دادگاه کاریکاتوری
با ۴۵ نظر
از قدیم گفتهاند توبه گرگ مرگ است.
دفاعیات ابطحی و عطریانفر و کدهایی که هر کدام میدادند را دیدم. خیلی مضحک بود. مسخرهترین صحنهای که میتوانستم تصور کنم همانی بود که عطریانفر خطاب به مهاجرانی میگفت اگر ایشان هم در ایران بود من فکر میکنم که مثل من فکر میکرد. آنگاه مرآتی ابله هم سر تکان میداد. واقعا خندهام گرفته بود. خندهام گرفته بود از مدیرمسئول شرق و شهروند امروز و دستاندرکار هممیهن، از عطریانفری که بعد از عمادالدین باقی پدر دوم مطبوعاتی محمد قوچانی بزرگ است، و خندهام گرفته بود از زیرکی این کهنهمرد اصفهانی که زیر شکنجههای ساواک وظیفه را سکوت دید و امروز در دهه پنجم عمرش با زیرکی، سند زندهماندن اصلاحات را با «حدیث پیامبر» و «دفاع از ولایت مطلقه فقیه» بیمه عمر میکند.
هنگامی که ابطحی میگفت با وجود اقتدار نیروهای نظامی و انتظامی و هوشیاری مقام معظم رهبری امکان تقلب وجود ندارد، من به این فکر میکردم که تقلب در انتخابات چه ربطی به اقتدار نیروهای نظامی و هوشیاری مقام معظم رهبری دارد؟ و جواب سوالم را وقتی گرفتم که دیدم برادر عزیز با نگارش نامهای به رهبری، به نوعی معذرت خواهی دست زده است. روز شادی بود و بسیار خندیدم. لطف خدا اینکه در روزهای بعد هم این شادی ادامه یافت و نقطه اوجش آنجایی بود که در جلسه سوم دادگاه جوانی لابد بیصاحب و بدبخت در دادگاه به این اعتراف میکرد که «نمیدانسته کوکتل مولوتف برای وطنش خطر دارد!».
مجموعه دستگاههای تصمیمگیر در نظام آنقدر این تئاتر مضحک را ادامه دادند که کیهان تیتر بزند «سران آشوب را محاکمه کنید» تا برادر عزیزمان بیاید و در دفاعیات خودش، شکواییه ای شفاهی علیه پسر بزرگ هاشمی ایراد کند و صدا و سیما در تمام بخشهای خبری نام «مهدی هاشمی» را پررنگ داد بزند. مهدی هاشمیای که حتی افتضاح استاتاویل هم نتوانست جبروت ملوکانه او را خدشه دار کند شاید از قبل تصفیهای سیاسی باید به جرم پولشویی از تخت به زیر کشیده شود. شاید باید بیش از این مته بر خشخاش گذاشت تا بالاخره در دفاعیات یکی دیگر از دوستانمان شاهد این جمله باشیم که «برنامه تجمعات در خانهای در جماران در حضور آقایان موسوی، خاتمی، کروبی و حاج ا. ه. ر. کلید میخورد» و اسم حاج آقا ا. ه. ر. را با بوق بپوشاند.
تا مگر اینها همه باشد هیزمهایی برای حاج آقا اکبر هاشمی رفسنجانی و یا لااقل اختاپوس مافیایی آقا مهدی و آقا یاسر. هر چند اگر چنین نیز باشد و این جدال نابرابر بتواند پس از قربانی گرفتن انسانهای بیصاحب و بدبختی که انتهای جرمشان «امضا کردن یک بیانیه» و یا «ساختن کوکتل مولوتف» است، فتیله حاج آقا را بپیچد باید خداوند را شکر گفت، که البته از دیگ قضای جمهوری اسلامی، چنین عدالتی جوشیدن خلاف «مصالح» است، به گواه تاریخ!
****
همه اینها گذشت تا رسیدیم به جلسه چارم دادگاه. محمدرضا جلاییپور را در دادگاه دیدم که پوزخندی بر لب داشت، و عصبانیت خودساخته محسن میردامادی و حتی برافروختگی ریاکارانه تاجزاده و مظلومیت مضاعف سعید حجاریان چون برهای در دست راهزنان؛ و مانوری که عکاس فارس و فیلمبردار سیما روی این چهرهها میدادند. کیفرخواستی که بیشتر شبیه به مطالب ایدئولوژیک وبلاگ من بود تا یک متن حقوقی و ژستهای مکرر قاضی صلواتی که بنا بر عفو و رحمت اسلامی مهلتهای ده روزه و یا یک هفته ای به وکلای تسخیری و تعیینی میداد تا مگر دفاعیات(!) خود را آماده کنند.
دفاعیه سعید حجاریان (جدای از دفاعیه وکیل مدافعش) حاوی نکات نغز بیشماری بود. سعید حجاریان جوجه یک روزه از تخم درآمده نیست که اگر وبر و هابز و هابرماس را نقد کرد از او بپذیریم. اگر ده سال هم عصرهای جمعه بیاید شبکه یک و به جای رحیم پور ازغدی حرفهای درجه ده قرقره شده اساتیدی چون فردید و ملغمه ای از گفتار شریعتی و مطهری را به خوردمان بدهد و آخر برنامه هم به جای مرحوم آقاسی از دوری امام زمان بنالد، باور کنیم که او عوض شده است. تنها منطقی که برای «عدم انطباق جامعه پسا انقلابی ایران با الگوی سلطانیزم وبر» مییابم فقط یک چیز است:
نجات اصلاحات از چاهی که موسوی کّند!
و در این بین بازجویان و دادستانان و قضات مهرورز و صداوسیمای فکور(!) و حاج حسین شریعتمداری هستند که روز به روز نبوغشان بیشتر برایم آشکار میشود! قصه قصه طلخک و لباس تنگ سلاطین و خنده وزارست. بر فرض که سعید حجاریان در عرض یک ماه از پانزده سال تحقیق و مطالعه و کار رسانهای و تئوریک دست کشید، با شاگردانش چه میکنید؟ تا کی قلم را با شمشیر قلم میکنیم؟ این شکست است اقایان! قهقههتان نوید الرحمان دارد!
پس نگاشت: بر من بود انذار.
پس نگاشت۲: احمقهایی که ذکر شکنجه میکنند برای توجیه اعترافات، نگاهی به تاجزاده و نبوی بیاندازند تا بفهمند «این گرگهای بیابانزی باران دیده» مرد اعتراف زیر شکنجه نیستند. این گریههای «ننه من غریبم» برای شما همان تحلیلهای سبز و آبدوغ خیاری را به ارمغان میاورد که افسانه تقلب میزاید. فتاملوا!
میگوند تا آقا را داریم غم نداریم، آقا خودش مواظب است.
پس این ها را میبیند و لابد صحیح است که سکوت میکند!
پس ما هم سکوت میکنیم!!
یعنی میگویی ایشان اندازه ما نمی فهمد؟؟
لطفا شما سوظن پیدا نکنید، من این طور برداشت کردم.
جسد: اگه آشنا بودی میگفتم ای پنبه به تو اون ریختت بمالن رفیق! امام وظیفه ای داره و ماموم وظیفه ای. با این منطق شما ائمه هم تنها میموندن چه برسه به ولی فقیه!
پاسخ
نسحم واژگون!
۴ شهریور ۸۸ در ۱۱:۱۱ ب.ظ
من که آخرش نفهمیدم به نظرت این دادگاه خوب بود یا نه؟!!
از یه ور میگی شاگردای حجاریان رو چه کنیم از یه ور میگی توبه گرگ مرگه!!
آخرش قلم ها رو باید شیکوند یا باید کار دیگه کرد؟!!
ارادت فراوون
جسد: توبه گرگ مرگه، ولی ما گرگ رو نمیکشیم. گرگ وقتی برسه به اخر راه خودش خودکشی میکنه. افتاد؟ ما فقط اینقدر دهن آقاگرگه رو (به صورت نرمافزاری) سرویس میکنیم که بفهمه آخر خطه. البته عرضش رو نداریم
پاسخ
حمید
۴ شهریور ۸۸ در ۱۱:۱۲ ب.ظ
بسم الله
سلام
دارن برای نجات اصلاحات دست و پا می زنند؟
این روزها فقط سعی می کنم ببینم و بشنوم …
والبته کیهان و ایران هم نخوانم …
.
ما داریم کوتاهی می کنیم نسبت به وظیفه مان ؟!
.
طاعات قبول
جسد: و علیکم السلام. اگر نفرموده بودند عمار میخواهند ما هم پا روی پا میانداختیم!
پاسخ
آرام
۴ شهریور ۸۸ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
کلی حال کردیم با این : “دفاعیه سعید حجاریان (جدای از دفاعیه وکیل مدافعش) حاوی نکات نغز بیشماری بود. سعید حجاریان جوجه یک روزه از تخم درآمده نیست که اگر وبر و هابز و هابرماس را نقد کرد از او بپذیریم. اگر ده سال هم عصرهای جمعه بیاید شبکه یک و به جای رحیم پور ازغدی حرفهای درجه ده قرقره شده اساتیدی چون فردید و ملغمه ای از گفتار شریعتی و مطهری را به خوردمان بدهد و آخر برنامه هم به جای مرحوم آقاسی از دوری امام زمان بنالد، باور کنیم که او عوض شده است.”
پاسخ
سلطانی
۴ شهریور ۸۸ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
برچسب: مسخره سالاری های جمهوری اسلامی رئوف و مهربان خودمان
پاسخ
دانشطلب
۴ شهریور ۸۸ در ۱۱:۵۹ ب.ظ
سلام… همیشه وقتی با یه متن روبرو میشم که از جملات مهجور و قلمبه سلمبه و همچنین لغات مهجور و غیرقابل فهم(فهم خودم رو میگما) سرشاره، اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که نویسنده دیوانه هست…!!!
جسد: سلام! منظورت دفاعیه آقا سعید است؟
پاسخ
مجتبی
۵ شهریور ۸۸ در ۱۲:۰۴ ق.ظ
من لبِ دندانگزیدهی حجاریان و چهرهی مبهوت زیدآبادی و دندانهای شریعتی را میبینم آقا مرتضی. ما «احمقها» اینها را میبینیم و به همآن آبدوغخیارمان هم راضی ایم.
لذیذترش نوشِ جانِ تو.
پاسخ
مرتضی عارف پاسخ:
شهریور ۵م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۰ ق.ظ
سلام علی اقا. من هم دیدم. من هم متوجه این بهت شدم. اما نه زیدآبادی را چون طفلی میدانم و نه سعید حجاریان را کسی که کوتاه بیاید. نمیدانم شاید حق با تو باشد علی شاید شکنجه ای باشد. اما حرف من این نبود. من با نفس این اعترافات مشکل دارم. قصد کلی ام در این نوشته آن است که این اعترافات اگر هم درست باشد به تومانی نمی ارزد.
شیره جان ما گوارای وجود بیبیسی و سازگارا.
یا حق
پاسخ
علی
۵ شهریور ۸۸ در ۱۲:۲۹ ق.ظ
خیلی جالبه تو این دوماهه بعداز انتخابات همه از گمراهی در امدند و ارشاد شدند. بابا زندان و شکنجه عجب بهشتیه ….. همه سران اصلاحات رو سر عقل میاره ،
ولی من چند چیزو نفهمیدم شما لطفاً کمکم کنید
۱٫ دادگاه اول بررسی اتهامات مربوط به انقلاب مخملی بود یا رد تقلب انتخاباتی؟
۲٫ تو دادگاه دوم متهمین به اتهاماتی که نداشتند چرا اعتراف کردند؟ (از جمله کسی که متهم بود به آتش زدن مکانی، اعتراف کرد شیشه هم می کشیده)
۳٫ مملکت ما اینقدر رو هواست که کسی مثل حجاریان، عطریانفرو … که نتونستند ۲ ماه رو موضع خودشون بمونن می توانند سران کودتای مخملی باشن؟
جسد: من تمام تلاشم را کردهام این دادگاه را تقبیح کنم. سوالهای شما هم واقعا به حق است. مخصوصا سوال اول و دوم. اما در مورد سوال سوم بله! خیلی روهواست. اما روهوا بودنش دلایل جامعهشناختی دارد.
پاسخ
مریم
۵ شهریور ۸۸ در ۹:۰۵ ق.ظ
فَبَشِّرْ عِبَادِ… علی هست!
عمار میخواهد…
پاسخ
امین شیخی
۵ شهریور ۸۸ در ۱۱:۳۱ ق.ظ
عجب مسالهی پیچیدهایست این ماجرای دادگاهها، بقول یکی از دوستان:
بحق چیزای ندیده و نشنیده. . .
تحلیل شما هم جالبه :
نجات اصلاحات از چاهی که موسوی کّند!
فقط یه چیزی رو نفهمیدم؟
میشه خواهش کنم ،مختصر توضیح بدید این حرفهائی که عطریانفر ،ابطحی و حجاریان و . . . زدند چطور اصلاحات رو از چاهی که موسوی کند نجات میده و اگر این حرفهارو نمی زدند چطور اصلاحات ته چاه میموند.
پاسخ
مرتضی عارف پاسخ:
شهریور ۵م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۸ ب.ظ
حرف قشنگی یکی از اصلاحاتچیها میزد و آن اینکه موسوی تمام پتانسیل اصلاحات را فدای نتیجه این انتخابات کرد و آنهمه حزب و روزنامه را فدای چریکبازی و سواری بر موج احساسات مردم کرد. دقت که بکنید میبینید همان موسوی برگشته و سخن از فعالیت در عالم سیاست سر میدهد. یعنی چه؟ یعنی اشتباه کردیم که ریختیم خیابان! باید مثل سابق سیاست پیشه میکردیم نه جهاد. حالا این وسط که همه بزرگان اصلاحات خفقان گرفتهاند و تئوریسینهایش هم در بند هستند تلاش حداکثری امثال عطریانفر میتواند این باشد که نشان دهند اصلاحات با «ناموس نظام» دشمنی ندارد و حاکمیت میتواند به آن اجازه ادامه حیات بدهد. اگر هم این تلاشها نباشد سناریوی به قول شما اقتدارگرایان برای تطبیق اصلاحات بر اپوزیسیون به ثمر مینشیند و اینان نیز از صحنه سیاسی ایران حذف خواهند شد.
پاسخ
کمیل
۵ شهریور ۸۸ در ۱۲:۵۶ ب.ظ
شما فکر میکنید نظام به این راحتیها قدرت حذف جریان اصلاحات را دارد ؟
الان چه معاملهای صورت گرفته؟
اینان گفتند مااظهار پشیمانی میکنیم شما هم اجازهی ادامهی حیات به ما بدید؟
اگر واقعا نظام با تطبیق اصلاحات بر اپوزیسیون قدرت حذفشون رو داشت یک لحظه هم بهشون رحم نمیکرد.
اگر نظریهی شما درست باشه نظام داره نهایت رافت اسلامی رو بکار میبره واز مردن یه جریان جلوگیری میکنه . . .
تا دیروز من به دوستان اصلاحاتچیم میگفتم یا اینا واقعا متحول شدن یا خیلی آدمای بی شرفی هستند…با حساب شما این ها آزاده ترین و باشرف ترین و با ایمان ترین انسانهای تاریخند که حاضر شدند به خاطر زنده ماندن آنچه که به آن معتقدند از چیزی با ارزش تر از جانشون یعنی آبروشون بگذرند . . .
؟؟؟؟؟
پاسخ
مرتضی
۵ شهریور ۸۸ در ۱:۵۴ ب.ظ
اینان برای حفظ به اصطلاح حزبشان همه کار میکنند ولی شاید هم واقعا حقیقت را دیده باشند الله اعلم …
یک نکته : عطریانفر در زندانهای ساواک به دلیل اینکه هدف داشت و با امام پیمان بسته بود سکوت کرد حال سوال این است که چرا حالا اینگونه…
پاسخ
تفحص
۵ شهریور ۸۸ در ۲:۰۷ ب.ظ
سلام
لذت بردم از این نوشته ات. بخصوص پس نگاشت دوات برایم خیلی زیبا بود.
اما شما بزرگی یک انسان را به چه گرفته ای آنجا که قوچانی را بزرگ خوانده ای؟؟
اما احمقی را به چه گرفته ای که بازی بناچار مراتی و غیره را احمقی می نامی؟
آیا امروز برای مردان جمهوری اسلامی راهی جز این هست؟ و اگر هست آیا همین بازی ما را رهنمون به مهدی و یاسر نخواهد شد؟ اگر شود چگونه از حاج حسین شریعتمداری و دوستان حلالیت خواهید خواست؟
فکر می کنم تاکتیک های احمقانه ای که در راه محاکمه منافقان چیده شود شرف دارد به هزار و یک بازی محمد قوچانی در رکاب بازی های سیاستمدار!
جسد: شاید به جای من که یک وبلاگنویس دوزاری هستم روزی آنها باید جواب بدهند چرا اینهمه احساس وظیفه میکنند در دفاع از اسلام، در عین ضعفی که دارند و به آن واقفاند. البته منظورم شخص خاصی نیست. کلی گفتم.
و دیگر اینکه در بزرگی قوچانی زمانی خواهم نوشت. در این مجال نمیگنجد. و دیگر اینکه لطف دارید. و دیگر اینکه در مورد اینکه نظام چه باید بکند باید بیشتر حرف بزنیم و بحث کنیم. خیلی بیشتر.
پاسخ
احسان
۵ شهریور ۸۸ در ۲:۵۸ ب.ظ
راستی واقعا فکر می کنید ابن اعترافات خیمه شب بازی است؟ آیا اعترافات همه این کله گنده های اصلاحات زیر شکنجه بوده؟ راستی آنها همه و همه اینقدر سست عنصرند که اینگونه به اعتراف واداشته می شوند؟ اگر سست عنصر نیست و یا پدران مطبوعات ایرانند و یا هر چیز دیگری هستند و مصلحت شخصی با حتما بر مصالح به اصطلاح اصلاحات نمی کنند پس نتیجه می گیریم که راست گفته اند و اگر راسته گفته اند که اصلاحاتچی ها راه خود را باید اصلاح کنند واز اینها تبعیت نکنند که در دوران آزادی هرچه گفته بودند دروغ بوده است! و اگر فکرکنید که دروغ گفته اند هرچه بوده زیر شکنجه بوده که اینها می شوند سست عنصر و حد اقل اینبار دروغ گفته اند و می توانند بازهم دروغ بگویند و در گذشته هم دروغ گفته باشند و دروغگو قابل اتباع نیست وووو پس در هر دو صورت باید اذعان کرد که موج دروغین اصلاحات فروریخته و باید دست از دامن چپ و راست سنتی و کارگزارانی برگیریم و به فکر دنیای خود و آخرت امیدوار کننده خودمان باشی. راسته جسد خان آنقدر در سیاست سر فرونبر که فرصت پرداختن به ماه خدا را از دست بدهی.
پاسخ
حسین توتکی وال
۵ شهریور ۸۸ در ۶:۴۰ ب.ظ
فرض بر این هم بذاریم که شکنجشون کردن.بازم حقشونه.کسی که وطن فروشی کنه بدتر از اینکه ایمان نداشته باشه.اما قضیه زمانی مهم میشه که ببینیم دادگاه میخوان چیکار کنن.اینکه واقعا همون آدمای راستگو و سر به زیر دادگاه هستن؟
شاهد باشین که چه تو این دنیا چه تو اون دنیا خون همه ی شهیدها این پست فطرتان رو خواهد گرفت.اشک های مادرهایی که بچه هاشون رو به خاطر امنیت این آقازاده ها دادن.باید به همه پاسخگو باشن.
پاسخ
معصومه
۵ شهریور ۸۸ در ۷:۰۴ ب.ظ
بعد دادگاه……..
پاسخ
معصومه
۵ شهریور ۸۸ در ۷:۰۶ ب.ظ
«اگر ده سال هم عصرهای جمعه بیاید شبکه یک و به جای رحیم پور ازغدی حرفهای درجه ده قرقره شده اساتیدی چون فردید و ملغمه ای از گفتار شریعتی و مطهری را به خوردمان بدهد»
[...]
پاسخ
سلمان
۵ شهریور ۸۸ در ۱۰:۰۳ ب.ظ
حالا چه اصراری داری حذف کنی رقیب رو؟! اگه قرار به حذف کامل بود اوناهاش اون مجمع! اونهم ولی فقیه تون! اونهم هاشمی! ما که خیلی از این اعتقادات شما سر در نمی یاریم ولی پناهیان تو یه سخنرانی می گفت ولی فقیه برای تعادل اومده و ضد دیکتاتوریه (مثلا!) و این ها!
آخه شما ها با هم فرق دارید! یک دست نیستید! از یه طرف می گید محاکمه عاملان اصلی ….اون طرف دادگاه کاریکاتوری…
ما فکر می کردیم حاج حسین ایده ال شماست براش علامت قلب می ذارید(=لاو و اینها!)
دنبال علامت شکنجه ای !؟۶۰ روز انفرادی بودی تا حالا!؟ این شکنجه نیست!؟بابا خیلی سنگدل اید شماها ….(حالا کاری به دندوناش نداریم!)
جسد: عادت دارم پریشانگوهایی چون شما را تحمل کنم. اشکالی ندارد. اما دوست من حرفهایی که زدی هیچ ربطی به هم نداشتند. من هم بی ربط جواب میدهم:
)
رقیب؟ یک آدم پاپتی عوضی میشود رقیب؟ رقیب کی؟ ولی فقیه؟
من با دادگاه هیچ مشکلی ندارم، با اعتراف گرفتن مشکل دارم. فکر نکنم حرفم سختفهم باشد.
شکنجه همان انفرادی ست؟ نه یعنی واقعا شکنجه همان انفرادی ست؟ اگر شکنجه همان انفرادی ست هر چه شما گفتهای درسته!
پاسخ
ناشناس
۵ شهریور ۸۸ در ۱۱:۰۰ ب.ظ
تا کی قلم را با شمشیر قلم میکنیم؟ این شکست است اقایان! قهقههتان نوید الرحمان دارد!
توصیه میشود نویسنده برای این جمله توبه کند !
پاسخ
+
۶ شهریور ۸۸ در ۱۱:۵۶ ق.ظ
یک صحنه در فیلم اشباح گویا میلوش فورمن هست که فکر می کنم ارزش دیدنش را داشته باشد. یکی از کاردینال ها در جواب اینکه اگر شما زیر شکنجه باشید به هر چیزی در دادگاه تفتیش عقاید اعتراف نمی کنید می گوید نه چون من ایمان به خداوند دارم! نمی توانم چیزی خلاف واقعیت بگویم درست چند لحظه بعد وی در حالیکه با طناب آویزان شده اعتراف می کند که فرزند حرامزاده یک شامپانزه و یک گوریل است!
شاید بعضی ها بگویند که چرا عطریانفر زمان شاه اعتراف نکرد و حالا کرد از این بگذریم که آن موقع رهبر کی بود و حالا رهبری با کیست صحبت نوع شکنجه هاست من بسیاری از چپی ها را می شناختم که هم دوره شاه زندان بودند و هم دوران حکومت اسلامی اگر از آنها می پرسیدی می فهمیدی که تفاوت از زمین تا آسمان است! بهتر نیست بغیر از انگیزه زندانی در مقاومت انگیزه شکنجه گر و بازجو هم توضیح می دادی؟ دهان خورد شده پسر نوزده بیست ساله که نه سر پیاز بود نه ته پیاز خود مقیاس خوبی است!
راستی برادر طی این دو ماه که بسیجیان عزیز درگیر سرکوب مردم بودند غنی سازی متوقف شد و آب سنگنی اراک هم بازدید شد خبر داری؟
پاسخ
سعید
۶ شهریور ۸۸ در ۴:۵۷ ب.ظ
“احمقهایی که ذکر شکنجه میکنند برای توجیه اعترافات…”
این را نگه دار … مباد که روزی گرفتارش شوی… خودت یا عزیزانت
و آن وقت است که در زی احمقان درآیی … و آن وقت است که بدانی
پاسخ
امیر
۷ شهریور ۸۸ در ۱۲:۵۹ ب.ظ
سلام…
سناریو را که دیگر سر در می آوریم….
نصف عمرمان را برای شناخت درام و کلاس های فیلمنامه نویسی گذرانده ایم….
سناریویی که بازیگرانی به غایت ناشی و بی تدبیر داشتند…
پاسخ
دادا
۷ شهریور ۸۸ در ۲:۰۱ ب.ظ
سلام
طاعات قبول
به روز هستم:
http://bloodmoney.mihanblog.com/post/25
پاسخ
علیرضا امامی
۸ شهریور ۸۸ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
سلام
اول اینکه بیانتون واقعا جالب و کم نظیره!
دوم اینکه شما جز انتقاد راه حل دیگری هم دارید؟
افکار عمومی رو هم در نظر میگیرید؟حتی همین که بعضی ها را به نفاق بکشند(به جای کفر صریح)جای شکر دارد!
نه!..جدا!..اگر رسانه ای نمیشد خوب بود؟اعترافات رو میگم..!شما همه ی ۴۰ میلیونو دارید در نظر میگیرید؟به نظر شما اکثریت مردم میدونستن دعوای اصلی سر چیه؟یا اینکه به خاطر تقلب و توهم تقلب به نظام بدبین شدن..یه دور تو شهر بزنید ببینید تاثیر همین کار به ظاهر چیپ روی عموم مردم چی بود!
ولله چی بگم..
مثلا به نظر شما خوب بود این بنده های خدا چیکار میکردن؟نگید که این کارو نمیکردن کفایت میکرد!
پاسخ
آشنا
۸ شهریور ۸۸ در ۲:۵۷ ب.ظ
و علیکم السلام.
هدف وسیله را توجیه نمیکند.
یا حق
پاسخ
مرتضی عارف
۸ شهریور ۸۸ در ۳:۴۶ ب.ظ
خب پیشنهاد شما چیه؟چیکار میکردن خوب بود؟
پاسخ
مرتضی عارف پاسخ:
شهریور ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۹ ق.ظ
دادگاه!
نه اعتراف گیری، نه فیلمسازی!
دادگاه عادلانه!
پاسخ
آشنا
۸ شهریور ۸۸ در ۸:۵۴ ب.ظ
من جدا واقعا تشکر می کنم که همچون مایی را تحمل می کنی…
اصلا همین آستانه تحمل شماهاست که ما را «کشته»….
اما دادگاه عادلانه هم…
باشه قبول! ولی برای همه! هم اونی که ادعای تقلب کرد هم اون احمقی که مردم رو خس و خاشاک خوند و مجوز راهپیمایی نداد و بنزین روی آتیش شد.
اگه ولی فقیه بی رقیب! تونست یکبار هم شده شهوت قدرتش رو کنترل کنه و عدالت رو فدای مصلحت نکنه و کسی که بی سند تهمت می زنه رو «هم» به دادگاه بکشونه(علی رغم نزدیک بودن نظرات!)…
اونوقت هر چی تو گفتی درسته!
و اِلا ….
من به همه جمیعا پیشنهاد «خفه خون گرفتن» می کنم
پاسخ
مرتضی عارف پاسخ:
شهریور ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۰ ق.ظ
۱- شما حق داری به عنوان ناشناس یا هر عنوان مستعار دیگری نظر بگذاری. دیگران هم همین حق را دارند. اما نه شما و نه دیگران حق توهین به هیچ چیز را ندارید اینجا! این راجع به جمله آخرتان.
۲- احمدینژاد مردم را خس و خاشاک ندانست، او کسانی را که این گوشه و کنار «اغتشاش میکنند و سلب امنیت میکنند و بانک آتش میزنند» را خس و خاشاک خواند. من هرگز احمدینژادی نبودهام اما دلیل نمیشود حرفش را تحریف کنم.
۳- توهینهای شما به آقای خامنهای را بر اساس منش «علوی» خود ایشان بیپاسخ میگذارم.
۴- من نمیدانستم مسئول به دادگاه کشیدن مجرمان، نه قوه قضاییه و نه دادستانی و نه نماینده مدعی العموم، که شخص ولی فقیه است! این که چنین حقیقت آشکاری را برایم روشن کردید از شما تشکر میکنم.
۵- صفر و صدی برخورد نکن، نه دستور خفه خون گرفتن بده و نه بگو «اونوقت هر چی تو گفتی درسته». این یک پیشنهاد برادرانه بود.
یا حق
پاسخ
ناشناس
۱۰ شهریور ۸۸ در ۱:۲۵ ق.ظ
آقا مرتضی دوست دارم
پاسخ
وبگرد
۱۰ شهریور ۸۸ در ۳:۵۷ ب.ظ
عرض ادب و سلام !
این اعتراف معترفان در دادگاهها هم برای من علامت سوال بزرگی ایجاد کرده که هنوز نتوانستم در ابهام جواب درستی برایش پیدا کنم !
ولیکن به فرموده حضرت آقا در دیدار دانشجویان و نخبه گان اخیر طی فرمایشات ایشان عرض کردند ” با حدس و گمان و شایعه نمی شود کسی را مجازات کرد و حکم قضاوت برید ” و گرنه همه بخوبی می دانیم توبه گرگ مرگ است ..
پاسخ
حمیدستان ..
۱۰ شهریور ۸۸ در ۹:۵۸ ب.ظ
با شمشیر نمی توان قلم را ؛قلم کرد! (احسنت)
چه ربطی به متهمان دارد…
مگر سعید حجاریان را به خاطر نوشته هایش(به خاطر قلمش) دستگیر کردند؟!
اصلاٌ در این مدت چند بار دست به قلم شده ؟!
اگر نظام اینها را به علت قلمشان دستگیر کرده؛ پس چرا دیگر قلم بدستان مخالف را دستگیر نکردند؟!
چرا سروش را نگرفتند؟!
چرا صادق زیبا کلام آزاد است؟! چرا مهاجرانی چرا
حتماٌ فرق یعنی یک تئوریسین و فرمانده و یک آدم مطبوعاتی و رسانه ای رو می دونی؟!
چون چند کتاب و مقاله نوشته هویتش تغییر پیدا کرد ؟!
مگر شریعتمداری شمشیر به دست گرفته که گفتی :
قلم را با شمشیر نمی توان قلم کرد!
مگر در دست شریعتمداری چیزی جز قلم است !!و نمی بینی که قلم را با قلم پاسخ می دهد …
خیلی جالب است حجاریان با سابقهسال ها مدیریت ارشد در وزارت اطلاعات و با دکترای مدیریت بحران و جنگ روانی نامیده می شود یک فرد رسانه ای (!!!)
و شخصی مثل شریعتمداری با سابقه سال ها کار مطبوعاتی نامیده می شود فرد شمشیر به دست (!!!!!)
پاسخ
مرتضی عارف پاسخ:
شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۲ ب.ظ
۱-آفرین! من هم همین را میگویم! اعترافات حجاریان هیچ ربطی به کارهای رسانهای و اطلاعاتیاش نداشت و کاملا بر محور علوم انسانی بود. این یعنی توبهنامهاش تئوریک بود. یعنی اندیشهاش قلم شد نه کارهای رسانهایاش! این یعنی چه؟ یعنی این آقا با این دفاعیه اش ما را گذاشته سر کار! میفهمی برادر؟ یا بیشتر توضیح دهم؟ ما به او میگوییم چرا داد میزنی؟ میگوید راست میگویید صدایم بد است! بیشتر باز کنم؟ باشد بیشتر باز میکنم: حجاریان هیچ دفاعی ندارد که چرا قانونشکنی کرد، اما با رد وبر و هابز و تاکید بر صاف بودن زمین میتواند به دوستدارانش و رسانههای کثافتی مثل بیبیسی گرا بدهد که من تحت شکنجه هستم و آن سبزهای مغزفندقی هم هیچ وقت نفهمند چرا حجاریان هیچجا استناد به اصل ۲۷ قانون اساسی نکرد! و چرا هیچ وقت از افسانه نوزده میلیونی دفاع نکرد!
۲- من گفتم همه قلمها با شمشیر قلم میشوند؟ نه خیر! اما درباره حجاریان این صورت گرفت! به نظر من – که اصلا هم مهم نیست! – اگر در دادگاه چوب در آستین این آقا میکردند که چرا دروغ گفتی و چرا هوچیگری و قانونشکنی کردی بسیار شرف داشت به این دفاعیه افتضاح و توبهنامه کاملا تئوریک ایشان. ببخشید ولی دفاعیه ایشان دقیقا مثل دفاعیه گالیله بود! فتامل!
۳- من نگفتم شریعتمداری حجاریان را قلم کرده است! گفتم؟ فقط یک جا اسم از او بردم که ربطی هم به این مسائل نداشت. چرا آن یکجا اینقدر در ذهن شما پررنگ شد؟ نبوغ ایشان را نشانه گرفته بودم؛ که البته … بگذریم!
۴- حجاریان را به جرم جنگ روانی محاکمه میکنند، دفاعیهش میشود تبرینامه از وبر! بعد ما میاییم قصه احسان طبری را بازگو میکنیم که همان هم دقیقا همین است! یعنی شاهد روباه میشود دم آن! من دوست ندارم نبوغ دیگران را به سخره بگیرم اما … بگذریم!
۵- باز هم تاکید میکنم اشاره من به شریعتمداری به عنوان کسی بود که نقش توجیه کننده این دفاعیات را دارد، و مطمئنا نمیتوانی منکر شوی که شمشیر آخته نظام در دست چه کسانی ست! … بگذریم!
خدایا به ما قدرت غور در واقعیات بده!
پاسخ
حمید
۱۱ شهریور ۸۸ در ۱:۱۵ ق.ظ
به هر حال هر جور هم برداشت کنید . حجاریان را هم تحلیل کنید .و او را زرنگ و اینها بدانید .
یک مقایسه تاریخی را نمیتوانید از بین ببرید
بله گل سرخی کمونیست و ان دادگاهش
این مفلوکین و دادگاهشان
پاسخ
هلا
۱۱ شهریور ۸۸ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
دلم براتون می سوزه کدام علی هست؟ همان علی که می گفت لاتکن عبداً لغیرالله فقد جعلک الله حرا؟؟!!!
در ضمن منش علوی را در نماز جمعه آقا آنگاه که به مردمی که تنها جرمشان اعتراض بود اخطار داد تجربه کرده ایم!!
پاسخ
بی نام
۱۲ شهریور ۸۸ در ۲:۱۰ ق.ظ
جدیدا از زیاد نوشتن و حرف زدن می ترسم، چون فهمیده ام که بابت همه اش باید یک روزی در یک دادگاهی توضیح بدهم و هر چقدر هم آنهایی که نامشان مرتضاست ولی مرتضی نیستند و نسبشان عارف است اما عارف نیستند بیایند و بگویند دادگاهِ فُلان، فایده ای ندارد چرا که فان الشاهد هو الحاکم
و آنوقت خنده دار می شود که حسن رحیم پور بیاید در آن دادگاه به طلبی و مجموعه دستگاه های تصمیم گیر نظام – یادت هست ادامه اش را؟ نظام جمهوری اسلامی- به طلبی و قاضی دادگاه به طلب دیگری
و شاید مرتضای عارف هم بیاید و ادعا کند که فلانی اسمش را دزدیده و در یک جایی هر چه از دهنش در آمده و دلش خواسته به همه گفته و موقع گفتن این حرف ها تنها پشتوانه اش حس خوبی بوده که موقع فشار دادن دکمه ای لعنتی کیبورد داشته . . .
فتامل
جسد: سعیم بوده هوینویسی نکنیم. قصدم جز انذار نبوده. نظام به اسم مقدس نیست؛ به عمل مقدس است! همان بحث همیشگی!
پاسخ
اباذر
۱۲ شهریور ۸۸ در ۷:۱۵ ق.ظ
بسم رب الشهداء./
سلام علیکم..
حرف حق تلخ است برادر. تلخ ها.!
یازهرا(س)./
پاسخ
مجاهد
۱۵ شهریور ۸۸ در ۶:۰۳ ب.ظ
سلام
به بینام: آقا کجا مردم رو تهدید کردن؟! به نخبگان سیاسی فرمودن اگر این جنگولکبازیها رو تموم نکنن، بار دیگه میآم و روشنتر و صریحتر با مردم صحبت خواهم کرد
پاسخ
سلمان
۱۶ شهریور ۸۸ در ۴:۵۲ ق.ظ
آقا سلمان! برو دوباره گوش کن!!!
گو سیل سخت آید و شوید، سجاده و نماز ریا را
پاسخ
بی نام
۱۷ شهریور ۸۸ در ۲:۱۶ ق.ظ
به بینام؛
من ابایی از این ندارم که رهبری معترضین رو و حتی مردم رو تهدید کرده باشن! اگر میفرمایید همچه چیزی فرمودن آدرس بدید. من دو بار گوش کردم اون موقع و به گمانم یک باری هم خوندم. از کجا شما چنین برداشتی کردید؟
پاسخ
سلمان
۱۹ شهریور ۸۸ در ۳:۲۲ ق.ظ
سلام
با مطلبی با عنوان «روز «قدس» اشتباه نمی کنیم!» به روز هستم.
http://bloodmoney.mihanblog.com/post/29
یا علی
پاسخ
خون بها
۲۴ شهریور ۸۸ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
اگه اینها می تونستن حرف خودشون رو بزنن می اومدن می گفتن که تقلب شده. نه عزیزم این حرف ها حرف های کیهان بود برای ساکت کردن مردم.
پاسخ
امیر حسین
۷ مهر ۸۸ در ۱۱:۳۹ ق.ظ
خب حتما علتش این بوده که خود آقایون اینوری هم تو سپاه و حزب موتلفه مافیاشون دست کمی از آقای هاشمی و بر و بچ اشون ندارند
پاسخ
رضا اسدآبادی
۹ مهر ۸۸ در ۸:۴۲ ق.ظ