی که الان شما گفتی میشه دید فردیدی؟
پاسخ
سلطانی
۱۵ مهر ۸۸ در ۶:۴۸ ب.ظ
مقصود نه نفی کلی تکنیک بود و نه حتی نسخه تجویز کردن. همین که حواسمان باشد ما سوار این اسب آهنی باشیم نه او سوار ما، برای این نوشته کافی ست.
پاسخ
صآبخونه
۱۷ مهر ۸۸ در ۱:۳۰ ب.ظ