جسد زنده

هزلیات یک مُرده‌ی زنده انگاشته شده

بسم الله

با ۲۴ نظر

شرمنده، نمیتوانم تضمینی بدهم. میدانم تضمین نمیخواهی، ولی خب … سعیم را میکنم. ببین عزیز من، بالاخره شب که می آید، ماه هم؛ آن وقت اگر ماه را ببینم و زنجیر پاره نکنم، شبم صبح نخواهد شد. این پروپرانولول ها را هم بردار، گذاشته ام شان آن بالا، کنار آینه، قربان دستت … هر وقت می خورمشان، انگار آسمان و زمین بر قلبم نیزه فرو میکنند، همینطوری خوب است

مدتهاست نرفته ام خانه بی بی. بی بی نکند نخواهد مرا. من که غیر از بی بی کسی را ندارم. بی بی مدتهاست به خوابم نیامده ست، اگر نبود این جاسوئیچی که نام بی بی را رویش درج کرده اند، دیگر قطع امید میکردم از امید بی بی به خودم؛ این هم نشانه ایست لابد

ابراهیم، سلام، خب گفته بودی مثل خودم بنویسم. میدانستی دغدغه های دیگری هم هست، ولی … رفیقی دیگر، رویت را نمیشود انداخت زمین. اینجا هم همه ش مال خودت، مگر یادت نیست؟ قصه همان پول و جیب و نیاز و برادر و … سلام ابراهیم. این همه سلام ها از برای تو بهترین دوست کمترین سپاس است؛ بی ریا تر از تو رفیق، ندیده ام … والله بالله تالله …

همینطور سرت را انداخته ای پایین آمده ای جسد زنده دات آی آر. اوهوی! با توام! “این خانه را بی وضو زیارت حرام ست”! من هم اینجا مهمانم؛ به آیین سرایداری … شما بیایی بنشینی برایت چای می آورم. اگر هم ننشینی میگویم خوش آمدید. ولی عزیز من، دوست نازنین من، خواهر خوب من، اگر خواستی نظری چیزی بگذاری که بر مذاق صاحب این خانه خوش نیاید؛ ببین من معذورم : مامور است و معذور؛ حذفش میکنم. گفتم که … تقصیر از من نیست … دستور از بالاست

خب این مدت اتفاقها افتاد؛ مقداد که بَست و رفت. حلال کن حاجی، حلال کن. خیلی های دیگر هم رفتند، خب خیلی ها هم نرفتند! (ر.ک. “آنها که رفته اند رفته اند!”) من هم شده ام مصداق برهان مجسم! آشفتگی از این بیشتر؟ من که گفتم تضمین نمیتوانم بدهم. به جان تو نباشد به جان عزیزم، اینقدر دوست دارم اینجا را همانگونه نیمه بسته و نیمه باز نگه دارم؛ نوعی زهد است، مثل این زهد در استفاده از نقطه ی آخر جملات! ولی خب؛ حضرت شیخ فرموده است “مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش” … بین خودمان بماند متکلم وحده بودن خیلی شیرین است

من خودم را بکشم، یا نه، نکشم، جسد زنده ام. تو مرا به هر اسمی که میخواهی بشناس. من جای باراک اوباما هم که بنشینم، باز همینی هستم که می بینی، همین فَشَل مَست نیمه شبهای تنهایی تو. پس سر جای خودت بنشین و برای من کلاس درس راه نیانداز. کارم را خوب بلدم.

… خدا در دل صحراست

نوشته شده توسط م. ع.

آبان ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۶:۱۶ ب.ظ

نوشته شده در یادداشت

برچسب ,

با ۲۴ نظر برای 'بسم الله'

اشتراک نظرات با RSS یا بازتاب برای 'بسم الله'.

  1. کلی حرف هست، از این اقدام مسخره ی دکتر احمدی نژاد در تبریک گفتن پیروزی اوباما، بگیر تا رزمایش برادران نیروی انتظامی در تهران، تا اکران فیلمی مثل دعوت از ابراهیم حاتمی کیا، تا همین همسایه مان که مجبور است شب را تا صبح در کوچه سر کند … ولی گفتم دلم را به دریا بزنم و پُست اولی رو که شب میلاد آقا علی ابن موسی الرضا میخوام بفرستم رو آنتن، خود دل بنویسه. فوقع ما وقع …

    بسم الله

    پاسخ

    مرتضی عارف

    ۱۹ آبان ۸۷ در ۱۱:۲۱ ب.ظ

  2. بسم رب شهدا
    سلام
    اندکی صبر…. .
    صبر هم فایده نداشت انگار…
    چه باید گفت…
    راستی این جسد زنده زنده دوست داشتنی است…یحتمل چون یاد خودم میفتم ….
    فعلا همین..شاید بعدتر صبر جواب داد…
    کربلایی باشید…

    پاسخ

    ....!!!

    ۲۰ آبان ۸۷ در ۲:۱۰ ب.ظ

  3. سلام

    به سلامتی

    پاسخ

    مسمار

    ۲۰ آبان ۸۷ در ۲:۴۰ ب.ظ

  4. شرمنده، نمیتوانم تضمینی بدهم. میدانم تضمین نمیخواهی، ولی خب … سعیم را میکنم. ببین عزیز من، بالاخره شب که می آید، ماه هم؛ آن وقت اگر ماه را ببینم و زنجیر پاره نکنم، شبم صبح نخواهد شد…
    ……….
    حتما دانسته ای که خواب حجت نیست! این هم نشانه ایست لابد!
    …………
    که خدا در دل صحراست؟!
    انا اقرب الیه من حبل الورید!
    ……………………..
    برعکس میگردم طواف خانه ات را
    دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند!
    یا علی مددی…

    پاسخ

    باران

    ۲۰ آبان ۸۷ در ۴:۰۲ ب.ظ

  5. بسم الله
    :) )
    آنها که رفته اند … رفته اند …
    :) )((

    پاسخ

    رفته!!

    ۲۰ آبان ۸۷ در ۷:۲۷ ب.ظ

  6. لامصب! مصبتو شکر…
    زنده‌باشی

    پاسخ

    سلمان

    ۲۰ آبان ۸۷ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

  7. علیکم السلام و رحمه الله …

    پاسخ

    سجاد

    ۲۱ آبان ۸۷ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

  8. تنگ این توضیحات لینک ها،‌ اضافه کن: و ما ادرک من فاطمه رجبی! =))
    این یک دستور است

    راستی! من خواهر خوب تو نیستم!
    شعاری شد …

    پاسخ

    یک نفر عابر

    ۲۱ آبان ۸۷ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

  9. و ان یشا یذهبکم و یات بخلق جدید….!!

    پاسخ

    سیده

    ۲۱ آبان ۸۷ در ۲:۰۸ ب.ظ

  10. بسم الله
    سلام
    ۱-خوندن ۵ صفحه قران کار یه قرص پروپرانولول رو میکنه ؛ من تجربه کردم . هر چی فشار بیشتر ، قران بیشتر ..
    ۲-خوبه ادم همیشه دور و برش چیزایی داشته باشه تا چیزایی از یادش نره ..فراموشی طبیعیه و از رها کردن خود ایجاد میشه .. اگه خودتو رها کنی یادت میره ..
    ۳-رفیق بی ریا ؟ کبریت احمر ؟!!! .. خوشا به سعادتتون !
    ۴-اگر برای دیگران مینویسید باید اجازه بدید نظرشونو ازاد بگن ؛حتی اگه به مذاق خوش نیاد ! وقتی پای یه نفر دوم غیر از خودتون به میون میاد ، کاری که میکنید دیالوگه نه مونولوگ ! تو دیالوگ هم نمیتونید به طرف مقابل اجازه ی حرف زدن ندید .. توپ رو بندازید طرف خواننده و صبر کنید تا جواب ضربه تونو بده .. گفت و گو کردن هنریه که باید یادش گرفت . اونم برای ما که ملتی شفاهی هستیم ..
    ۵- خیلی اتفاقها افتاد ! خیلی اتفاقها میافته ! خیلی اتفاقها هم خواهد افتاد! اما هیچ کدوم مهم نیست .. مهم اینه که نخ تسبیح پاره نشه .. که جمع کردن دونه های فرّار تسبیحی که نخ اش پاره شده مصیبته !
    ۶- عالی ! خودتان باشید ! خودی رو به جلو ..
    در پناه خدا

    پاسخ

    علیمهر

    ۲۱ آبان ۸۷ در ۸:۵۳ ب.ظ

  11. مرتضی عارف

    ۲۱ آبان ۸۷ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

  12. سلام
    خوبی اینجا اینه که زمینه اش روشنه.
    بدیش اینه که شکلک نداره.

    بی خانمان بود اون اولا…آخرش شد باخانمان!

    یاعلی

    پاسخ

    ساقی

    ۲۲ آبان ۸۷ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

  13. سیزده اینجا از من!

    بپر رفیق ! خیال ات تخت…

    پاسخ

    دوست

    ۲۲ آبان ۸۷ در ۴:۴۳ ب.ظ

  14. حالت را می گیرم ! به حول و قوه ی الهی

    پاسخ

    اسماعیل

    ۲۲ آبان ۸۷ در ۹:۰۷ ب.ظ

  15. مرتضی عارف

    ۲۲ آبان ۸۷ در ۹:۵۴ ب.ظ

  16. شنیدم اینجا وبلاگ همون افغانیه است که زور می زنه بگه مشهدی ام !!!

    گفته اند اگر دیده شده با ۱۳۷ تماس بگیرید !

    پاسخ

    نام

    ۲۳ آبان ۸۷ در ۴:۱۵ ب.ظ

  17. افغانی یا مشهدی یا هر چه …
    مسلمانم.

    پاسخ

    مرتضی عارف

    ۲۳ آبان ۸۷ در ۴:۱۹ ب.ظ

  18. ارادت خاصه داریم حضرت جسد ///

    پاسخ

    اسماعیل

    ۲۳ آبان ۸۷ در ۵:۴۷ ب.ظ

  19. !!!

    پاسخ

    مرتضی عارف

    ۲۳ آبان ۸۷ در ۶:۴۰ ب.ظ

  20. خدا رحم کرد بی وضو وارد نشدم.
    راست میگه این ساقی چقدر بده که شکلک نداره.

    پاسخ

    هبوط

    ۲۳ آبان ۸۷ در ۱۱:۴۱ ب.ظ

  21. عجب !
    بیت الله که باشد بی وضو رفتنش حرمت ندارد ! طهارت کافی است ! طاهر هم که نباشی با وضو رفتنش حسنی ندارد ! می شود حکایت صفحه ی ماتی که نور را عبور نمی دهد و تاریک است
    ….
    بی وضو آمده ایم … فعل حرام پلاس پلاس ! … استغفرالله پلاس پلاس !
    ….
    جدا حکم فقهی اش چه می شود ؟!
    ….
    زهد در استفاده ی حروف هم برای حضرت بلاگر پسندیده می نماید ! (شکلک نداشت اینجا؟)

    پاسخ

    سه تفنگدار

    ۲۴ آبان ۸۷ در ۵:۱۸ ب.ظ

  22. گدای میکده ام لیک وقت مستی بین
    که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

    پاسخ

    مرتضی عارف

    ۲۵ آبان ۸۷ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

  23. سلام بر جسد … سلام بر تریبون جسد … سلام بر قلب جسد … سلام بر تو ای رفیق!

    پاسخ

    علی

    ۲۸ آبان ۸۷ در ۸:۴۲ ق.ظ

  24. علیکم السلام یا اخی العزیز

    پاسخ

    مرتضی عارف

    ۶ آذر ۸۷ در ۲:۴۰ ب.ظ

دیدگاهی بنویسید

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.