جسد زنده

هزلیات یک مُرده‌ی زنده انگاشته شده

لال باد آن که نگوید غزه

با ۱۴ نظر

کسی _ که یادم نیست کدامین عزیز بود _ می گفت این صهیون‏مصّب ها هر از چندی هار می‏شوند و بختک این مردم بی پناه. راست می‏گفت. حال ناکَسی _ که حقیر باشم _ می‏خواهم بگویم این حزب اللهی‏مسلک ها هر از چندی احساساتی می‏شوند و بختک جریان رسانه ای که : غزه را خونآب برد؛ شما ملت را خواب!

چه باید کرد؟ آیا بنشینیم کناری و شروع کنیم فریاد زدن؟ یا نه؛ برخیزیم و سر جایمان شعار دهیم؟ یا راه برویم و شعار بدهیم؟ یا بنشینیم روضه ی حاج احمد متوسلیان بخوانیم که حاجی کجایی ما بی فرمانده ایم؟ یا اصلاً مِن بیخ سکوت کنیم؟ یا مثل این ناکَس ِ کمترین، دم به دم، شعار و متن احساسی و تحلیل آب دوغ خیاری ارائه بدهیم که نفَسی، بل دَمی یا بازدمی، خواننده ای یا رهگذری بیاید بخواند، متنبه شود و برود. چه خیال خامی! آخر عزیز من! تویی که مخاطبت هزار مرتبه ارزشی تر و فهیم تر و متدین تر و غیور تر از توست چه نیازی به این سیاه قلمت دارد؟

می‏خواستم ننویسم. آخر متن قبلی که چند جا هم منتشر شد و اسباب عذاب اخروی ما را فراهم کرد _ که عالم بی عمل و … _ نه تنها قدیمی نشده بلکه همچنان بر مصادیقش افزوده شده است. بلا تشبیه، شما مقالات بیست سال پیش شهید مطهری راجع به فلسطین را یک نگاهی بیانداز. یا سخنرانی های امام را. هیچ فرقی نکرده است. مسئله همان است. می‏خواستم بنویسم. علی در جریان نستله یادت هست که گفتی “تو که در وبلاگت فلان می‏نویسی چرا کاری نمی‏کنی؟” ؟ من یادم هست. همین عتاب تو بود که مدت‏ها آلتی بود در دست نفس لوامه، زدن ِ نفس اماره را.

به حکم همین عتاب خواستم سکوت کنم. دم نزنم. اما راستش را بخواهی، طاقت نیاوردم. آخر آدم درد که داشته باشد؛ دندان به جگر فشار می‏دهد. وقتی از حدی بگذرد، خون از دندان‏گاه روی جگر بیرون می‏زند. بیشتر که باشد، خون فواره می‏زند. بیشتر که باشد، فریاد؟ نه! عربده می‏کشد!

برادر من، شاید این مطلب همان سطل آبی باشد که باید سیلی شود. برادر من، اشتباه من را نکن! فکر نکن این مطلب که فایده ای ندارد. پیر ما میگفت کار را برای خدا انجام دهید تا نتیجه اش تا ابد باقی بماند؛ خدا کند کار بزرگ او تا قیام مهدی باقی باشد _ بعون الله. برادر من، اهمیت این خط خطی هایت را دست کم نگیر. قلم بردار و فریاد بزن غزه. بگذار کمیتمان زیاد باشد. بگذار فریاد “غزه غزه” من و تو گوش فلک را پر کند. اشکالی ندارد! تو مطلبت را بنویس و بعد پا روی پا بیانداز و هیچ! خالی می‏شوی دیگر! راحت می‏شوی! اشکال ندارد. می‏گویند قرآن نمی‏خواهی بخوانی، حالش را نداری، لااقل باز کن نگاه به کلماتش بیانداز. والله اثر دارد _ این والله ِ پیر ِ حقْ‏نَفَسی بود که عالم را به نگاهی می‏سوزد.

فقط وقتی مطلبت را نوشتی و فرستادی روی آنتن، یک نگاهی به عکسهای غزه بیانداز. ببینم باز هم راحت می‏شوی و پا روی پا می‏اندازی یا نه.

بلند فریاد بزن: غزه


پس نگاشت: نمی‏دانم چه سرّی‏ست: وقتی غزه را می‏بینی هی می‏گویی السلام علی النسوة البارزات …

پس نگاشت ۲: جنبش وبلاگی غزه (برادر من! خواهر من! مسخره نکن! من و تو وقتی حاضر نباشیم برای غزه یک مطلب چند خطی هزینه کنیم، بقیه حرفهایمان _ که خدا و پیغمبر و اینا! من و دریاب میخوام شهید بشم! _ ادعای گزافی بیش نیست.)

نوشته شده توسط م. ع.

آذر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۶:۴۶ ب.ظ

نوشته شده در یادداشت

برچسب , , ,

با ۱۴ نظر برای 'لال باد آن که نگوید غزه'

اشتراک نظرات با RSS یا بازتاب برای 'لال باد آن که نگوید غزه'.

  1. همه کارا درسته
    جای هیچ بحثی هم نیست
    اگه غزه له میشه حق شونه
    اگه محاصره هستند حق شونه
    تازیگی هم با این مثلا محاصره یک نمایش شوی لباس عربی در قسمت عرب نشین کشورشون برگزار کردند
    عباس جون هم که می خواد واسشون سنگ تموم بزاره ولی میگن
    نه
    آخه تقصیر خودشونه

    فقط یک چیزی کنار ذهنم اذیت میکنه و میگه:
    هر کس صدای کمک خواهی مسلمانی بشنود و به کمک نشتابد مسلمان نیست

    پاسخ

    آشنای دور

    ۱۲ آذر ۸۷ در ۸:۱۸ ب.ظ

  2. اجرت با صاحب اجر و عجب تیتری زدی ها! اگر که بقیه تیترت را ببینند از ترس لال شدن هم که شده مجبور به نوشتن اند آخر شنیده شده که جسدی که بتواند زنده باشد حتمآ مستجاب الدعوه هم هست.
    یا حق

    پاسخ

    واژگون

    ۱۳ آذر ۸۷ در ۱۲:۵۵ ب.ظ

  3. سلام
    آمدم که …
    خب، راستش، قدیم ترها سر زدن به دوستان رسم بود؛ من هنوز قدیمی ام!
    —-
    غزه را که می بینم از خودم و خیلی های دیگر بدم می آید…
    برقرار باشید.

    پاسخ

    کبری آسوپار

    ۱۴ آذر ۸۷ در ۱:۵۵ ب.ظ

  4. وقتی می گوید راه قدس از کربلا می گذرد ، یعنی از هر راه دیگری که برویم به مقصد نمی رسیم ! زار بزنیم ، عربده بکشیم ، اصلا روزی یه نوبه همگی قرار بگذاریم با بچه ها ، جمیعا ، جگر تکه تکه شده بالا بیاوریم ، حرف همان است که پیر کاردرست گفت. کهنه هم نمی شود … قصد مقایسه دارم ها !
    سابقا هر که عشق جهاد حرفه ای بود جذب سپاه می شد … فرمانده یک قاسم سلیمانی دارد و یک سپاه قدس … هر که دارد هوس کرببلا بسم الله …
    دندان را هم بایست از روی جگر مبارک برداشت … جگر ، آلت لحظه های حساس است … !
    لال می شویم !

    پاسخ

    سه تفنگدار

    ۱۴ آذر ۸۷ در ۶:۱۵ ب.ظ

  5. سلام علیکم..
    ناراحت نشوی ها، یعنی اگر شدی هم بشو.!
    با تو از این حرفها ندارم. شوخی بس است. ادا و اصول دخترانه هم.!
    من فقط می نویسم که:
    انا لله و انا الیه راجعون..
    قدس دیگر از ما نیست. مبارک صهیونیست ها.!

    یازهرا(س)./

    پاسخ

    مجاهد

    ۱۴ آذر ۸۷ در ۷:۴۲ ب.ظ

  6. بسم الله
    سلام . غزه ، غرق خون است ! زخم خون فشان غزه را این نوشته ها مرهم میشود ؟ فجایع غزه آنقدر بزرگ است که نوشتن از آنها به شوخی میماند !!!!! …

    پاسخ

    علیمهر

    ۱۴ آذر ۸۷ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

  7. کلی حرف نوشتم هم در مورد پست هم کامنت اخر ولی بعد دیدم زیادی عصبی شدین گفتم عصبی تر نشین بهتره .


    توضیح صآب مغازه: کامنت آخری که فرمودند را حذف کردم. خشم که می آید ظاهراً … . بنده اصلا اهل عمل نیستم و هرچه اینجا خطاب به من نوشته اند صحیح است.
    دعا بفرمایید.

    پاسخ

    هبوط

    ۱۴ آذر ۸۷ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

  8. وَ قُل لِعبادی یقولوا التی هی احسن، إنَّ الشّیطان یَنزِغُ بَینَهم، إنَّ الشَّیطانَ کانَ للانسان عدواً مبیناً

    پاسخ

    مرتضی عارف

    ۱۵ آذر ۸۷ در ۱۲:۰۵ ق.ظ

  9. داریم زندگیمان را می کنیم ……چه اصراری داری وجدان خاک خورده را بتکانی؟؟!!…تا دلت بخواهد و دلم بخواهد فریاد بزن : غزه…!
    صدای من و تو که سهل است…وقتی جیغ اشک خونبار کودک غزه که روی آغوش مرده ی مادرش فشرده می شود و نصف پدرش هست و نیم دیگرش زیر تانک…انسانیت سربازی که عقل و انسانیتش را هم باخته فریاد می زند…پاسخش می شود لگدی با آن پوتین ها ی زره ای به سینه اش….!!!..آنوقت تو هی ازین دور فریاد بزن غزه!
    این کودک نه آب می خواهد نه برق نه فریاد نه هیچ زهر مار دیگری…..
    گرمی آغوش مادرش را می خواهد که دارد به سردی می گراید….!
    خیال هم نمی تواند بکند حامیانی(!) همچون ما دارد….حامی برایش شیر و آب نمی شود…
    برویم دم گوش خودی ها زمزمه کنیم غزه…!کم در انحصار ایمان و فرهنگ نیستیم!
    فهم که حاصل شد همانی که باید بیاید می آید و زیر لوایش همانی که باید بشود می شود….
    ولی بگذار زندگیمان رابکنیم …این کارها ازما ساخته نیست….
    مزاحم وجدان ما هم نشو!
    یا علی

    پاسخ

    سیده

    ۱۵ آذر ۸۷ در ۱۲:۲۲ ق.ظ

  10. آن دنیایی اگر در کار باشد
    خواهیم شنید بوی گند فاسد شدن
    عمل هایی که روی زمین گذاشتیم
    و به امان خدا رها کردیم
    و رفتیم پی بازی و سرگمی
    بوی گندی که امروز
    شمه ای ازان بلند شده
    در غزه
    در عراق
    و شاید در پشت میز کارمان

    اگر نتیجه ای برای عقیده ای می خواهیم باید پی عمل برویم

    پاسخ

    اهل عمل

    ۱۵ آذر ۸۷ در ۱:۱۱ ق.ظ

  11. آقا مجید توی این مطلب هر چه شما خواسته اید و مسخره کرده اید و فحش داده اید آورده است و خیلی منطقی به چالش کشیده و جواب داده است. خدا خیرش دهد که وقتی مطلبش را دیدم، انگار پدر سالخورده ام را پس از سالها دوری زیارت کرده باشم! که گرمای نگاهش تمامی زخم سیلی و شلاقها را از یادم ببرد. ما را باش فکر میکردیم چه کسانی خودی هستند! خدا به من رحم کند. خدا به من رحم کند.

    از من میپرسی میگویم خسته شده ایم. طاقت تکرار نداریم. به خدا توکل نداریم. میگوییم خب که چی؟ خودمان هزارتا کار داریم! راه قدس از کربلا میگذرد. اینها همه به خاطر این است که از تاثیر انفسی کارمان خبر نداریم.

    خدا بیدارت کند جسد. خدا بیدارمان کند. فعلی الاسلام سلام …

    پاسخ

    مرتضی عارف

    ۱۵ آذر ۸۷ در ۱:۲۰ ق.ظ

  12. سلام علیکم..
    خفه اش کردم. کامل و با ذکر جزئیات.!
    بیا و ببین. فقط اگر رویت شد که تا آخر بخوانی، زحمت خفه شو گفتن را هم به خودت نده.!

    یازهرا(س)./

    پاسخ

    مجاهد

    ۱۶ آذر ۸۷ در ۲:۳۳ ب.ظ

  13. سلام
    خیلی جالبه درست از وقتیکه در مورد غزه مطلب زدم و تصاویری گذاشتم آمار وبلاگم کم شد البته اول ناراحت شدم که چرا این کار را کردم که آمارم بیاد پایین بعد به خودم اومدم گفتم کجا دارم میرم؟به چه چیزهایی فکر می کنم؟برای همین دوباره از تصویر های غزه استفاده کردم.حالا جالب هم هست که بعضی بچه مذهبی ها بعنوان اعتراض به این پست برام مطلب نوشته بودند.موفق باشید.یا علی

    پاسخ

  14. وبلاگ نویس جا نمونی…

    “با این چیزی که هست باید بریم بمیریم”

    به روزم.

    [عصبانی]

    پاسخ

    حمید

    ۲۷ دی ۸۷ در ۳:۳۲ ب.ظ

دیدگاهی بنویسید

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.